شماره مقاله: 3947

مسیر:
صفحه اول > مقالات > علیه سکوت

لینک مستقیم:
/spip.php?article3947



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

در ميزگردي با حضور اعضاي كمپين در شهرهاي مختلف عنوان شد

تعريف استراتژي عمل در هر منطقه بايد متفاوت باشد

تنظيم از زهره اسدپور

شنبه22 فروردین 1388


زماني پيش تر ميز گردي داشتيم با اعضاي كمپين در شهرهاي مختلف، از اصفهان و تهران تا كرمانشاه و كردستان و رشت و قم. به دلايل زيادي در انتشار اين ميز گرد تاخير به وجود آمد، اما از آنجايي كه مباحث طرح شده شامل مرور زمان نشده اند و هنوز قابليت طرح دارند بر آن شديم كه هرچند با تاخير زماني، منتشر كنيم. در اين ميز گرد كه ساعتها به طول انجاميد اعضاي كمپين از شهرهاي مختلف، به بيان مشكلات و نقطه هاي قوت خود پرداختند، در اين ميان هرچند رسيدن به نقطه آغاز و عمل مشترك سه سند اصلي كمپين عنوان شده و پذيرفته شده بود اما رسيدن به استراتژي‌هاي مختلف منطبق با اين سه سند مسئله‌اي بود كه بحث زيادي در پي داشت. آنچه مي خوانيد شرح اين گفتگوهاست.

نفیسه آزاد از تهران: من خیلی خوشحالم که تعدادی از فعالین کمپین در شهرهای مختلف دور هم جمع شده ایم. البته دوست داشتیم که از تمام شهرها باشند که امکانش پیش نیامد.

بهتر است برای شروع، اعضا هر کدام از شهرها تاریخچه ای از اینکه چه‌طور شروع کرده‌اند یا چه‌طور می‌خواهد شروع کند یا چه طرح هایی داشته و الان برآوردش از کمپین چیست ارائه دهد. در واقع می خواهیم ببینیم فرصت هایی که در آینده برای کمپین تعریف می شود و چالش هایی که برای کمپین پیش رو داریم چیست؟ و چه راهکارهایی دارد؟

مطهره از سمنان: ما گروهی از اعضای تشکل های دانشجویی سمنان هستیم. فعالیت هایی که برای حقوق زن داریم تقریبا نوپا است. ابتدا تعدادمان کم بود و جدیدا زیادتر شده ایم، اولین کاری که انجام دادیم در مورد 8 مارس بود که یک نشریه منتشر کردیم و یک نمایشگاه عکس برگزار کردیم.

مشکلی که ما در دانشگاه داریم کمیته انظباطی است و ما کار زیادی نمی توانیم انجام دهیم و حتی برای برگزاری یک نمایشگاه که احتیاج به مجوز نبود می گفتند باید مجوز بگیرید و برای امضاء جمع کردن هم موقعیت خوب نیست. دانشجویانی هم که ممکن است امضاء کنند خارج دانشگاه می توانیم از آنها امضاء بگیریم و دانشجویان بومی با غیر بومی ها زیاد ارتباط نمی گیرند.

زهره اسدپور از رشت: حدود 3، 4 ماه بعد از شروع کمپین، فعالیت مان را شروع کردیم، اولین کارگاهمان در 27 بهمن 85 برگزار شد، در این مدت با توجه به اینکه سابقه فعالیت در حوزه زنان داشتیم، پس از شروع کمپین در رشت نیز مراسم های مختلفی برگزار کرده ایم ، مثلا به مناسبت 8 مارس یا روز 5 شهریور یا 22 خرداد مراسم بزرگداشت برگزار کرده ایم یا بروشور تهیه و پخش کرده ایم. یک سال پیش سایت کمپین در رشت را راه اندازی کردیم و الان علاوه بر جمع آوری امضاء و علاوه بر سایتی که هست با لحاظ کردن اهمیت کار مطالعاتی جلسه های منظم با هم داریم.

الگویی که به آن عمل کردیم این بود که بسته به علائق شخصی شان اعضای کمپین موضوعی در حوزه ی زنان انتخاب کنند و آن موضوع را در جلسات کنفرانس دهند و از همان موضوع کنفرانس نیز مقاله ای تهیه کنند و در وبسایت کمپین رشت منتشر شود. موضوعات مختلفی برای کنفرانسها انتخاب شده است، مثلا بحث حجاب، خانه های امن و سنت و مدرنیزه و... به این شکل علاوه برتقویت تئوریک اعضا توانایی نویسندگی فعالین نیز افزایش می یابد.
همچنین ما در رشت کمیته هنری ای داریم که خیلی خوب کار می کند. برای سالگرد کمپین بروشوری منتشر کردیم ، همچنین پین و کارت پستال های ویژه سالگرد را نیز منتشر کرده ایم .

مریم از قم: 3 نفردر قم فعال هستیم. من اول نمی خواستم امضا جمع کنم چون برای خودم سخت بود و فقط می خواستم دفترچه بدهم. شروع کردم با دوستانم در اطرافم صحبت کردن و دیدم می توانم امضاء جمع کنم. در یکی از انجمن های سازمان ملی جوانان که بیشتر از دانشجویان قم هستند با بچه ها صحبت کردم و دیدم نظرات مشابه من دارند و آنجا کارگاه های حقوق شهروندی برگزار کردند. تا آنجایی که توانستم در حین امضا جمع کردن فعال پیدا کردم و از طریق انجمن به همایشی دعوت شدیم و جند نفر نیز در آنحا از کمپین استقبال کردند.

قم شهر کوچکی است که بسیار مهاجر پذیر است. در قم خانواده های قدیمی با هم زندگی می کنند، قومیت ها کنارهم زندگی می کنند مثلا ترک ها با هم یک جا زندگی می کنند، عرب ها با هم زندگی می کنند. یکی از مشکلاتی که اعضای کمپین در قم دارند این است که مثلا وقتی که بیرون می رویم امضاء جمع کنیم ممکن است اقوامشان آنها را ببینند و چون با خانواده هایشان هم نمی توانند سر این قضیه کنار بیایند کار کردن برایشان خیلی سخت هست. در محیط خانوادگی نمی توانند کار کنند، محیط های دانشگاه بسته است در فضای اجتماعی نیز نمی توانند فعالیت کنند.

به اعتقاد من بزرگترین مشکل زنان در قم تعدد زوجات است. در قم تعدد زوجات خیلی زیاد هست. آنقدر این موضوع در آنجا عادی است که هر لحظه زنان احساس می کنند، فردا صبح که بلند می شوند ممکن است بفهمند شوهرشان زن گرفته.

ما مشکلات زیادی در قم داریم. خود مردم آنجا خصوصا زنانشان خیلی منفعل هستند. به نظر من در قم برای فعالیت کردن و توضیح قوانین تبعیض آمیز فقط باید از راه مذهبی وارد شد.

نفیسه آزاد: قوانین ما از فقه شیعه گرفته شده و اگر بخواهد این قوانین عوض شود در واقع سرآغاز تغيير بايد همان فقه شيعه باشد كه به گفته بعضي از مراجع اين امكان هم هست. ممکن است هر کسی علاقه پیگیری این موضوع را نداشته باشد و اگر یک جمعی و یک جریانی به وجود بیاید که این کار را به شکل جدی تری دنبال کند خیلی خوب است.

مثلا تولید ادبیاتی که در چارچوب ادبیات فقهی و قم می تواند پتانسیل خوبی در این زمینه داشته باشد.

مهرنوش اعتمادی از اصفهان: ما هیچ پاسخی در حوزه فقه نداریم بدهیم و اگر شهر قم خودش این را انجام دهد و در آنجا جریانی باشد که نگاه برابری طلبی را از منظر شرعی و فقهی داشته باشند، پتانسیل خیلی خوبی است. همان طور که این کار در آفریقا انجام شد.

کاوه کرمانشاهی: به نظر من اگر قرار است کاری شود به اسم مذهب به کل کمپین تعمیم داده نشود. من می گویم با حفظ احترام جنبه انسانی اش را مطرح کنیم برای آنهایی که راحت تر قبول می کنند. و اگر لازم بود از طریق فتواها توضیح دهیم.

مهرنوش اعتمادی ازاصفهان: کمپین اصفهان 27 مهر 85 به کمپین یک میلیون امضاء پیوسته و بعد از تبریز دومین شهرستان بوده که وارد کمپین یک میلیون امضاء شده. اصفهان یک شهر سنتی خیلی بسته است بیشتر از آنچه که مذهبی باشد سنتی است و خانواده های اصفهانی اغلب در مقابل هر تغییر و تحولی که بخواهد درونشان وارد شود به شدت حالت تدافعی پیدا می کنند و هیچ تغییری را نمی پذیرند. یعنی در اصفهان خیلی بیشتر خانم ها در مقابل تغییر قوانین بیشتر مقاومت می کنند تا آقایان. زنان شرایط زندگی را همانطور که هست می پذیرند. شهر اصفهان به دو بخش تقسیم می شود یکی شهر اصفهان و یکی حومه اصفهان که مهاجرین هستند و معمولا در داخل شهر اصفهان بخاطر سنتی بودن جایگاهی ندارند بخاطر همین مسئله، فعالین در حوزه اصفهان تعدادشان خیلی کم هست و هیچ تشکل یا ngo ای مختص این مسئله در اصفهان وجود خارجی ندارد. در تمام این سالها من خودم با یک سری از دوستانم که سالها است در این حوزه کار می کنیم چند بار تلاش کردیم یک NGO مخصوص حقوق زنان در اصفهان تشکیل دهیم که نه با استقبال افراد جامعه برای شرکت مواجه شد و نه چارچوب اداری و دولتی اصفهان به ما اجازه فعالیت در این حوزه را داد بخاطر همین روند کمپین در اصفهان مشکلات زیادی را داشته . یکی دیگر از مشکلات خیلی بزرگمان در اصفهان فضای همیشه امنیتی اصفهان است. اصفهان بخاطر اینکه دو بخش کاملا مجزا و آشکار سیاسی دارد و هر کدام از این دو بخش سعی می کنند نظرات و قدرت خودشان را بر بخش دیگر تحمیل کنند، حتی در مواقعی که هیچ جای دیگری که فضای امنیتی نداشته باشد، شهر اصفهان همیشه فضای امنیتی دارد بخاطر همین مسائل کار کردن در کمپین اصفهان با مشکلات زیادی مواجه بوده.

در اصفهان ابتدای ورود کمپین خیلی سریع تعداد زیادی امضاء جمع شد و برای خود ما غیرقابل باور بود ولی بعد از گذشت چند ماه آن جمعی که دور هم جمع شده بودند، یا به کمیته دانشجویی احضار می شدند، یا مکان هایی که در آنجا جلسه تشکیل می شد تهدید کردند بخاطر همین از هم پاشید و بعد از یک مدت دوباره شکل گرفت و شروع به کار کرد ولی من فکر می کنم مهمترین مشکلی که در اصفهان داریم فضای شهر اصفهان است که فعالیت کردن در آن را خیلی مشکل کرده گرچه فعالان اصفهانی همیشه فعالیت شان را می کنند ولی به مراتب خیلی مشکل تر از شهرهای دیگر است. دوستان می گویند در شهر قم فضا خیلی بسته است ولی در اصفهان علاوه بر فضای بسته شهری فضای امنیتی و حکومتی هم خیلی شدید است و همین مسئله و مسئله سنت باعث شده که افراد در اصفهان خیلی محافظه کار باشند، شاید خیلی مخالف شرایط موجود باشند ولی به محض اینکه کمپین را می بری تا امضاء کنند بلافاصله در لاک دفاعی می روند و اصلا دیگر حاضر نیستند با آدم حرف بزنند. من فکر می کنم اینها مهمترین و عمده ترین مشکلاتی بودند که کمپین در اصفهان داشته . با این وجود افرادی که وارد کمپین شدند انگیزه های خیلی بالایی داشتند، تعداد خیلی زیادشان دانشجویانی بودند که از شهرهای دیگر در اصفهان درس می خواندند و تحت تاثیر این محیط سنتی شهر اصفهان نبودند و خیلی خوب کار کردند. ما به صورت هفتگی جلساتی را برگزار می کنیم. افرادی که وارد کمپین شدند در اصفهان، اولین بار فعالیت شان در حوزه زنان را با کمپین شروع کردند. به همین خاطرما با یکی دو نفر از وکیل های اصفهان صحبت کردیم و ازآنها دعوت کردیم آن مواد قانونی که مربوط به زنان می شود و ما هر بار در جلسات هفتگی مان یکی از مواد قانونی را در موردش صحبت می کنیم،آنها نیز نظرشان را بگویند واز پرونده هایی که در مورد آن تجربه داشتند مثال بزنند.

کاوه کرمانشاهی از کرمانشاه: امروز 20 ماه است که عضو کمپین شدم و در سال 85 اولین کارگاه در کرمانشاه برگزار شد. کرمانشاه اولین شهری بود که سایت مستقل از کمپین راه اندازی کرد. فعالیتش خوب بوده یک موقعی سطح بالا بوده و یک موقعی سطح پایین.امضای قابل توجهی جمع کرده ایم. تقریبا از یک گروه 30 نفره شروع کردیم و متاسفانه همان هفته اول با همان احضار اول در محل کار ما با ریزش نیرو مواجه شویم و 15 نفر از فعالین را ازدست دادیم و بعد از مدتی با 10 نفر ادامه دادیم به دلیل دستگیریهای اعضای کمپین درتهران و 2 نفر درکرمانشاه یک مدتی ضعیف عمل کردیم و بعد از آن باز بچه هایی که قبلا بودند دوباره جذب شدند و الان به هر حال کمپین ادامه دارد اما نه به همان صورت اول که شروع شد و آن توقعی که ما داشتیم عملی نشد.

شاید کرمانشاه یک مدل خیلی ملموس و بدی باشد از فعالیت کمپین. زمانی خیلی خوب فعالیت می کردیم اتفاقا نوشین احمدی خراسانی مطلبی را اخیرا در مورد کمپین نوشته بود بحث سازمانهای زنان و رابطه اش را با کمپین مطرح کرده بود ما در کرمانشاه خیلی ملموس با آن برخورد کرده بودیم. از روز اول کمپین را به عنوان یک انجمن مطرح کرده بودیم و به واسطه فعالیت قبلی که انجمن داشت و فعالیت هایی کنار کمپین انجام می دادیم خیلی زود شناخته شدیم، حساسیت ها خیلی زیاد شد و ارتباط ها محدود شد به انجمن. بعد از انحلال انجمن ما احساس کردیم که یک فضایی را از دست دادیم.

در شهری مثل کرمانشاه فعالیت راحت نیست، فعالان کمپین تقریبا نصف پسر و نصف دختر هستند، تعدادشان هم به اندازه ای نیست که کمیته ها را جدا کنیم . و از طرفی دخترها خیلی راحت نمی توانند وارد حوزه خصوصی شوند، به عنوان مثال ما جلسه ای را در یکی از پارک ها برگزار کردیم نزدیک بود که ما را بگیرند. و اگر بخواهیم جلسات را در منزل اعضا برگزار کنیم ممعمولا منزل دخترها پیشنهاد نمی شود و از طرفی در جلساتی که در منزل پسرها برگزار می شود دخترها به راحتی شرکت نمی کنند، بنابراین احتیاج به یک فضای قانونی داریم تا بتوانیم جلساتمان را در آن برگزار کنیم و فعالیتمان را گسترش دهیم.

پروین ذبیحی از مریوان: مسائلی که دوستان مطرح کردند همه در کردستان صدق می کند جو سیاسی، فضای تاثیر پذیری از عراق و جو امنیتی همه اینها دست به دست هم دادند. من 3،4 ماه بعد از شروع کمپین با آن آشنا شدم از همان روز اول خودم شروع کردم به جمع آوری امضاء و تبلیغ در مورد کمپین. کار خیلی خوب پیش می رفت.

زنان در کردستان مشکلات مختلفی دارند، از جمله ختنه زنان در آنجا خیلی زیاد است و در مورد برابری ارث گاهی حتی زنان مخالف هستند و می گویند اگر ارث بگیریم شوهرانمان همه را می خورند. چند همسری بی داد می کند. مثلا مرد ی می آید خانه و از سر عصبانیت قسم طلاق می خورد و طبق احوال شخصیه اهل سنت چنین طلاقی قانونی است و زن مجبور است بچه ها و خانه و زندگی اش را رها کند و برود. یا به عنوان مثالی دیگر، گاه دو تا مرد با دو تا خواهر ازدواج می کنند اگر یکی از این دو تا طلاق بگیرد آن یکی هم باید طلاق بگیرد و این مسئله به عنوان "زن به زن" نامیده شده است و به همین دلایل خودسوزی و قتلهای ناموسی در کردستان خیلی زیاد است. مسئله چند همسری عادی است و زنان مجبورند بپذیرند. اگر زنی مقاومت کند پول و طلایی می دهند و دهنش را می بندند. گاه زنان با وجود 5 تا 7 تا بچه مجبور به طلاق می شوند.

در چنین شرایطی در کردستان، فعالین کمپین هم خیلی منسجم نیستند. در کردستان فضا کاملا سیاسی است. راست و چپ سنتی و مدرن و رادیکال در آنجا فعالند. یکی اعلام می کند کمپین یک میلیون امضاء نوعی زد و بند است با حکومت و فتواها را قبول ندارند و یکی آن را به انحراف کشیدن زنان عنوان می کنند، ناسیونالیست ها به مسائل منطقه خودشان اولویت می دهند. و تا به حال از فعالیت های مدنی کردستان رسما حمایت نشده.

دستاوردهای کمپین :

نفیسه آزاد: من اگر بخواهم امروز بخواهم به اين دوساله آغاز به كار كمپين نگاه كنم می بینم از یک جهاتی دستاورد داشتیم یعنی اینکه مسئله زنان و گفتمان برابری طلبانه در قوانین را خیلی عمومی تر کرده ایم نسبت به آن چیزی که قبلا بوده، قبلا دغدغه ی مسائل زنان محدود می شد به آدمهای خاص در شرایط خاص ولی الان این طور نیست تبدیل شده به یک گفتمان عمومی .

من کمپین را طرحی نمی بینم که دو ساله تمام شده باشد، هیچ تجربه تغییر قانونی در هیچ کشوری دوساله تمام نشده حتی در کشورهایی که خیلی حمایتهای بزرگی داشته اند. سال اول کمپین سالی بود که با کش و قوس و شور و هیجان شروع شد و شتاب اولیه داشت، سال دوم سال سختی بود بخاطر اینکه کمپین هم شناخته شد و هم مطرح شد و بار امنیتی اش خیلی زیاد شد و آدمها به یک نظریاتی رسیده بودند و اتفاقاتی افتاد. به نظرمن به هر حال کفه موفقیت های کمپین نسبت به کاستی هایش سنگین تر بود.

مریم حسین خواه از تهران: به اعتقاد من درست است که دو سال از شروع کمپین گذشته است اما هنوز خیلی کار برای انجام دادن وجود دارد چه در تهران و چه در شهرستانها. برگزاری کارگاههایی مثل کارگاههای خشونت، حقوق شهروندی، ایجاد هسته های مطالعاتی ، سایت ها و وبلاگ ها. شکل گیری ارتباط بین شهرهای مختلف و مهمتر از این ارتباط با مردم و من فکر می کنم که خیلی جای کار داریم در این دوسال ما خیلی تلاش کردیم که با مردم حرف بزنیم ولی آدمهایی هم که امضا کردند هنوز جا برای اینکه نگرش هایشان راجع به زنان و قانون عوض شود خیلی هست.

درست است که به نتیجه نهایی که یک میلیون امضا است نرسیدیم ولی کارهای زیادی کردیم و آدمهای زیادی که قبلا کنشگر اجتماعی نبودند وارد ماجرا شدند و هزینه دادند و اینها همه دستاوردهای کمپین است و البته ضعف هایی هم از آنجایی که تا به حال تجربه انجام این کار را نداشتیم وجود داشت. نتایج این کارها برای جنبش زنان مفید خواهد بود. حتی از فعالان قدیمی سیاسی، اجتماعی شنیدم که این مدلی می تواند باشد برای خیلی از فعالیت های اجتماعی بعدی در ایران.

مهرنوش اعتمادی: به نظر من کمپین یک دستاورد بزرگ داشت من در حوزه زنان فعالیت داشتم و هیج وقت با این شهامت نمی توانستم به خیابان بروم و وارد گفتگو شوم مهمترین دستاورد کمپین برای من و خیلی از افراد جنبش زنان این بود که این فضا را به وجود آورد. تا به حال با مردم درباره حقوق صحبت نکرده بودیم و الان در اصفهان با مردم صحبت می کنیم و می بینیم عکس العملشان چی است. چه واکنشی نشان می دهند و چه حرفی می زنند؟ و شناخت عمیق تری از جامعه ای که در آن زندگی می کنم بدست آوردم و به این باور رسیدم که چیزی که آنها می خواستند من هم می خواستم و اینها همه دستاورد کمپین است و در کنار این مسئله همیشه افرادی وارد کمپین می شوند و کمپین گنجایش نامحدودی دارد. و هر روز به این افراد اضافه می شود همانطور که ممکن است ریزش نیرو داشته باشد نیروهای جدید هم جذب می کند.

زهره اسدپور: من معتقدم کمپین بستر مناسبی است تا ارتباط ارگانیک بین فعالین زنان در این بستر شکل گیرد و نضج یابد.

هما مداح از تهران:من تصورم این است که یک خوبی کمپین این است که یک پروژه تعریف شده است. کمپین خیلی انعطاف پذیراست و به این خاطر شکل متنوعی در شهرهای مختلف به خودش گرفت. خیلی جاها بچه ها به اصلاح طلب ها نزدیک شدند. در سمنان هم شما باید راهش را پیدا کنید و ما هم کمک می کنیم و می شود از پتانسیل جمع بودنشان استفاده کرد و حساسیت جنسیتی را شما بوجود بیاورید. کمپین یک پروژه مشترک بوده حول قوانین و نه موضوع خاصی بوده و ایران شمول بوده و همه را در بر داشته. اگر بخواهم در مورد چالشی که باهاش در تهران روبرو هستیم واقعا کمپین در تهران برای ما خیلی کار کرده بخاطر اینکه طیف خیلی وسیعی از بچه ها را جذب کرده. فکر می کنم چالش کمپین همان جذب داوطلب باشد یعنی در همه جا که خیلی سخت شده به دلایل مختلف مثلا بازداشت و به دلایل دیگر مثلا خانواده ها تحت فشار قرار دادند. جذب داوطلب فعالیت گسترده می طلبد و باید دو برابر صحبت کنیم.

چالش ها و راهکارها

نفیسه آزاد: در تمام شهرها ریزش نیرو فقط به دلایل امنیت نبود ریزش نیرو داشتیم و مسائل امنیتی نداشتیم. شاید بخاطر مشکل سازماندهی نیرو بود و به نظر من راجع به این صحبت بشود که نقاط ضعفش را صحبت کنیم.

مهرنوش اعتمادی: یک خصوصیتی که کمپین دارد انعطاف پذیری آن است اما من فکر می کنم استراتژیهای عملی در هر منطقه باید تعریف شود. مثلا هر منطقه در کشور ما با توجه به خصوصیات قومی و مذهبی و سنتی اشتراکاتی دارند، قم شهر مذهبی ای است و مشخصات خودش را دارد شاید پرداختن به مذهب برای قم خیلی مهم باشد. و در کردستان یا اصفهان مسایل دیگری اولویت داشته باشند. با توجه به شرایط باید استراتژی قوی برای خودمان تعریف کنیم و بگوییم که باید چه شیوه عملی را پیاده کنیم که هم مخاطبین خودمان را جذب کنیم و هم داوطلب جذب کنم و هم صحبت خودمان را در بعد وسیعتری منتقل کنیم.

در مورد ارتباط شهرها، پیشنهاد داده بودیم که کشور را منطقه بندی کنیم یعنی به صورت منطقه ای در کشور عمل کنیم. قبلا ما در در حوزه آموزش تجربه کرده بودیم کشور را بر حسب شرایط قومی و مشابهت هایی که دارند منطقه بندی کنیم و مثلا ما در اصفهان کارگاه مشترک با شرکت بچه های کرمان، قم، یزد و اصفهان برگزار کنیم چرا که از نظر فرهنگی و بافت سنتی این 4 استان خیلی شبیه هم هستند.

من فکر می کنم اگر این اتفاق در سال آینده اتفاق بیافتد خیلی خوب است چون اولا شهرستانهای آن منطقه مجاور همدیگر که از نظر فرهنگی و بافت سنتی و قومیتی شبیه همدیگر هستند در لحظات بحرانی یا موقعیت هایی که بخواهند یک عملکرد واحد داشته باشند می توانند به هم کمک کنند، کرمانشاه و کردستان که این مشکلات را می گویند در لرستان هم خیلی از این مشکلات وجود دارد، در خوزستان هم همینطور یعنی اینها معظلات منطقه ای غرب کشور است. خیلی از قتلهای ناموسی به همان شدت که در کردها است در بختیاریها هم هست. مسئله دختر به دختر دادن یک اصطلاحی است که لرها برایشاصطلاح گاو به گاو دادن را به کار می برند. و اگر یکی از این دختران زندگیش به هم بخورد آن یکی هم زندگی اش به هم می خورد. این مشکلات و معضلاتی است که در مناطق جغرافیایی مشابه هستند.

مثلا مشکلاتی که در گیلان است در گلستان و اردبیل هم می بینیم.

یکی از مهمترین کارهایی که در سال آینده انجام می دهیم این است که این ارتباطات منطقه ای را گسترش بدهیم یک سری پتانسیل ها بارور می شود، افراد یک سری توانمندی پیدا می کنند که به تنهایی این توانمندیها را ندارند و این توانمندیها را پیدا می کنند. بعد از آن هم منطقه ها باید با یکدیگر ارتباط داشته باشند خیلی راحت می شود 4 تا کارگاه منطقه ای برگزار شود، یک نشست برگزار شود، مناطق دستاورد خودشان را در حرکت جمعی مشارکت دهند.

من پیشنهادم برای سال آینده برای کمپین این است و حسن بزرگی که دارد وابستگی به مرکز را کاهش می دهد غیر از اینکه گروههای منطقه ای به هم کمک می کنند. الا تمام شهرستانها چشمشان به تهران است و وقتی اتفاقی در تهران می افتد متاسفانه بازتاب منفی در شهرستان دارد. در سال گذشته مسئله بازداشتها بازتاب خیلی منفی در شهرستانها داشت چون شهرستانها تنها با تهران ارتباط دارند و کوچکترین فشار امنیتی که برای ما عارض شد جمع مان از هم پاشید یا وقتی در تهران اختلافی بوجود آمد این اختلاف به شهرستانها منتقل شد اگر که یک انسجام ارتباطی بین شهرستانهای همجوار به وجود بیاید بخاطر اینکه خودشان درگیر می شوند و سعی می کنند خودشان به همدیگر کمک کنند، این مرکزیت تهران را خیلی کمرنگ تر می کند و تمام شهرها تابع اختلافات تهران نمی شوند.

کاوه کرمانشاهی: در مورد اتحاد منطقه ای شاید باز هم برای اولین بار در کردستان این کارها را کردیم ولی به نتیجه نرسیدیم همان ابتدا سایت را راه انداختیم که این ظرفیت بوجود بیاید که بچه ها خودشان را شریک بدانند و این ارتباط را با فعالین مریوان و سنندج و مهاباد برقرار کردیم ولی باز هم جو امنیتی منطقه تاثیرش را بر ارتباطات گذاشت. مثلا گفته می شد کمپین پای فعالین کرد نشین را به کرمانشاه باز می کرد . و زوم می شود رویش که شما چه نیتی دارید که این ارتباط را با هم برقرار کنید؟ شاید آن حمایتی که من کرد از فعالین کرد می کنم مثل همان حمایت نباشد که از طرف فارس که دارد صورت می گیرد. اگر من حمایت می کنم می گویند تو با جنبه های دیگر کارش موافقی ولی اگر از طرف یک فارس حمایت شود می دانند که با جنبه های دیگر کارهایش کاری ندارد و فقط زمینه فعالیت در حوزه زنان دارد از وی حمایت انجام می دهد و این ارتباطات را کمی سخت می کند.

مهرنوش اعتمادی: اگر خارج ازمنطقه کرد نشین هم فعالیت کنید، این مشکل حل می شود ما قبلا این را تجربه کردیم، فعالین کردستان با بچه های لرستان، خرم آباد، خوزستان، کهگیلویه و بویر احمر، کرمانشاه و کردستان همه تشکیل یک اتحاد منطقه غرب را دادند و بخاطر اینکه افرادی از مناطق دیگر بین آنها بودند، یک زمانی کارگاه آموزشی را در خرم آباد برگزار می کرد، یک زمانی آمدند ونشست منطقه ای را در اهواز برگزار کردند ، و این مسئله امنیتی را حل می کند. منطقه ای عمل کردن فضا را گسترده تر می کند و از همه مهمتر آن مشکل هم حل می شود وربطی به ما ندارد وقتی مثلا می گویند از 4 تا کرد حمایت کنید مثلا اگر بچه های خوزستان هم با شما دخیل بشوند آن موقع می شود طرفداری از کمپین .آن موقع شما می شوید منطقه غرب کمپین یک میلیون امضاء. ی
من این تجسم را در ذهنم دارم و در عمل نمی دانم اینطور بشود و فکر می کنم خیلی از مشکلات را به این شکل حل کنیم.

کاوه کرمانشاهی: شاید یک سری مشکلات جدید هم بوجود بیاید، عدم شناخت، اولویت قرار گرفتن بعضی چیزها ولی این پیشنهاد جالبی است.

مهرنوش اعتمادی: باید یک کارگاه نیازسنجی برگزار کنیم و اولویتها را در منطقه لیست کنید، اولویت در استانها و مشابهات خودتان را انتخاب کنید و باشد. گرچه شیراز هم فکر نمی کنم در یک منطقه با ما باشد. شیراز از نظر فرهنگی خیلی با ما فرق می کند. قم، اصفهان، کرمان و یزد شهرستانهای مذهبی سنتی هستند در حالیکه شیراز گرایش فرهنگی شان به سمت غرب و خوزستان است، از نظر مشترکات فرهنگی به خوزستان و بوشهر خیلی نزدیکتر است تا به اصفهان و یزد.

زهره اسد پور: من می خواستم بگویم این پیشنهاد خوبی است اما یعنی چی؟ منطقه ای شدن نمودهایش کجاست؟

مهرنوش اعتمادی: خیلی کارها می توانند انجام دهند کارگاه برگزار کنند، نشست بگذارند، مواقعی که به کمک هم نیاز دارند در کنار هم باشند اگر چنین منطقه بندی ای انجام شود شهرها خیلی راحت می توانند نیاز هایشان را مطرح کنند، و بین اعضای کمپین این منطقه، وقتی در یک گروه بزرگتر قرار می گیرند نیروهای بالقوه به بالفعل تبدیل می شوند.. ما خودمان در اصفهان وقتی به مشکلی بر می خوریم اگر مثلا بچه های یزد را دخیل کنیم خیلی از مشکلاتمان حل می شود در کنار آن مسئله توانمندسازی خیلی مطرح می شود وقتی منطقه تشکیل شود توانمندسازی خیلی راحت تر انجام می شود.

معضلات زنان در همه جا یکی نیست، ما می خواهیم معضلات زنان را در جامعه محلی بسنجیم معضلات زنان در اصفهان یک چیزی است، در خوزستان یک چیز دیگر، هر جایی شرایط قومی، مذهبی، سنتی، آداب و رسوم خودش دارد. اما همان مشکلی که کردها دارند در سطح کوچکی بختیاریها و لرها هم دارند و روی این اشتراک می توان مانور داد و مثلا وقتی پروین ذبیحی در کردستان روی قتلهای ناموسی کار می کند اگر بچه های خوزستان هم که این مسئله در آنجا به شدت رواج دارند با هم کار کنند وجه تبلیغاتی و همگانی اش خیلی بیشتر می شود و از یک قومیت خاص آن موقع خارج می شوید.

مثلا در عشیره های خوزستان دختر ملک پسر می شود و اگر نخواهد با پسرعمویش ازدواج کند پسر عمو می رود زن می گیرد و دختر باید تا آخر عمر مجرد بماند یعنی این قانونی که در خشونت های ناموسی به زنان عشیره های عرب وارد می شود خیلی بدتر از ازدواج های اجباری است، و این موضوع موضوعات دیگرتقریبن همان چیزی است که در کردستان هم دیده می شود.