خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > تاریخ شفاهی > با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم (...)

با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک

11 شهریور 1388 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری - بچه را بایدبا عمل سزارین به دنیا می آوردم اما بخاطر شکاک بودن و خساست شوهرم زایمان وحشتناکی داشتم، بعد از زایمان تا سه ماه تمام در خانه بستری شدم و بارها به دکتر مراجعه کردم و چند بار عمل شدم. اطرافیان می گفتند بچه بدنیا بیاوری اخلاق شوهرت خوب می شود دیگر بخاطر بچه کتک ات نمی زند. من می دانستم بی فایده هست بچه ام را نمی خواستم. می خواستم از بین ببرمش اما بدنیا آمد و عاشقش شدم تنها همدم من شد. با او حرف می زدم و درد دل می کردم. با آمدن بچه هم اوضاع تغییر نکرد. یک روز که به یک مهمانی رفته بودیم و با زنها در اتاق جداگانه ای نشسته بود یم و می خندیدیم. بعد از آن مهمانی روزگار مرا سیاه کرد که چرا بلند می خندیدی صدایت را نامحرم می شنید. گفتم بین آن همه صدا چطور صدای من را تشخیص می دهند و بعد مشت و لگد...

احساس حقارت شدیدی داشتم پدر و مادرم قبول نمی کردند طلاقم را بگیرند می گفتند آبرویمان می رود اما من دیگر نمی توانستم. 5 سال حقارت و کتک و فحش را تحمل کردم با تعهدات بی پایه و اساس مردی که شوهرم بود. وسایلم را جمع کردم و با پسرم از خانه فرار کردم، چاره ای نداشتم از او متنفر بودم حالم از بوی تنش به هم می خورد، وقتی از در وارد می شد تنم می لرزید وشت داشتم تا بهانه ای بتراشد برای دعوا، در بین راه با پدر و مادرم تماس گرفتم تا خداحافظی کنم و گریه می کردم که یکدفعه پدرم قسمم داد بیا اینجا به خدا طلاقت را می گیرم اینطور بیشتر آبرویم می رود. آره راست می گفت اونوقت می گفتند دخترش فرار کرده و معلوم نیست کجاست؟ همش به خاطر این افکار سنتی و خرافات زندگی ام را نابود کردند آخه کی گفته زن باید بسوزه و بسازه، با لباس سفید بره و با کفن بیاد بیرون. کی گفته دختر باید درسش رو ببوسه بزاره کنار و ازدواج کنه.

بالاخره راحت شدم و نفس راحت کشیدم، طلاق توافقی گرفتم. برای اینکه مهریه ام را ندهد موافقت کرد. پدر و مادرم گفتند بچه راهم به او بده. نمی توانستم، او دیوانه بود. فرزندم را دوست داشتم کاملا شبیه من شده بود. بیماری روحی ام خوب شد، ادامه تحصیل دادم و موفق شدم کارمند بانک شوم و به علاقه مندی هایم پرداختم. کتاب می خونم و مسافرت میرم و با خانواده ام به راحتی زندگی می کنم اما کابوس اینکه فرزندم را 7 سالگی از من می گیرد و حتما بخاطر انتقام از من این کار را می کند آرامم نمی گذارد سالها منتظرم تا قانونی بیاید تا لااقل سن حضانت بیشتر شود یا لااقل به مادر هم حق انتخاب دهند. بخاطر فرزندم ازدواج نکردم چون او را از من می گرفت. پسرم به من وابسته شده با اینکه با پدرش ملاقات دارد اما نمی خواهد پیش او بماند او الان با همسر سومش زندگی می کند و یک دختر دارد و متاسفانه از دختر بیزار هست و عاشق پسر هست. نمی دانم چه می شود؟

اینها حرفهای زنی بود که به دادگاه آمده بود تا با وکلا مشورت کند تا شاید راهی برای نگه داشتن فرزندش پیدا کند اما با دستهایی خالی و ناامید برگشت.

روزی هزاران زن این سئوال را از خود می کنند که چرا مادری شان را نادیده می گیرند و حقوق انسانی شان را از آنان می گیرند اما جوابی وجود ندارد. زهره ارزنی وکیل دادگستری در گفتگویی درباره حضانت می گوید:
«بعد از 7 سالگي بچه را از مادر مي گيرند و ديگر او هيچ حقي نسبت به فرزندش ندارد. قبل از 7 سالگي هم که بنا به قانون حضانت بر عهده او است، فقط نگهداري کودک است که به مادر سپرده شده است. براي خروج از کشور پدر بايد تصميم بگيرد. اگر مالي براي کودک خريداري شود پدر است که بايد درباره اش تصميم بگيرد. اگر بچه بيمار شود و نياز به عمل جراحي داشته باشد اين پدر است که بايد اجازه عمل جراحي اش را بدهد.

قانون حتي وقتي حضانت را به مادر مي دهد نيز يک اختيارات حداقلي براي اداره امور فرزندش به او نمي دهد مثلاً مي توان اسمش را گذاشت سرپرستي موقت که به مقام پدر هم خدشه يي وارد نشود.از جمله اجازه خروج از کشور، نقل و انتقال اموال و اجازه براي عمل جراحي يعني چيزهايي که بچه لازم دارد و در حوزه تصدي سرپرستي قرار دارد.» (1)

تنها قانون نبود که به او خشونت کرده بود، خشونت جسمی ای که به این زن اعمال شده احساس حقارتی را در او بوجود آورده بود که سالها با او بود. او می گوید: « تا مدتها از مردها متنفر بودم و همه ی آنها را ظالمانی می دانستم که فقط کتک می زنند اما حالا کمی تغییر کرده ام.»

مطالعات انجام شده درباره خشونت نشان می دهد که :«خشونت عليه زنان به معناي هر رفتارخشن وابسته به جنسيت است كه موجب آسيب شده يا با احتمال آسيب جسمي، جنسي يا رواني و ضرر يا رنج به زنان همراه شود.چنين رفتاري مي تواند با تهديد يا اجبار يا سلب مطلق اختيار و آزادي صورت گرفته و در جمع يا در خفا رخ دهد. خشونت عليه زنان در خانواده ها شايع ترين شكل خشونت عليه آنان است. نتايج بررسي ها حاكي از آن است كه احتمال ضرب و جرح، تجاوز و قتل زنان به دست همسرانشان بيش از سايرين است. زنان بارها به دست همسرانشان به طور جدي مجروح شده و در برخي موارد بعلت آسيب هاي حاصله مي ميرند. عدم قابليت پيش بيني تهاجم هاي خشونت خانگي و نا مأنوس بودن آنها با روحيه و اخلاق زنان، بر عذاب و شكنجه حاصل از آنها مي افزايد. امكان ادامه تهاجم ها عليه زنان در خانه، از هفته اي به هفته ديگر و شايد تا ساليان متمادي ( تا زمان مرگ زنان) وجود دارد.»(2)

خشونت را باید با خشونت جواب داد آن هم توسط یک زن قوی، این حرفی بود که زنی نحیف و لاغر گفت و آرزویش این بود که کمی قوی تر بود تا روزی بتواند شوهرش را کتک بزن :« می شود آدم اجیر کرد تا او را بزند اما اگر خودم بزنم لذت دیگری دارد از ته دل راضی می شوم. می خواهم همان دردی را ه من داشتم بفهمد گوش درد و کمر درد، کبودی های چشم و از همه مهمتر آزارهای جنسی.» می گفت یکی از دوستانش که تکواندوکار بود پسری را که در خیابان مزاحم او شده بود با ضربه های تکواندو زده بود ودست پسر را شکسته بود...» در این هنگام خواهرش حرفش را قطع کردو گفت:« بیدار شو نازنین مگرندیدی همین دختری که پسره رو زده بود نتونست ثابت کنه که پسره اذیتش کرده و فقط یک شاهد داشت اونم دوست خودش بود و قاضی قبول نکرد و مجبور شد نا حق دیه ی پسره رو بدن؟ می بینی هم قانون زن ها رو می زنه و هم شوهرشون» و نازنین هم ساکت ماند...

1.http://www.irsprc.org/2007/07/68.php

2.http://www.irwomen.info/spip.php?article286

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English