خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > گزارش كمپين > گزارشي از کارگاه آموزشي با زنان کردستان در تهران

گزارشي از کارگاه آموزشي با زنان کردستان در تهران

16 اسفند 1385 - آيا يک زن کارگر حاضر است هوو بپذيرد؟/مهتاب مقیمی - نسخه قابل چاپ

زنان کردستان راه سخت را هموار کرده اند که کمپين را در آغوش مادرانه خود پرورش دهند. زناني با قلبهاي بزرگ که تا کنون هر آنچه در توان داشته اند براي زن رنج کشيده کرد در طبق نهاده اند. و اكنون چنان مشتاق همراهي با كمپين هستند كه منتظر آماده شدن كميته ي آموزش براي رهسپاري به كردستان نشدند، خودشان به تهران آمدند تا هر چه زودتر دست به دست ديگر استانها به سوي تغيير قوانين قدم بردارند. آري اين زنان مشتاقِ سختي كشيده چهارشنبه شب را در راه آمدن بودند و پنج شنبه شب در راه بازگشت و براي من ، بودن در اين جمع 10-12 نفره كه از زنان نخبه كردستان هستند افتخاريست ...

زودتر از دوستان ديگرم رسيده ام، صاحب خانه كه از صبح مشغول پذيرايي از مهمانان كمپين است مادرانه به ناهار دعوتم مي كند غذا خورده ام و متاسف مي شوم كه دست پخت اين زن مهربان ميهمان نواز ايراني را از دست مي دهم . بچه ها نيامده اند هنوز، گويا ساعتي از كارگاهشان را به خواست مهمانان کردستان و با کسب اجازه از صاحبخانه به بچه هاي "حرکت جهاني زنان" اختصاص داده اند تا از خودشان بگويند و اهدافشان و افكارشان. منيژه نجم عراقي از اعضاي هواداران حرکت جهاني زنان (منشور جهاني حقوق بشر زنان) آمده تا در اين باره سخن بگويد. چيزهايي مي گويد متفاوت از تفكرات من، مي گويد درد زن طبقه ي كارگر متفاوت از چيزي ست كه در ذهن زنان طبقه ي ديگر است، مي گويد نگاه كمپين يك نگاه از بالاست و طبقه ي كارگر اينگونه به قوانين نگاه نمي كند، مي گويد يك زن كارگر حاضر است " هوو " بپذيرد تا زن ديگري از " شندرغاز " درآمد شوهر او استفاده كند.

من از طبقه ي كارگر نيستم، او هم نيست، ولي معتقدم که احساسات طبقه بردار نيست ! كدام زني حاضر است زن ديگري را در زندگي اش شريك كند؟! آيا واقعا زني وجود دارد که اين شرايط را بدون اجبار بپذيرد؟ او حتي مي گويد حاضر است شوهرش 6 هوو سرش بياورد ولي مردم شهر مريوان اين چنين فقير نباشند! براي من البته بين يکي با 6 تا فرقي وجود ندارد، تحقير تحقير است. نمي دانم حق با اوست يا نه ولي مي دانم كمپين فاصله هاي زنان را از بين مي برد چون از دردي مشترك مي گويد، دردي که طبقه نمي شناسد.

كم كم سر و كله ي بچه ها آموزش پيدا مي شود. نازلي فرخي البته پيش از من آمده بود، سارا لقماني مي آيد، افروز مغزي و سميه فريد. با شروع صحبتهاي نازلي، جلسه شكل رسمي به خود مي گيرد، نازلي از طرح مي گويد، از آغازش، از اهدافش، از 22 خرداد 85 مي گويد و مي بينيم نيمي از زنان كردستان 22 خرداد 85 در هفت تير بوده اند . اينها بدنه ي كمپين هستند با اينكه تازه به اين جمع پيوسته اند. هركدامشان سال ها براي زن كردستان زحمت كشيده اند، هر كدامشان پُرند از ظلمي كه به زنانشان رفته. آنچه از زنان مريوان ، سنندج و ... مي گويند آتشي ست که به جان کردستان افتاده: آتشِ خود سوزي!

ميهمانان ما از زنان رنج ديده اي مي گويند که از بي کسي به شعله هاي آتش پناهنده مي شوند، از زناني مي گويند كه قرباني قتل هاي ناموسي اند، از زناني كه به جرم زن بودن اسير قانون جنسيت گرا هستند.
هر ۲ ماه ۳ خودسوزي منجر به مرگ، هر سال 2 قتل ناموسي ...

زنان کرد ايران علاوه بر زندگي با قوانين تبعيض آميزِ قانون خانواده و قانون مدني کشور درگير قوانين عرف منطقه ي خود نيز هستند. اصطلاحاتي که من تا بحال نشنيدم : "زن به زن" ، "قسم به طلاق"... هر کدام حکايت دنياي ظالمانه اي است که بر زن کرد و زندگي او آوار شده است.

بعد از نازلي افروز مغزي از قوانين مي گويد، از قانوني كه من را جنس دوم مي داند، همه ي ما كم و بيش اين قوانين را لمس كرده ايم. كدام مان مي توانيم ادعا كنيم زني را نديده ايم كه قانون، جنس دوم نخوانده باشدش؟ زنان كرد نيز مي گويند، از مشكلاتشان با قوانين، بخصوص، از اين قانون كذايي كه به مرد حق كشتن زنش را مي دهد حق كشتن بچه اش را... دل همه ي ما پر است و دل زنان كردستان پرتر و نالان كه: قوانين هم درست شود، چه كسي عرف منطقه را تغيير مي دهد؟

سارا لقماني از مهارت ها مي گويد از آنچه بايد بدانيم براي رفتن بين مردم. و اين زنان كه مدتهاست بين مردم هستند از خاطره ها و تجربياتشان مي گويند. يكي شان مي گويد مدتي ست در سنندج به خرج خودشان جزوه هاي حقوقي را چاپ مي كنند و بين مردم پخش. چرا كه معتقدند مردم كردستان پيش از امضا كردن نياز به آگاهي دارند و اين همان هدف كمپين است. آگاهي دادن آگاهي دادن آگاهي دادن ...

زنگ در به صدا در مي آيد. خانمي وارد مي شود که مي گويند نازي اسکويي از اعضاي حرکت جهاني زنان است. گوشه اي مي نشيند و چند تا از زنان كرد هم دور او مي نشينند و شروع مي کنند به صحبت کردن. دلسرد كننده است که وسط بحث مهارت ها جلسه ي ديگري در گوشه ي سالن جريان داشته باشد! همهمه به راه مي افتد و سارا تا حدودي تسلطش را بر جلسه از دست مي دهد و در نهايت اعتراض مي کند، هرچند خانم اسکويي در پاسخ مي گويد که از حضور بچه هاي كمپين در اين مكان بي خبر بوده است! حال آنکه خانه اي که او آمده است محل برگزاري کارگاه آموزشي کمپين بود.

به هرحال، جلسه تمام مي شود. زنان كردستان در فكر بازگشتند، سميه در فكر جمع آوري امضا در راه رفتن به خانه، جلوه و سارا در فكر جمع آوري لپ تاپ براي جلسه ي فردا و من در حال ضبطِ تمام دردهايي كه شنيدم، براي روزهايي كه كنار نوه ام مي نشينم و از قوانين تبعيض آميزي مي گويم كه بودند ولي ديگر نيستند. از همين حالا تصور مي كنم چشمهاي بهت زده اش را: آيا روزي قوانين ايران زن را جنس دوم مي دانسته ؟!

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English