خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > گفتگو با اعضا > شیرازی ها با شیوه ای متفاوت کمپین یک میلیون امضا را جلو می برند

گفتگو با مریم بهرمان ، از فعالان شیرازی کمپین:

شیرازی ها با شیوه ای متفاوت کمپین یک میلیون امضا را جلو می برند

2 اردیبهشت 1386 - مریم حسین خواه - نسخه قابل چاپ

شیرازی ها از همان روز اول کمپین ، در پشت درهای بسته موسسه رعد همراه کمپین یک میلیون امضا بودند، شیوه کار انها اما کمی با بقیه شهرها متفاوت است. فعالان این شهر به جای این که کارشان را با کارگاه آموزشی که از سوی فعالان تهرانی برگزار می شود آغاز کنند، از همان روز اول یک شیوه جدید را انتخاب کرده اند: مستقل، و در عین حال کنار کمپین.
با «مریم بهرمان» از اولین فعالان کمپین در شهر شیراز درباره چگونگی پیشرفت کمپین در شیراز و روش شیرازی ها در جمع آوری امضا و گفتگو با مردم درباره تبعیضات حقوقی گفتگو کرده ایم.

• شیرازی ها از روز افتتاحیه کمپین یک میلیون امضا با این حرکت همراه بوده اند، چطور با کمپین آشنا شدید؟

حدود چند ماه قبل از آغاز به کار کمپین از چند نفر از دوستان که درحال برنامه ریزی و پی گیری کمپین بودند از چنین تصمیمی اطلاع پیدا کردم . در شهریور ماه سال گذشته هم به نمایندگی از شیراز در پشت درهای بسته موسسه رعد در تهران درمراسم آغاز به کار کمپین شرکت کردم . با همفکری دوستان در شیراز متنی را هم آماده کرده بودیم که به عنوان ، کمپین در شیراز خوانده شود که متآسفانه مراسم برگزار نشد .

• قبل از کمپین هم در حوزه زنان فعالیت می کردید؟

مباحث آزادی و برابری تا آنجا که یادم هست دغدغه ذهنی من بود ه است و با عضویت در انجمن زنان پارس در شیراز زمینه ای ایجاد شد تا در چارچوب یک ساختار تشکیلاتی در حوزه زنان نیز فعالیت کنم.

شما در شهرتان کارگاه اموزشی نداشته اید. ممکن است کمی در مورد این مسئله و این که چطور داوطلبان را با کمپین ، اهدافش و شیوه کارش آشنا کردید توضیح بدهید؟

البته من با برگزاری کارگاه آموزشی از سوی فعالان تهرانی به عنوان "شروع به کار کمپین " در هر شهر دیگری نیز مخالف بودم . به نظر من دلیل برگزاری کارگاه آموزشی برای دیگر شهرها می تواند نشانه ای باشد ازنوع نگاه بالا به پایین دوستان به دیگر شهر ها که در بسیاری از حرکت های اجتماعی و سیاسی هم به وضوح دیده می شود .

البته دوستان در کمپین به این موضوع توجه داشتند و تا الان هم به نظر من در این زمینه مشکلی نبوده اما این به اصطلاح "بردن کمپین" توسط دوستان، احساس بیگانگی خاصی را در افراد فعال ایجاد و این ذهنیت را ایجاد می کند که آنان در کمپین جایگاه فکری کمی دارند . بهر حال اهداف کمپین و حتی می توان گفت شیوه اجرایی آن ( روش چهره به چهره ) چیز جدید و نویی نبود و می توان گفت تنها وجه تمایز و نو آن در منسجم بودن و به هر حال فضای کمپینی بودن آن است که این هم احتیاج به زمان داشت و برای همگی تجربه جدیدی بود .

• برای آشنایی فعالان کمپین با مسائل حقوقی که قرار است درباره آنها با مردم صحبت شود و همینطور اهداف وشیوه سازماندهی کمپین چه برنامه هایی دارید؟ خودتان کارگاه برگزار می کنید ؟

در ابتدا دوستانی که با هم کمپین را آغاز کردیم اکثرا در زمینه حقوقی مطالعه داشته و کار کرده بودند . اما سعی شد بر روی دفتر چه تسلط کامل داشته و برای هر گونه سوال احتمالی جواب داشته باشیم . شروع کردیم به نوشتن سوالات احتمالی از میان دفترچه و سپس آمادگی برای پاسخ گویی به آن ( به نوعی مهندسی معکوس ) . اما به مرور که بر تعداد دوستان اضافه می گردد لزوم برگزاری جلساتی احساس می شود که دوستان کمیته روابط عمومی در حال برنامه ریزی جهت برگزاری کارگاه آموزش و ارتباط با افرادی که بتوانند تخصصی تر با ما کمک کنند می باشند

• چطور با اعضای اولیه کمپین در شهرتان ارتباط گرفتید؟ واکنش هایشان چطور بود؟

بیشتر اعضای اولیه از دوستان و فعالینی بودند که در این سال ها با هم آشنا شده بودیم . از همان ابتدا بسیاری از دوستان وقتی مسأله جمع آوری یک ملیون امضا در یک سال مطرح شد مخالف بودند و بیشتر جنبه آموزشی کمپین برایشان اهمیت داشت و برای آن هم بسیار با انگیزه بودند .

بعد از این که کمپین "اعتراض به قوانین تبعیض آمیز علیه زنان به روش آموزش چهره به چهره" به کمپین " یک ملیون امضا "خلاصه شد بسیاری این تغییر را تأثیر مستقیم بر تاکتیک های اجرایی و برنامه ریزی های آینده دانستند و فعالیت خود را محدود کردند .که البته شخصا به این نتیجه رسیدم با توجه به فضای حاکم هر حرکتی در جهت رفع قوانین تبعیض آمیز تأثیر گذار است و باید در حد توان تلاش کردو دوستانی هم که همکاری را ادامه دادند شاید همین گونه فکر کردند

• ولی به هر حال هدف کمپین همان آموزش چهره به چهره است و جمع اوری یک میلیون امضا قرار نیست مسئله آگاهسازی در کمپین را تحت تاثیر قرار بدهد. چرا این دوستان فکر می کنند تعیین یک زمان مشخص برای جمع اوری تعداد مشخصی امضا می تواند اهداف کمپین را تحت شعاع قرار دهد؟

ما از همان ابتدا با دو برداشت در اولویت ها رو برو بودیم 1- تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان به روش آموزش چهره به چهره 2- جمع آوری یک میلیون امضا، و این دو نگاه دو نوع حرکت را ایجاد می کند.

از طرفی وقتی اولویت در آموزش باشد نمی توان در عرض چند دقیقه تا چند ساعت ( بستگی به خود طرف ) آموزش داد. آن هم برای کمپینی که هدفش آموزش به مردمان عادی و به اصطلاح کوچه به کوچه بود. اگر هدف آموزش باشد یعنی حرکتی تدریجی و آرام و منطقی . اگر هدف آموزش باشد احتیاج به یک جو آرام دارد و یک جو تعاملی . ایجاد فضای برای گفتگو و ارائه نظر و راه حل ....

اما اگر حرکت جمع آوری یک میلیون امضا باشد روش می شود تلاش برای ایجاد یک جو خاص و شاید همان شیوه های ادوکیسی تبلیغاتی و به قول یکی از دوستان همان طبل زنی وسط میدان که مردم آگاه بشوند. خوب مشکلی که وجود دارد این است که دیگرانی هم از صدای طبل نگران قدرت شان می شوند.

و بعد اما درهمان اول مسأله جمع آوری امضا تداعی کننده امضا برای رفراندوم سالهای گذشته بود که نتیجه ای نداده بود و حالت بدی داشت .

من همان موقع با حساب تناسب جمعیتی به عددی در حدود 27 هزار نفر در فارس و حدود 6 هزار نفر در شیراز رسیدم تازه فهمیدم که چه کار سختی است و غیر ممکن است که بتوانیم در یک سال شش هزار امضایی که سهم ما در استان فارس است را جمع کنیم که در نهایت هم شد درعرض 2 سال و کمی خیالمان راحت تر شد.

• فعالان کمپین در شهرتان عمدتا از چه قشری و چه رده سنی هستند؟

بیشتر فعالین جامعه مدنی و سیاسی و دانشجویی هستند البته از مادرانی که در این راه ما را یاری می کنند هم باید نام برد.

• مردان شیرازی هم در کمپین فعال هستند؟

بله . حقوق بشر که مرد و زن نمی شناسد!!

• شیوه های ارتباطی که شما برای ارتباط با داوطلبان کمپین در شهرتان پیش رو گرفته اید به چه طریق است؟ سایت یا وبلاگ دارید؟ از طریق ایمیل با هم در ارتباط هستید یا جلسات حضوری دارید؟

در این مدت می توان گفت بیشتر، ما به صورت حلقه دوستان فعالیت می کردیم البته با توجه به اساسنامه کمپین .اما دراین اواخر افرادی از طریق معرفی دوستانشان و نیز از طریق سایت کمپین با بچه های تهران ارتباط می گرفتند و آنان نیز شماره تماس به آنان می دادند و به این صورت ما با افراد جدید آشنا می شویم و با دوستان آنان و به نوعی در ارتباط گیری یک حالت شبکه ای وجود دارد . که البته با افزایش دوستان لزوم سازماندهی احساس می شود .

• شیوه سازماندهی کارهای کمپین در شهرتان به چه شکل است؟ آیا کمیته های مختلف تشکیل داده اید؟ یا به صورت ستادی کار را جلو می برید؟

ما طبق اساس نامه کمپین البته با کمی تغییر عمل می کنیم . گروهی جهت هماهنگی داریم که هر کدام مسئولیت یک کمیته را نیز برعهده دارند البته در بحث سازمان دهی تا الان خیلی جدی نشدیم .

• در حال حاضر چندنفر در شهر شما با کمپین همکاری می کنند؟

البته دوستانی از شهرهای استهبان ، مرودشت ، فیروزآباد و کازرون و آباده نیز به ما پیوستند و من اطلاعی ندارم در این شهرها چه تعداد افراد هستند اما در شیراز به صورت پراکنده حدود 25 نفر .

• چقدر امضا جمع کرده اید؟

متاسفانه به غیر از شهرستان استهبان از تعداد امضای بقیه شهرهای استان فارس خبر ندارم. تا قبل از عید حدود 200 امضا در استهبان 700 امضا هم در شیراز جمع شده و البته تعداد دیگری امضا هم دوستان گرفته اند که هنوز جمع آوری و مستند نشده است.

• چه برنامه ای برای ادامه روند کار کمپین دارید؟

ما بحث سازماندهی و همزمان با آن بحث آموزش و برگزاری جلسات آموزش حقوقی را در برنامه خود داریم و هم این که مکانیزمی برای تسریع بخشیدن به امر امضا جمع کردن . به نظر می رسد از بعد اطلاع رسانی ، ضعیف عمل کردیم . البته نکته مهم و غیر قابل انکار تأثیر پذیری ما از روند حرکت کمپین در تهران است که در برنامه ریزی ما تآثیر مستقیم دارد .

• واکنش مردم شهرتان نسبت به کمپین چه بوده و چقدر از این مسئله استقبال کرده اند؟

ما هنوز با تعداد بسیار زیادی از مردم ارتباط نگرفتیم و به نظر حتی مقیاس بندی هم نمی توان کرد.
مسأله اعتماد کردن و اعتماد داشتن در توانایی چنین حرکتی جهت ایجاد تغییر اهمیت بسیاری دارد که درکل قابل پیش بینی است که شک به موفقیت چنین حرکتی اولین واکنش باشد.

• فعالان اجتماعی و سازمان های غیردولتی چطور؟

آنان که به نوعی موافق و همفکر هستند خوب بوده اما با افرادی که می دانیم همفکر نیستند برخوردی نداشتیم که این هم از نقاط ضعف ما است .

• ارتباط تان با فعالین کمپین در تهران و شهرهای دیگر چگونه است؟

با بچه های تهران از بعد رسمی به خاطر مکانیزم ایمیلی که وجود دارد که معمولا هر ایده و فکری مطرح می شود و پس از تبادل نظر تصمیم گیری صورت می گیرد و یا اطلاع از وضعیت کمپین اعلام می شود ارتباط بسیار خوب بوده و اگر کوتاهی هم در این بین بوده از جانب من بوده است و از بعد غیر رسمی هم چون با تعدادی از آنان در این مدت رابطه دوستانه ای برقرار شده حداقل در ذهن من خیلی از فاصله ها را از بین برده. با بچه های اصفهان و گرگان هم تا حدودی ارتباط دارم .

• لطفا کمی هم از تجربه هایی که در جمع آوری امضا داشته اید بگویید؟

من تجربه زیادی در جمع آوری امضا ندارم اما در یک مورد نکته ای بود که خیلی ذهنم را درگیر کرد . فردی می گفت : "کار شما مثل اینه که یک آدمی رو که خوابه از خواب بپرون بیارید و بگین بدو بدو بیدارشو بدو ... و اون سراسیمه بیدار می شه با آشفتگی می گه خوب حالا چکار کنم ؟ می گین هیچی تو فعلا بیدار شو !! بقیه رو هم بیدار کن" او می گفت:" گذارید او بخوابد .... شاید خیلی از زنان چنان با زندگی و روند روزمره خو گرفته اند که خیلی رفتار ها را مشکل و تبعیض نمی دانند چه برسد به قوانینی که تأثیر آن در یک زندگی معمولی کمتر احساس می شود. بیدار کردن و رها کردن آنان فقط مشکلات را زیاد می کند ..."

به نظر من در مباحث تئوریک و دانشگاهی شاید حرف این دوست جواب داشت... اما در زندگی روزمره و عادی شاید درست می گفت، اگر زنی که از هیچ پشتوانه حقوقی و فرهنگی برخوردار نیست یکباره بیدار بشود و تبعیض ها و خشونت ها را ببیند ... شاید فقط فشار های روحی اش بیشتر بشود ... نمی دانم ... اما کاملا ذهنم را درگیر کرده است که باید برای این جنبه قضیه هم فکری شود .

• حرفت را می فهمم. اما ما می خواهیم با این اعتراض مان خواستار تغییر این قوانین نابرابر بشویم و خودمان هم در پی این آگاهی وارد عمل می شویم. پس دیگر نمی توان گفت که پس از بیداری رهایشان می کنیم یا رها می شویم . از طرف دیگر گسترش این آگاهی به تبعیض ها حتی می تواند روی زندگی ما زن ها تاثیر بگذارد. مثلا اینکه وقتی می بینیم قوانین خانواده برای زنان نابرابر است تا قبل از اصلاح قانون به دنبال شروط ضمن عقد برویم و بخشی از حقوق بدیهی مان را اینگونه بدست بیاوریم.

بله ولی باید توجه کنیم مخاطبانمان چه کسانی هستند . موقعی صاحبان قدرتند هستند و موقعی مردم، که دارند زندگی شان را می کنند حالا با هر شرایطی . این مثالت درست است اما در همین مثال آن هایی که ازدواج کردند چه؟ آن هایی که سال هاست عادت کردند در این نظام و این فرهنگ زندگی کنند چه ؟؟ آن هایی که سال ها عادت کردند به پدرشان تکیه کنند و بعد به همسرشان چه ؟ و از این تکیه هم احساس آرامش می کنند ... ما بعضی وقت ها بدون این که زن را آماده استقلال کنیم تکیه گاهش را از او می گیریم ... به نظر من اگر بخواهیم حرف هایمان را واقعا بین مردم ببریم قبل از این که پشتوانه حقوقی وجود داشته باشد باید جنبه روانشناسی و فرهنگی اش هم در نظر بگیریم ... من شخصا یک اقرار درونی می کنم ... در این سال ها جرأت نکردم در زمینه ای غیر از حقوق اجتماعی وارد شوم ... نمی دانم شخصیتی است یا هر چیز دیگر ... اما شدیدا می ترسم از این که آرامش درونی یک آدم را حتی آرامش کاذبش را از او بگیرم ... البته از این که تغییر قوانین بعد از مدتی در تغییر فرهنگ هم تأثیر دارد شک ندارم حرف من در مدت زمانی بین این مبارزات و حرکت ها برای تغییر قوانین تا تغییر قوانین .


• به هر حال به نظرمن آگاهی آرامش را بر هم می زند و هزینه ای است که دانستن دارد و باید ببینیم کدامیک را انتخاب می کنیم. سپاسگزارم که به سوالات ما پاسخ دادید.

من هم سپاس گزارم .

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English