خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > گفتگو با اعضا > استقبال مردم تبریز بیشتراز تصور ما بود

گزارشی از روند پیشرفت کمپین در تبریز در گفتگو با فرانک فرید /مریم حسین خواه

استقبال مردم تبریز بیشتراز تصور ما بود

7 فروردین 1386 - - نسخه قابل چاپ

تبریز از اولین شهرهایی است که به کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز پیوسته است. فعالان تبریزی از اولین روز آغاز به کار رسمی کمپین همراه این حرکت بودند و اولین کارگاه آموزشی کمپین نیز در این شهر برگزار شد. با «فرانک فرید» از فعالان حوزه زنان در تبریز و هماهنگ کننده کمپین یک میلیون امضا در این شهر در رابطه با روند پیشرفت کمپین در تبریز گفتگو کرده ایم.

خانم فرید شما چطور با کمپین یک میلیون امضا آشنا شدید؟

من از طریق دعوت خانم فیروزه مهاجر برای مراسم افتتاحیه کمپین و شرکت در آن برنامه در جریان این حرکت قرار گرفتم.

قبل از این چه فعالیت هایی در حوزه زنان داشته اید و چطور به این حوزه علاقمند شده اید؟

از حدود بیست سال پیش با برگزاری روز جهانی زن و فعالیت‌های محفلی در این حوزه شروع به فعالیت کردم. سخنرانی‌های مختلف و متعدد در محافل و مراسم؛ فعالیت ادبی در این زمینه و انتخاب به عنوان شاعر برگزیده اولین جشنواره مطبوعات منطقه شمالغرب کشور به‌خاطر داشتن حس زنانه در اشعارم به زبان مادری،؛ ترجمه داستان با تم زنانه؛ کمک به برپایی روز جهانی زن در زندان تبریز و مجری برنامه؛ نوشتن و ترجمه مقاله؛ و نیز انتشار ویژه‌نامه مسائل زنان (به‌عنوان سردبیر این بخش در ماهنامه دیلماج) و ... از جمله فعالیت هایی است که در این سالها در حوزه زنان داشته ام.

قبل از آغاز به کار کمپین در شهر شما ، فعالیت در حوزه زنان چگونه دنبال می شد و فعالان شهر شما چه شیوه هایی برای طرح مسائل زنان در پیش گرفته بودند؟

فعالیت های حوزه زنان در تبریز اغلب به صورت محفلی بود و ما سعی می کردیم با برگزاری سمینار و جلسات سخنرانی، نوشتن مقاله و استفاده از ادبیات و ... مسائل زنان را مطرح کنیم.

چطور با اعضای اولیه کمپین ارتباط گرفتید؟ واکنش هایشان چطور بود؟

اغلب اعضای اولیه کمپین در تبریز از فعالان اجتماعی علاقمند به مسائل زنان اند هستند که با دعوت به همکاری و طرح مسئله کمپین با آنها کار را شروع کرده اند. اما به طور کلی فعالان تبریزی استقبال چندان خوبی از این مساله نداشتند که یکی از علل آن شرایط نا مناسب این جا بعد از حوادث آذربایجان بود. متاسفانه مساله‌ا‌ی موسوم به مساله‌ی قومیت ها در این‌‌جا شرایط پیچیده ای به‌وجود آورده که جدی نگرفتن مساله و یا انکار آن از طرف روشنفکران و فعالین سایر جنبش ها اوضاع را بسیار حادتر و پیچیده ‌تر می‌کند. چرا که ما زنان قومیت‌ها از طرفی با تبعیض‌های بیشتری مواجه هستیم و از طرفی این خطر وجود دارد که در چنین مناطقی فرصت ابراز وجود مساله زن به دلیل وجود تضادی حادتر از ما گرفته شود.

تبریز اولین شهری بود که کارگاه آموزشی کمپین در آن برگزار شد، این کارگاه چقدر در روند کارتان تاثیر داشت؟

اوایل موثر بود یعنی به عنوان جرقه کار خیلی موثر بود؛ چون قبل از برگزاری کارگاه زیاد از چند و چون کار خبر نداشتیم. ولی کسانی که الان فعالیت بیشتری در این زمینه دارند _به غیر از دو سه نفر_ در کارگاه حضور نداشته اند.

فعالان کمپین در تبریز عمدتا از چه قشری و چه رده سنی هستند؟

بیشترین امضا را دانشجویان جمع آوری کرده اند و بقیه را زنان میانسال و جوانان طبقه متوسط

شیوه های ارتباطی که شما برای ارتباط با داوطلبان کمپین در شهرتان پیش رو گرفته اید به چه طریق است؟ سایت یا وبلاگ دارید؟ از طریق ایمیل با هم در ارتباط هستید یا جلسات حضوری دارید؟

ما سعی کرده ایم ارتباطمان با کسانی که با اینترنت آشنایی دارند از طریق ایمیل باشد، و با بقیه هم به صورت تلفنی و برگزاری جلسات حضوری در ارتباط هستیم. اوایل کار اینجلسات هر هفته و یا ده روز یک بار برگزار می شد ولی حالا ماهی یک بار جلسه عمومی‌ داریم. همچنین یک وبلاگ هم برای انعکاس مطالب کمپین راه اندازی کرده ایم. البته باید بگویم که علاقمندان و فعالان مسائل زنان شهر ما در دسترسی به اینترنت و یا بکارگیری آن مشکل دارند و نمی توانند ارتباط خود را از طریق اینترنت حفظ کنند و این مساله مشکل ما را برای ارتباط گیری با علاقمندان دو چندان می‌کند.

شیوه سازماندهی کارهای کمپین در تبریز به چه شکل است؟ آیا کمیته های مختلف تشکیل داده اید؟ یا به صورت ستادی کار را جلو می برید؟

ما اینجا فعال جدی کم داریم و افرای که پای ثابت فعالیت در این زمینه باشند بسیار اندکند،
افراد جدید هم می‌آیند و می‌روند بنابر این سازماندهی آنها مستلزم دوباره کاری و صرف وقت زیادی است. چون معمولا اینگونه است که افراد برای یک فعالیت مقطعی دور هم جمع شده و بعد متفرق می‌شوند و همواره بیشترین کارها توسط تعداد بسیار اندکی انجام شده ومی‌شود. یکسری هم هستند که واقعا علاقمندند ولی مطالعه خیلی کمی دارند و گمان می‌کنم تا آخرش را متوجه شده باشید؛ ما در سازماندهی این افراد واقعا مشکل داریم.

واکنش مردم شهرتان نسبت به کمپین چه بوده و چقدر از این مسئله استقبال کرده اند؟

به نطر من مردم خوب استقبال می‌کنند البته ما هنوز توی کوچه و خیابان امضا نگرفته‌ایم و معمولا هرکس از طیف اطراف خودش امضا می‌گیرد دانشجویان هم از توی دانشگاه ها، ولی از همان تعدادی که توی تاکسی یا اتوبوس و ... بیانیه را امضا کرده‌اند به نظر استقبال بهتر از آن است که مثلا خود من تصور می‌کردم.

فعالان اجتماعی و سازمان های غیردولتی چطور؟

متاسفانه سازمان های غیردولتی انسجام لازم را ندارند و از طرف دیگر آنهایی که به ثبت رسیده اند یا زنان فعالی که به نحوی مثلا با هیات کوهنوردی وانجمن عکاسی و تربیت بدنی و ... سرو کار دارند آن‌قدر محافظه کارمی شوند که تقریبا در چنین مواقعی کاری نمی‌کنند.

لطفا کمی هم از تجربه هایی که در جمع آوری امضا داشته اید بگویید؟

قرار شده تجربیات هرکس، اگر حتی در حد یک عبارت یا یک جمله باشد نوشته و به وبلاگ ارسال شود که همگی در این کار تنبلی می‌کنیم، ولی به‌نظر من ثبت این ها از گرفتن امضا هم مهمتر است. سوالی که خود من بارها با آن مواجه شده‌ام این است که شما مطمئنید این امضاها خطری را متوجه ما نمی‌کند که جواب داده‌ام، نه! ولی اگر شما مایل هستید چیزی تغییر کند، این حداقل کاری است که می‌توانید بکنید و باید مسئولیت آن را بپذیرید، در ضمن کار را به یک امضا ختم نکنید که منتظر بمانید ببینید دیگران برا ی شما چه می‌کنند، معمولا در چنین مواقعی آدرس سایت را میگیرند که بیشتر پیگیر شوند. از تجربه خودم و بچه‌ها می‌توانم چنین چمع‌بندی کنم که اولین عامل بازدارنده از امضا و یا فعالیت در این زمینه ترس است؛ دوم انفعال و سرخوردگی، و گرفتاری‌های اقتصادی و اجتماعی مردم؛ سوم اعتقادات مذهبی و چهارم که بیشتر در مورد روشنفکران حاکم هست کلی گرایی و انتظارات بسیار بزرگتر آنان که این کارها را مثل بقیه کارها بسیار جزیی و کم اهمیت می‌شمارند، که البته به نظر من زیر بنای این یکی هم همان عامل اول است!

ارتباط تان با فعالین کمپین در تهران و شهرهای دیگر چگونه است؟

فعلا غیر از تهران با جاهای دیگر ارتباط چندانی نداریم. با تهران هم بیشتر از طریق ایمیل، ولی به‌علاقمندان شهرستانها اطلاع رسانی می کنیم و آن ها را با تهران ارتباط می‌دهیم. در مورد شهرهای نزدیکتر معمولا هرکس آشنایی دارد اقدام به خبر رسانی و گرفتن امضا میکند که اکثرا دانشجویان این کار را کرده‌اند ولی تا به حال برای تشکیل کارگاه به آن‌ها دعوت نشده‌ایم.

سپاسگذارم که به سوالات ما پاسخ دادید.من هم از شما متشکرم، البته پیشهاد می‌کنم به نظرات بچه‌های شهرستان ها بیشتر توجه کنید چون از فضایی متفاوت از جو تهران و مشکلات پیچیده ‌تری خبر می‌دهد.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English