خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > کمپین در بند > زینب پیغمبرزاده > زینب پیغمبرزاده آزاد شد

زینب پیغمبرزاده آزاد شد

17 اردیبهشت 1386 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری: روز دوشنبه، دادگاه انقلاب، سند کارشناسی شده پدر یکی از دوستان زینب پیغمبرزاده را به عنوان وثیقه پذیرفت، اما به دلیل آنکه یک روز دفتر دار نبود و یک روز قاضی، سرانجام با وجود گذاشتن وثیقه قرار بر این شد که روز چهارشنبه صاحب سند به دادگاه مراجعه کند تا مراحل ثبت سند طی شود. بر همین اساس چهارشنبه صبح، بیست و ششم اردیبهشت ماه، پدر زینب پیغمبرزاده و صاحب سند او، به همراه تنی چند از دوستان زینب، راهی دادگاه انقلاب شدند. در همان زمان، زینب هم برای انجام امور مربوط به پرونده اش به دادگاه انقلاب آورده شده بود ولی در آنجا به پدرش گفته شد او را به زندان اوین منتقل کرده اند و برای آزادی وی باید راهی اوین شوند. پدر، ضامن و دوستان زینب به مقابل اوین رفتند. پس از گذشت مدت زمانی نه چندان کوتاه، در حالی که تصور می کردند زینب در اوین به سر می برد و در انتظار آزادی او بودند، ماموران، وی را دستبند به دست با چادر رنگی زندان بر سر، از ماشین پیاده کرده و به سمت اوین بردند. زینب در همین زمان کم، تنها فرصت کرد تا با لبخندی، رضایت خاطر خود را از حضور دوستانش نشان دهد. در این میان نیز پدر زینب که به امید آزادی دخترش آمده بود با نگاه نگران، وی را بدرقه می کرد. بار دیگر آزادی زینب پیغمبرزاده به تاخیر افتاد و به پدر او گفته شد ساعت 5 بعد از ظهر در محوطه ی اوین حضور یابد.

بعد از ظهر حوالی ساعت 5، مجددا پدر زینب به همراه دوستان وی، با گل و شیرینی در دست، به مقابل زندان اوین آمدند. مطابق معمول، این حضور چند نفره را تاب نیاوردند و پس از مدتی، سربازی همه را به بیرون از محیط راند. اما با گذشت زمانی بیش از یک ساعت و نیم از آزادی زینب خبری نشد و به همین دلیل پدر او به نگهبانی زندان مراجعه نموده و وضعیت زینب را جویا شد. سرباز مربوطه اعلام کرد اطلاعی از وضعیت وی نداد ولی اگر قرار به آزادی باشد باید تا ساعت هشت شب که گروهی را آزاد می کنند صبر کنند.

خنکای هوا رو به سردی می رفت و کم کم خورشید جای خودش را به ماه می داد. زمان به کندی می گذشت تا عقربه ها به ساعت هشت رسیدند. دختری با شادی به بیرون از زندان پرید و مادرش را در آغوش گرفت. دوستان زینب حال وی را از دختر پرسیدند. می گفت نام وی جزو افرادی ست که آزاد خواهند شد. انتظار همچنان ادامه داشت. پنجمین نفر هم آزاد شد. اما او پس از آزادی اعلام کرد که زینب را برگردانده اند و احتمال دارد آزاد نشود. پدر زینب که دیگر طاقت این بازیهای ناآشنا را نداشت، خسته و امیدوار، همچنان به باز و بسته شدن در زندان نگاه می کرد. آزاد شدن زنان زندانی و کمی بعدتر، آزاد شدن مردان زندانی به پایان رسید. خبری از زینب نبود. در همین زمان، سرعت سرسام آور ماشینی توجه همه را به خود جلب کرد. پژویی با شتابی زیاد به طوری که فرصتی برای دیدن سرنشینانش باقی نمی گذاشت به سمت خروجی زندان حرکت کرد و پس از افتادن در چاله ی مقابل در، به ثانیه ای از محیط دور شد. تنها حضور دو زن چادری در صندلی عقب، قابل مشاهده بود.

نگاه ها به سمت در زندان بازگشت. همه منتظر خبری از زینب بودند. سربازی پدر او را فراخوانده گفت که به منزل برود. ماموران، زینب را از زندان خارج کرده اند و وی را در خانه تحویل خواهند داد. پدر زینب، مستاصل از باور یا عدم باور سخن ماموران، نگران دخترش بود که کلید ندارد و اگر زودتر به خانه برسد بدون کلید خواهد ماند. او باز هم با خوش بینی به وعده ماموران اعتماد کرد، هر چند که در آن موقعیت بی خبری، راهی به جز اعتماد نبود. وی در پاسخ به اشاره یکی از دوستان زینب که معتقد بود احتمالا او را در یکی از میادین رها خواهند کرد گفت: نه! آنها مسوولیت سالم رساندن زینب را بر عهده گرفته اند. اما ظاهرا چنین نبود. در حالی که همه راهی کرج، محل سکونت زینب شده بودند تا شاید وی را در آنجا بیابند، ماموران، زینب پیغمبرزاده را تنها، حوالی ساعت 9 شب، بدون پول، فقط با یک کارت تلفن در میدان کاج پیاده کردند. زینب از باجه ی تلفن با یکی از دوستانش تماس گرفت و سرانجام توانست بعد از ده روز تحمل زندان، با پدر و دوستانش دیدار کند.

وثیقه را پذیرفتند اما هنوز زینب پیغمبرزاده در زندان به سر می برد

امروز دوشنبه 24 اردیبهشت ماه، پدر زینب پیغمبرزاده به همراه پدر یکی از دوستان زینب به همراه سند کارشناسی شده خود برای سپردن وثیقه به دادگاه انقلاب مراجعه کرد. سرانجام دادگاه، وثیقه زینب پیغمبرزاده را پذیرفت اما با این استدلال که وقت اداری پایان یافته از صدور آزادی برای زینب امتناع کرد و به پدرش اعلام کرد که فردا نیز منتظر آزادی وی نباشد زیرا فردا دادگاه تعطیل خواهد بود.

پدر زینب: پاسخی نگرفتم! واقعا درخواست احضاریه کتبی جرم است؟

صبح امروز19 اردیبهشت محمود پیغمبرزاده، پدر زینب به همراه وکیل او به دادگاه انقلاب، معاونت امنیت مراجعه کردند. نسیم غنوی وکیل او را راه ندادند اما به پدرزینب اجازه ورود دادند. دوستان زینب هم برای گذاشتن وثیقه به دادگاه آمدند.

بعد از حدود 5 ساعت در حالی که وکیل و دوستان زینب منتظر بودند، پدر زینب پریشان و عصبانی از دادگاه خارج شد:« اول که رفتم با رئیس دفتر قاضی صحبت کردم ایشان گفت من با قاضی صحبت می کنم. اما بعد برخورد خوبی نداشتند. گفتند" چرا وقتی زنگ می زنیم نمی آیید؟ می دانید معنی کفالت یعنی چه ؟ یعنی وقتی زنگ زدیم گفتیم او را بیاورید باید بیاورید" من هم گفتم خب ما که چیزی نگفتیم گفتیم احضاریه بفرستید حالا هم اگر اشتباهی بوده ببخشید. اما قبول نکردند و گفتند:" هرچه ما می گوییم می روید رسانه ای اش می کنید." من گفتم لااقل بگذارید داروهایش را ببرم ، برایش پول ببرم و ملاقاتش کنم .بازهم قبول نکردند».

از پدر زینب درباره وثیقه می پرسیم می گوید :« اصلا از وثیقه حرفی نزدند. فقط گفتند بروید و حتی اجازه ملاقات هم ندادند. کلی هم داد و بیداد کردند. آنها گفتند" پرونده اولش را هم دوباره به جریان انداختیم."من واقعا نگران دخترم هستم اصلا جواب نمی دهند که چه کار می خواهند بکنند. آیا واقعا درخواست احضاریه کتبی جرم است؟ »

نسیم غنوی وکیل زینب هم می گوید :« کارشان کاملا غیرقانونی است. اگر قرار وثیقه صادر شده خب به اجرا بگذارند. اگر قرار بازداشت صادر شده بگویند به چه علت بوده است. اگر زینب هم گفته که در صورت احضار کتبی به دادگاه می رود کار غیر قانونی انجام نداده است.»

تماس زینب با خانواده

صبح امروز پیش از رفتن آنها به دادگاه، زینب پیغمبر زاده در تماسی تلفنی به خانواده اش اطلاع داد که در بند 3عمومی زنان زندان اوین (جوانان، سلول یِک ) است. او درباره دلیل انتقالش به زندان گفت:« سوال های مختلفی ازمن می کردند که ربطی به پرونده ام نداشت. به من گفتند چرا اخبار کذب می نویسی، ومن هم گفتم دروغ نمی نویسم. ازمن پرسیدند وبلاگ دارم که من هم گفتم بله به نام تجربه های زنانه. رئیس دفتر قاضی هم رو به قاضی گفت بفرستیمش زندان تا تجربه های زنانه پیدا کند! بعد به من گفتند قرار کفالتت را به وثیقه تبدیل کردیم و پرسیدند وثیقه داری گفتم نه ولی باید بپرسم اما بعد مرا به زندان منتقل کردند.»

زینب در سلول یک (طبقه بالا ) بسرمی برد و هم سلولی هایش 20 نفر هستند که برخی شان سیگارو کراک استفاده می کنند و برای زینب با توجه به بیماری قلبی اش وضعیت مناسبی نیست. او گفت فروشگاه هم تعطیل است و از خانواده اش خواست که برایش لباس و پول ببرند.

زینب پیغمبرزاده بازداشت شد

زینب پیغمبرزاده فعال جنبش زنان، از اعضای کمپین یک میلیون امضا و از بازداشت شدگان 13 اسفند جلوی دادگاه انقلاب صبح امروز 17 اردیبهشت در پی دریافت احضاریه مربوط به پرونده 13 اسفند به شعبه امنیت دادگاه مراجعه کرد گرچه احضاریه او که تاریخ صدور آن مربوط به فروردین ماه بود در روز 15 اردیبهشت ماه به وی ابلاغ شده بود.

زینب چند ساعت بعد پس از ورود به دادگاه در تماس تلفنی کوتاهی با پدرش اطلاع داد که در حال انتقال به زندان اوین است. پدرش می گوید:« زینب نمی توانست خیلی حرف بزند و خیلی کوتاه گفت "از من 20 میلیون تومان وثیقه خواستند و گفتم نمی توانم بپردازم . گفتند پس بازداشت می شوی. » پدرزینب اضافه می کند: «من خودم مستاجر هستم و امکان پرداخت وثیقه را ندارم.»

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

بهاره هدایت را آزاد کنید؛ درخواست ۴۵۵ تن از فعالان زنان، دانشجویی واجتماعی از قوه قضاییه
بیانیه بیش از ۱۵۰ تن از مدافعان حقوق بشر بین المللی برای آزادی بهاره هدایت و مریم شفیع پور
ششمین روز از کمپین «ده روز با بهاره هدایت» با عنوان «روز سلامت»
پیام ضیا نبوی و مجید دری از زندان کارون اهواز به کمپین«ده روز با بهاره هدایت»
روز پنجم از کمپین ده روز با بهاره هدایت:« بهاره، یک فرزند و یک خواهر است»

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English