خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > گزارش كمپين > فرسنگ ها برای صلح

فرسنگ ها برای صلح

23 تیر 1386 - روجا بندری /کالیفرنیا - نسخه قابل چاپ

به دعوت یکی از دوستان به دیدن برنامه ای با شرکت گروه دوچرخه سواران ایرانی:«فرسنگ ها برای صلح» رفتم. «فرسنگ ها برای صلح» گروه چهارده نفره ای متشکل از ده مرد و چهار زن ایرانی است که از دو ماه پیش تصمیم به رکاب زدن در نقاط مختلف دنیا برای رساندن پیام صلح دوستی ایرانیان گرفتند. این گروه از کسانی تشکیل شده است که مانند فعالان کمپین یک میلیون امضا از جان و دل و با فداکاری های زیاد پا در راه این حرکت مدنی و صلح جویانه نهاده اند. یکی تازه داماد است ، دیگری همسر باردارش را با بار زندگی در ایران گذاشته است .این دوچرخه سواران به گفته خود حاضرند که جان خود را در راه کمک به یتیمان در خیریه رحمت یا به خاطر تلاش برای صلح و جلوگیری از یتیم شدن بسیاری کودکان دیگر فدا کنند. چهار زن جوانی که در این گروه عضویت دارند در فعالیت درسی و کاری به جایی رسیده اند که فعالیت شان بیشتر درردیف مشاغل و رشته هایی مردانه محسوب می شود. طی سخنان افراد گروه برای مخاطبان حاضر در برنامه، یکی از مردان گروه با لهجه بسیار زیبای خود متنی در باره ایران می خواند، متنی که همه را به تلاش برای صلح می خواند و اشک را از چشمان من سرازیر می کند. ولی از بین این چهارده نفر کسی که در سخنرانی ها فصیح ترین و قوی ترین حضور را دارد یکی از چهار زن دوچرخه سوار است.

صلح - برابری - عدالت - این ها کلماتی هستند که تا ابد به هم گره خورده اند و نمی توان آنها را از هم جدا کرد. جامعه ای که خشونت را در پسران تشویق می کند مردان آینده اش به خشونت خانگی از یک سو و به جنگ و خونریزی از سوی دیگر متمایل می شوند. فرهنگ مردسالارانه فرهنگی جنگ دوست و قدرت طلب است. تفکری که بعضی انسانها را برتر از بعضی دیگر می داند و خود را در راس قدرت می بیند و حاضر به شنیدن حرف مخالف نیست تنها با زور و در بن بست، حاضر به مذاکره با کشور دیگری خواهد شد. فرهنگ مردسالارانه جوانان آمریکایی را با تحریک یک حس قدرت و غیرت مردانه راضی به شرکت در جنگ می کند و حتا زنان را به حمایت از این غیرت و قدرت می کشاند. زنان فلسطینی و اسراییلی که در کنفرانس های صلح شرکت می کنند به جهانیان می گویند که صلح تنها به معنای عدم وجود جنگ نیست. صلح باید دست در دست با عدالت و برابری باشد. از این رو تلاش برای به دست آوردن برابری عدالت و صلح تلاشهایی همسو هستند.

بنا بر این باور، قبل از شروع برنامه با یک تماس تلفنی در خواست می کنم که با چند نفر از افراد این گروه به صحبت بنشینم. پشت تلفن توضیح می دهم که با کمپین یک میلیون امضا همکاری می کنم و یکی از بچه های دوچرخه سوار که پشت تلفن با من صحبت می کند چیزی می گوید که قبلا از کسان دیگر شنیده ام. او می گوید ما خودمان را به زنان «محدود» نمی کنیم و در حقیقت کار بزرگ تری را دنبال می کنیم. کس دیگری که این جمله را به من گفته بود مردی بود که در لس آنجلس صحبت از آوردن حقوق بشر به ایران می کرد و می خواست یکه و تنها (با اتکا به اینکه بچه خان بوده) عدالت را برای همه مردم ایران به ارمغان بیاورد و کار زنان برای او آنقدر کوچک بود که حتی حاضر به گرفتن دفترچه حقوقی نبود. البته من اصلا قصد مقایسه این دوچرخه سواران با آن مرد را ندارم ولی این تشابه در جملات کمی نا امید کننده است. فکرمی کنم که شاید زنان این گروه بیشتر به رابطه زنان و صلح و نقش زنان در به دست آوردن آن فکر کرده باشند و صحبت در مورد زنان را “محدود” تلقی نکنند.

وقتی به بنیاد ایمان (محل برنامه) می رسیم از این چهار زن (پوپه، سمیرا ،راضیه و شبنم) می خواهم تا به یک صحبت کوتاه بنشینیم. عکس العملی که با به زبان آوردن کلمه کمپین با آن مواجه می شوم کاملا با انتظارم متفاوت است. یکی می گوید که امضا نکرده ام و نمی خواهم امضا کنم. سوالات من حتی به طور مشخص به کمپین مربوط نمی شوند. فقط می خواهم بدانم که آیا اصلا به مسایل زنان در جنگ و نقش زنان در صلح فکر می کنند یا نه. متاسفانه جو عجیبی است و فضا کاملا سنگین است. احساس خیلی بدی دارم. انگار که عدم اعتمادشان را می توانم در هوا لمس کنم. با خودم فکر می کنم که کار مهندسی در حال نشستن روی صندلی و جلوی کامپیوتر دانشگاه چقدر راحت تر است از نشستن روی صندلی و تلاش برای جلب اطمینان این زنان صلح دوست که با من ستیز دارند.

جالب است که فکر کردن به شرایط زنان در جنگ به جای این که به معنی بازتر کردن و “شامل کردن” دیده شود به چشم “محدود کردن” دیده می شود... یکی از زنان کاملا با فکر کردن به شرایطی که یک زن در جنگ خواهد داشت مخالف است.

سوال: آیا شرایط زنان در جنگ با مشکلات مردان فرقی دارد یا نه؟

- در جنگ مشکل برای همه هست. چه زن چه مرد. نباید فکر کنیم که حالا زن ها چه مشکلاتی دارند. مشکل خاصی نیست که فقط گریبان گیر زنان بشود. زنان همپای مردان خواهند بود. من خودم اگر مشکلی پیش بیاید حتما به جنگ می روم .

سوال: برای مثال اگر مرد و زنی هر دو در جنگ مجروح شوند زنان مجروح شاید در بسیاری از مواقع حتی طلاق داده شوند یا هرگز نتوانند ازدواج کنند ولی زنان اکثرا با شوهران مجروح می مانند و بار سنگین تری از زندگی را بر دوش می کشند. شما این طور فکر نمی کنید؟

- اگه عشق واقعی در دل باشد و اصل برای بودن باشد داشتن ها جایی نداردو فقط بودن مهم خواهد بود. فکر نکنم این چیزی که شما می گویید درست باشد.(انگار که عشق واقعی که شاید این دختر در ازدواج خود دارد چیزی است که هر زن جنگ زده ای به طور سهمیه ای دریافت می کند)

کم کم بقیه شروع به صحبت می کنند و با اینکه هنوز علاقه ای به دید زنانه من ندارند صحبت های بسیار خوبی را مطرح می کنند (خلاصه ای از صحبت ها در زیر ذکر شده است):

سوال: قسمتی از تلاش شما در این راستاست که چهره ای مستقل و واقعی از ایرانی ها به دنیا نشان دهید که توسط دولت ها یا رسانه ها ترسیم نشده است. معمولا وقتی افراد در مورد ایران و مردم آن (و مخصوصا زنان) صحبت می کنند یا چهره ای بسیار منفی دیده می شود یا اینکه تمامی قسمت های نامطلوب حذف و پنهان می شوند. آیا شما فکر می کنید می توان یک چهره واقعی از جامعه ایران و مردم ایران نشان داد که هم سختی ها را نشان می دهد و هم هوش استقامت و جسارت کسانی که به هر شکلی با سختی ها دست و پنجه نرم می کنند و برای بهتر شدن جامعه شان تلاش می کنند؟

- از ابتدای کار ما اصل براین بود که ما برای صلح کار می کنیم . و دیگر این که چهره واقعی مردم ایران را نشان بدهیم. چهره ای که در رسانه ها می بینید متفاوت از ما است. در دانشگاهی در پیزا با تعجب از ما پرسیدند که مگر دخترهای ایرانی از خانه بیرون می آیند؟ رسانه ها این تصویر غلط را می سازند. ما به آنها می گوییم زنهای ایرانی پا به پای مردان ایرانی کار می کنند برای فردای بهتر. نمی گوییم همه چیز خوب است یا بد است یا قضاوتی نمی کنیم ما فقط می گوییم که ما برای بهترشدن تلاش می کنیم.

سوال: آیا دولت ها یا رسانه ها می توانند از نکته هایی نهفته در فرهنگ یک کشور برای تبلیغ جنگ استفاده کنند؟

- ما فکر می کنیم که مردم همه جا صلح دوست هستند. رسانه ها از همه چیز می توانند سو استفاده کنند حتا زبان. همین امروز در یکی از صدها شبکه تلویزیونی آمریکا برنامه ای ازسی سال پیش درباره حمله به سفارت آمریکا در ایران را دیدیم. هدف این کار تحریک احساسات مردم آمریکا بر ضد ایران است.

- خیلی از اطلاعاتی که توسط رسانه ها در مورد ایران داده می شه درست نیست. اگه ما سعی کنیم به عنوان ایرانی چیزهایی که ریشه در فرهنگ ما دارند را به دنیا نشان بدهیم می توانیم این تصویر را عوض کنیم. چیزهایی مانند کوروش و رفتار جوانمردانه او با اسیران یهودی در بابل . باید سعی کنیم این مثال ها را پراکنده کنیم.

بعد از اتمام برنامه و شام بحث ها خودمانی تر و راحت تر شد. مجال صحبت با همه گروه را پیدا نکردم ولی دو نفر از پسرها بیانیه کمپین را امضا کردند و چند نفر دیگر ازجمله یکی از زنان هم گفتند که در ایران بیانیه کمپین را امضا کرده اند وحتی فامیل و دوستانشان هم امضا کرده اند. بعضی از شرکت کننده های برنامه هم بیانیه را امضا کردند. یکی از زنانی که امضا کرد مادر پیرش را هم آورد تا او هم امضا کند.

تا حدی نگرانی این بچه ها را درک می کنم. نمی خواهند موضعی بگیرند که به کارشان لطمه وارد شود. یک برخورد گرم یا فشردن دست یک فعال کمپینی که در راستای هدف مشترک صلح عدالت و برابری کار می کند نباید آنها را نگران می کرد اما با این حال آنقدر ترس و عدم اعتماد از مردم دیده ام که متعجب نیستم. این که بیاموزیم که به کار یکدیگر ارزش بدهیم به جای این که آن را یک مزاحم یا حتی رقیب محسوب کنیم چیزی است که همه هنوز در حال یادگیری آن هستیم و باید بگویم که کمپین یک میلیون امضا و زنان این کمپین پیشگام درست کردن این طرز فکر هستند.

دوچرخه سواران «فرسنگ ها برای صلح» مثل بچه های کمپین از پیشینه های مختلف و با طرز تفکر و عقاید متفاوت گرد هم آمدند تا برای حفظ امنیت مردم کشورمان و مردم دنیا رکاب بزنند. کسانی هستند که مثل فعالان کمپین سربالایی بین حرف تا عمل را تجربه کرده اند و فداکاری های شخصی بزرگی در راه هدفی بی نهایت پر ارزش انجام داده اند. وقتی بودجه شان در اروپا تمام شد چند روز فقط با بیسکویت و چیپس شکم خود را سیر کردند. دست بسیاری از مردم جهان را را به دوستی فشردند و آمدند تا به اینجا رسیدند و شایسته آفرین خسته نباشید و کمک و همراهی همه ایرانیان هستند. شاید روزی تعداد بیشتری از آنها هم ببینند که فشردن دست کسی که در زمینه زنان فعالیت می کند از ارزش کار آنها کم نمی کند بلکه به آن می افزاید.

شما می توانید بیانیه آنها را هم در وبسایت شان امضا کنید.
http://www.milesforpeace.org

* بعضی از عقاید ابراز شده در این نوشته درس هایی از زنان شرکت کننده در کنفرانس صلح ایرلند است.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English