خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > کمپین، فریادی ست از دل گذشته، حال و آینده / پریسا کاکایی

کمپین، فریادی ست از دل گذشته، حال و آینده / پریسا کاکایی

26 اسفند 1385 - - نسخه قابل چاپ

تلفن زنگ می زند، صدایی از آن سوی خط، یک فعال جنبش زنان را به گپی دوستانه در سازمان اطلاعات فرا می خواند. تماسها در صورت عدم پاسخ مثبت، بارها و بارها ادامه می یابند و نخستین پرسشی که در ذهن نقش می بندد این است که گپی چنین دوستانه پیرامون چه موضوعی ست و صدای آن طرف خط پاسخ می دهد دفاع از خود در برابر برچسبهایی چون غرب زدگی و دریافت بودجه از مدعیان دموکراسی و یا تلاش برای ترویج بی حجابی!!!

این برچسبها دلیلی می شوند بر مرور فعالیتها و خاطرات سالهای اخیر جنبش زنان. اگرچه در چنین بازخواستهایی بحث سمت و سوی فعالیتهای فرد مطرح است اما به نظر می آید آنچه در این مقوله دفاع محسوب می شود دیگر مربوط به یک نفر نیست بلکه مربوط به مجموعه ای از افراد است که در کنار هم برای اعتراض به شهروند درجه دو بودن تلاش کرده اند و در این راه تنها و تنها از روزهای جوانی و لذتهای آن دوران گذشته اند و یا در میانسالانی با وجود فرزند و خانواده، مسئولیت خود را فراتر دانسته و قدم در راه نهاده اند. از پس سالها تلاش در نقد به قوانین تبعیض آمیز، سنگسار و حقوق شهروندی نداشته، چشم به آینده دوخته اند که شاید روزی آینده گان دیگر نه برای تعدد زوجات و دیه و ... که برای شکوفایی استعدادهای نهفته تلاش کنند.

به راستی زنان حق خواه ایرانی به کدامین جرم چنین رانده می شوند؟ اینکه زبان سخن گفتنمان تاب سکوت در برابر ناحق ندارد و گوشمان توان شنیدن تملقات زبان پدرسالاری را؟ مگر نه اینکه همین زنان در کنار فعالیتهای حق خواهانه شان، برای حفظ محیط زیست، برای صلح، جلوگیری از جنگ، کاهش خشونت در جامعه، فقر زدایی، مبارزه با اعتیاد و ایدز تلاش کرده اند؟ مگر نه اینکه همین زنان در کنار دیگر مردان حقیقت بین، چشم مردم ایران را به روی واژه هایی چون کودک، حقوق کودک، کودک آزاری و مضامینی از این دست گشوده اند؟ آیا این کوششها سازنده نیستند؟ آیا عقل سلیم منتقدان چنین حکم می کند که قدرتهای بیگانه دل می سوزانند برای آبادانی داخل ایران و در این راه بودجه صرف می کنند؟ در شهرستانهای دور افتاده کتابخانه می سازند و مشاوره های رایگان به زنان خشونت دیده می دهند؟

من در این اندیشه ام دولتمردانی که سازمانهای غیر دولتی را پایگاه خارجی های می دانند و هر عملی را در جهت براندازی، پس چگونه می خواهند با کمک مردم، معضلات موجود را حل کنند؟ کشور ما شعار زده است. می گوییم حکومت مردمی اما همین مردم را آنچنان متهم می کنیم که شوق هر گامی برای آبادانی از بین می رود. و این مردم متهم، این ضعیفه ها که به محض اعتراض، ضعفشان را چندین مرد درشت اندام با فحاشی و مشت و لگد پاسخ گو هستند، برای کتکهای خورده و فحش های شنیده، داد نزد چه کسی ببرند؟ به چه کسی بگویند اگر به خیابان نمی آمدیم آیا هیچ اندیشه "گپی دوستانه" از سرتان می گذشت؟ در کدام محفل دوستانه نخست دوست را با ناسزاهای چاله میدانی مورد خطاب قرار می دهند، عده ای را در بند کرده و به عده ای دیگر آب خنک تعارف می کنند؟ به زنان می گویید چرا تجمع می کنید، اما هیچ گاه نمی گویید برخوردهای قهری چه نیروهایی تجمعات مسالمت آمیز را به یک خبر رسانه ای جنجالی تبدیل می کند. بر سر زنان کوبیده و انواع توهینهای ناشنیده را نثارشان می کنید و متوقعید سکوت کنند و دم برنیاورند. زنان، تجمع نکنند، به قوانین، اعتراض مدنی نکنند، ننویسند، که روزی در جایی کسی آنها را به غرب وصل نکند؟ به خانه های فعالان زن هجوم می آورید به هوای آنکه در آن چه چیزی را پیدا کنید بودجه چندین میلیون دلاری بوش را که خودش در دیوانگیهای بی مهارش وا مانده یا رد پای غارتگرانی که از پس دیوارهای بلند حبس می جهند و جزایری را به شهرام بودن تسخیر می کنند؟ زنان را در بند کرده و از آنها باز جویی می کنید به این امید که پیوند آنها را با رایس که خود مقهور سیاستگذاریهای خشونت زده سیستم مردسالارانه است دریابید؟ از خصوصی ترین بخشهای زندگی شان می گویید که به خط مشی فعالیت مدنی شان پی ببرید؟

جنبش زنان ایران، چیزی برای پنهان کردن در خانه ندارد. همانطور که می توانید به مقالات و مطالبات فعالان زن، در وب سایتها و وبلاگها دسترسی داشته باشید به همان گونه هم بیانیه ها و اعتراضاتشان را با امضا و مشخص خواهید یافت. اگر قرار است گفت و گویی دو طرفه صورت گیرد و به قول صدای آن سوی خط، به برخی مطالبات جنبش زنان نقدی شود، باید در جلسه ای علنی باشد با حضور فعالان زن و نه فردی، آن هم نه در جایی که توسط نیروی صاحب قدرت تعیین می شود و یا نه با یورش به خانه های آنها. آنچه که علنی ست دیگر نیازی به دفاع یا گفت و گوی خصوصی ندارد. آنچه برای دفاع موضوعیت دارد، هدفی ست که به قصد آن، این همه سرکوب صورت گرفت و در نهایت عده ای علت آن را فعالیت در کمپین جمع آوری یک میلیون امضا برای اعتراض به قوانین تبعیض آمیز قلمداد کردند که بی تردید ایجاد اینگونه ارتباطات موضوعی، نه از سر ناآگاهی که در نهایت سیاست است. بنابراین گمان می رود که منتقدین حکومتی، اتهاماتی دیگر چون ارتباط با بیگانگان را پیش می کشند تا هدف اصلی سرکوب را تحت پوشش قرار دهند و آیا این هدف چیزی جز ایجاد رعب و وحشت در میان فعالان جنبش زنان به خصوص فعالان کمپین یک میلیون امضا برای توقف چنین حرکت مدنی نیست؟

اما چرا این حرکت که نیمی از آن به قصد آگاهی رسانی ست مورد حمله قرار می گیرد؟ آیا چنین حملاتی خود دلیل بر حقانیت مطالبات جنبش زنان نیستند؟ همیشه در اعصار مختلف و در جوامع گوناگون، مردانی که معتقد به لزوم تبعیض جنسیتی بوده اند فرودستی زنان را چه در سطوح اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و چه در قانونگذاری اصرار ورزیده اند. اینان آگاهی و حق خواهی زنان را به نوعی تهدیدی برای جایگاه برتر خود می دانند و این مسئله هیچ ربطی به دین و مذهب ندارد بلکه فرهنگ سازی غلطی در جهت اعمال قدرت نیمی از جامعه بر نیم دیگر، آن هم نه در جهت حفظ سلامت و یا تامین امنیت جامعه بلکه برای دستیابی به منافع ناشی از سلطه تفکرات پدرسالارانه است. بالارفتن سطح آگاهی زنان و برابری خواهی شان، آنها را از جایگاه فرودست خارج کرده و در موضع تصمیم گیری قرار می دهد که غالبا سمت و سوی خشونت ستیزی داشته و بیشتر بر احقاق حقوق بشر تاکید دارد. تصمیماتی از این دست دقیقا بر خلاف خواسته های سیستمهای مجری آپارتاید جنسی است بنابراین تنها می شود با حذف حرکتهای حق طلبانه زنان و راندن آنها به حاشیه، به قدرت مداری ادامه داد و با برچسبهایی چون غرب زدگی و یا اقدام علیه امنیت ملی به ترور شخصیتها و یا گروههای مختلف اجتماعی پرداخت.

آیا تلاشهایی چون اقدام به جمع آوری امضا برای اعتراض به قوانین تبعیض آمیز بدین طریق متوقف خواهند شد؟ نیم نگاهی به فعالیتهای اخیر جنبش زنان گویای این واقعیت است که خواسته های زنان محدود به زمان خاصی نمی شود که با سرکوب عده ای در زمانی مشخص، مطالبات آنها نیز پایان گیرد. اگرچه خواسته های زنان طبقات مختلف جامعه با هم متفاوت هستند و شاید آنچنان که حق طلاق دغدغه زن طبقه متوسط است مسئله زن طبقه کارگر نباشد اما یکسری خواستهای حداقلی وجود دارند که بی شک حلقه ی پیوند اقشار مختلف بوده و تا زمانی که پاسخی به آنها داده نشود موج تازه نفسی از نسل جدید به تلاشهای در جریان می پیوندد. بنابراین نظام مردسالار نه تنها با سرکوب و ایجاد ارعاب نمی تواند مانع جریان این موج شود که با در پیش گرفتن رفتارهای غیرمنطقی، تنها خردهای فردی را کنار هم گرد می آورد تا در غالب خرد جمعی، به فعالیتهای مدنی خود ادامه دهند. تهدید پنداشتن خواستهای مردمی و حذف صورت مسئله ساده ترین راه است ولی گوش دادن به مطالبات، برخورد کارشناسانه با آنها و نگرشی از روبرو و نه از بالا به زنان، نیاز به ذهنی آزاد اندیش و برابری خواه دارد که جز در سایه ی نخست پذیرش و سپس مذاکره تحقق نمی پذیرد. کمپین جمع آوری یک میلیون امضا، صدای یک نسل نیست، فریادی ست از دل گذشته، حال و آینده که در بی زمانی طنین خواهد افکند و سر انجام انعکاسش روزی در نفوذ ناپذیرترین اذهان نیز راهی برای پذیرش باز خواهد کرد.

وبلاگ تداعی آزاد

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English