خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > گزارش كمپين > بالاخره کارگاه رشت هم، با وجود همه مشکلات برگزار شد

بالاخره کارگاه رشت هم، با وجود همه مشکلات برگزار شد

10 اسفند 1385 - به جای این کارها بشین بچه ات رو بزرگ کن !/ زینب پیغمبرزاده - نسخه قابل چاپ

رشت شاید بهترین شهر برای کار فمنیستی باشد . شهری که بالاترین ضریب توسعه جنسیتی را در کل کشور دارد و بسیاری از مفاهیم جنسیتی برای مردمش معانی متفاوتی دارند. از وقتی وارد کمپین شدم لحظه شماری می کردم تا زودتر کمپین را بین خواهرم و دوستانش ببریم و از این پتانسیل بالا استفاده کنیم . در اولین فرصت با خواهرم صحبت کردم .اما انتقادهای دوستان خواهرم ،زیاد بود و نیروی کمپین کم. زارا را خفه کرده بودم. :‌کی می ریم رشت ؟

- به خدا می ریم. حالا چند تا شهرستان هست که خیلی وقت پیش هماهنگ شده . داوطلبین تهران خیلی زیادند. نمی رسیم کارگاه برگزار کنیم و..

و اینقدر گفتم و گفتم تا بالاخره نوبت رشت شد.ظرف چند ماه گذشته دورادور بحث های زیادی کرده بودیم و غیر از دوستان خواهرم ، گروه فعال دیگری هم داوطلب شرکت در کارگاه شده بودند . خوشحال بودیم که توانسته بودیم این دو گروه را به هم لینک کنیم. تعداد داوطلبین زیاد شده بود : 30 نفر . این همه آدم را کجا باید جا می دادیم ؟خوشبختانه یکی از بچه ها پیشنهاد داد که به خانه آنها در اطراف انزلی برویم .

هوا طوفانی بود

خب ، دیگر همه چیز روبه راه بود. تیم برگزار کننده کارگاه مشخص شده بود، برنامه ریزی ها انجام شده بود ، کوله ام را پر کرده بودم و به خودم نوید دیدن دوباره خواهرم و دوستانش را می دادم . دلم برای هوای مه گرفته شمال لک زده بود. قرار بود بعد از ظهر پنج شنبه حرکت کنیم . اما درست دو ساعت قبل از زمانی که باید راه می افتادیم،ناگهان زهره اسد پور – یکی از دانشجویانی که قرار بود به ما در برگزاری کارگاه کمک کند - زنگ زد و گفت که به اطلاعات رشت احضار شده است ! تا سه ساعت بعد که زهره دوباره زنگ زد، سیل تلفن های ما مازیار- همسر زهره – را خفه کرده بود. تمام این مدت به نازلی دختر سه ساله شان فکر می کردم. چه کار باید می کردیم ؟ تصمیم گرفتیم که هر طوری که هست برویم و حتی اگر کارگاه هم برگزار نمی کنیم ، حداقل با بچه های رشت صبحت کنیم . تیم سفر تغییر کرد . اما من خودم را بین آنها جا کردم . ساعت 7 بعد از ظهر راه افتادیم و ساعت 2 نیمه شب خودمان را به یک خانه دانشجویی رساندیم. منتظر بودیم که دو دختر خواب آلود در را به رویمان باز کنند و غرغر کنان چراغ ها را روشن کنند . هر چند استقبال گرمی از ما کردند ، اما سارا تا آخر سفر، غصه دار موبایلش بود که در اتوبوس جا گذاشته بود.

به جای این کارها بشین بچه ات رو بزرگ کن!

شب هر طوری بود خوابیدیم و صبح به دیدن زهره در خانه یکی از دوستانش رفتیم . زهره تعریف کرد که به او گفته اند : «چه خبره چرا همه جا رو پر کردی که احضارت کردیم . این فقط یه گپ دوستانه اس» و ادامه داده بودن که «ما ده ساله که تو را می شناسیم ، فکر کرده بودیم آدم شده ای . به جای این کارها بشین بچه ات رو بزرگ کن !فکر نکردین اگه انصار بریزن تو خونه بگن دختر و پسر دارین چه کار می کنین ، چی می شه ؟ »

- ما فقط دختریم

- یعنی اگه من بیام اونجا رام نمی دین ؟

- نه!

- چند تا از اون دفترچه ها پخش کردی ؟

- هنوز چیزی دستم نرسیده .اما اگه دستم برسه حتماً پخششون می کنم .

زهره بر حق شهرندی جمع شدن در منازل شخصی و صحبت کردن درباره قوانین تاکید کرده بود و آنها هم تهدیدش کرده بودند که نمی گذارند ، فوق لیسانس بخواند.

زهره و بقیه بچه ها هنوز هم می خواستند در کارگاه شرکت کنند و فعالیتشان را در کمپین آغاز کنند . آنها فکر می کردند اظهار نظر درباره قوانین نابرابر و تلاش برای تغییر آنها طبیعی ترین حق شان است .

تمام صبح را با هم صحبت کردیم . آنها از انتقادهایی که به شروع غیر دموکراتیک کمپین و عدم دخالت شهرستان ها در آن داشتند ، گفتند و ما از معذوریت هایی که به علت باز نبودن فضا و نداشتن شناخت و ارتباط وجود داشت و راهی که برای هر نوع اعمال نظری در فرایند نامتمرکز کمپین به روی همه باز است.
همچنین انتقادهایی در زمینه مطرح کردن عقاید خاص برخی گروهها در دفترچه آموزشی کمپین عنوان شد. گفتیم که برای ارتیاط برقرار کردن با مردم باید با زبان خودشان صحبت کنیم و نیز برای تغییر قوانین چاره ای جز برخورد مسالمت آمیز نداریم .

رشت پیشتاز جنبش زنان در ایران

کارگاه ساعت 2 بعد ازظهر با حضور 12 نفر از دختران عمدتاً جوان رشت و با صحبت های رضوانه مقدم آغاز شد. او سخنانش را با تاکید بر پیشتازی رشت در طرح مطالبات زنان آغاز کرد و با اشاره به تاریخچه مبارزات صد ساله زنان از مشروطه تا به امروز ، گفت : زنان هنوز نتوانسته اند به این خواسته ها دست یابند ،‌بنابراین کمپین با بهره گیری از تجربیات تلاش های انجام گرفته در دیگر کشورها آغاز شده است. سپس با اشاره به تبعیضات جنسی موجود در جامعه ، از روابط اعضای کمپین ، حامیانش و روش های کارشان گفت .

پس از آن، از آنجایی که وکیل همراهمان نبود ، سارا لقمانی به توضیح قوانین پرداخت . او که مددکار اجتماعی و فارغ التحصیل مطالعات زنان است ، قوانین را با مثال هایی واقعی و ملموس توضیح داد و گفت که چرا قوانین را نابرابر می دانیم و چه تاثیر عمیقی بر زندگی تک تک مان می گذارند. بعد از صحبت های سارا بچه های رشت مصصم بودند که به قوانینی که بدون مشورت با آنها و مادرانشان نوشته شده اعتراض کنند.

سپس زارا امجدیان به توضیح مهارت های ارتباطی پرداخت که به ما کمک می کند، کمپین را به میان مردم ببریم و شرکت کنندگان در کارگاه در قالب بحث های گروهی درباره محاسن و معایب روش های چهره به چهره ، گروهی و سمینار صحبت کردند .

طی صحبت ها قرار شد بچه های رشت با برای خودشان سایتی راه بیاندازند و اگر لازم بود از بچه های تهران کمک بگیرند و تجربه ، ایده ها و انتقاداتشان را مطرح کنند . کارگاه ساعت 7 تمام شد و بچه ها یکی یکی رفتند .

پایان مهمانی رشت

ما تا ساعت 11 همچنان پیش صاحبخانه مهربانمان بودیم . با وجود آنکه از ابتدا امیدمان را به برگزا ری کارگاه از دست داده و به قصد آشنایی بیشتر با بچه ها، به رشت رفته بودیم ، واقعاً با مهمان نوازی رشتی ها مواجه شدیم . موقع برگشت اینقدر خسته بودیم که شیطنت های مسیر تهران – رشت را کنار بگذاریم و از رشت تا خود تهران بخوابیم. چشمان خواب آلودمان را در ترمینال غرب باز کردیم . باران می آمد و ما از یکدیگر سئوال می کردیم که اینجا کجاست ؟ ساعت 5 صبح بود . سارا و زارا رفتند در مسجد بخسبند تا شاید ساعت شش و نیم وقتی راننده اتوبوس برگشت ، موبایل سارا را پیدا کنند.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English