خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > گفتگو با اعضا > یاشار گرمستانی : هميشه برگه امضا همراه من است ، پس هميشه در كمپين هستم

گفتگو با اعضا

یاشار گرمستانی : هميشه برگه امضا همراه من است ، پس هميشه در كمپين هستم

25 مرداد 1387 - نازلي فرخي - نسخه قابل چاپ

ياشار گرمستاني از بهمن 85 به كمپين يك ميليون امضا پيوست و از همان موقع فعاليت خود را در كميته ي پسران آغاز كرد و همچنان در اين كميته فعال است.

نوشته ي زير حاصل گفتگوي ما با اين كنشگر كمپين درباره ي زندگي شخصي و دغدغه هايش است.

- متولد چه سالي و كدام شهر هستي ؟

- 1360. تهران!

- هميشه تهران بودي؟

- نه! بين 10 تا 18 سالگي ساري بودم.

- چه رشته اي و کجا خواندي؟

- ليسانس مكانيك از دانشگاه شريف دارم.

- كمي از خانواده ات بگو! شغلشان چي بود؟ چند خواهر و برادريد؟

- مادر و پدرم هر دو كارمند بودند همچنین دو پدربزرگ و دو مادربزرگم هم پرستار بودند. يك خواهر هم دارم.

- از افراد موثر در زندگي ات بگو. چه كساني خيلي روي تفكر و شيوه ي زندگي ات تاثير گذاشتند؟

- من دو تا مادربزرگ و یک پدر بزرگ داشتم. پدر پدرم سالها قبل از بدنيا آمدن من فوت كرده بود و مادر بزرگ من تنها و مستقل زندگي مي كرد. آن زمانها كه زنها رانندگي نمي كردند مادربزرگ من فولكس داشت و رانندگي مي كرد. اخلاقش مخصوص به خودش بود. او خيلي روي طرز فكر من اثر گذاشت. من مدتها با او زندگي مي كردم.

و از طرف ديگر پدر بزرگ و مادربزرگ مادریم خيلي روابط جالبي با هم داشتند. زماني كه ما بچه بوديم مادر و پدرم وقتهايي كه سر كار مي رفتند من و خواهرم را پيش پدربزرگ و مادر بزرگم مي گذاشتند و سر كار مي رفتند و خاله و شوهر خاله ام هم همين كار را مي كردند. من و خواهر و بچه هاي خاله ام هميشه با هم بوديم و پيش اين پدر بزرگ و مادر بزرگم بزرگ شديم. تو آن سن كه ناخودآگاه من شكل مي گرفت بيشتر روابط پدربزرگ و مادربزگم بود كه روي من اثر گذاشت تا مادر و پدرم.

- ازدواج كردي؟

- نه!

- روابط خانوادگي تان چطور بود؟ در خانواده اعمال قدرت را تجربه كردي؟ مثلا شده احساس كني روابط بين اعضاي خانواده بر مبناي برابري نيست و يا كسي يا كساني به بقيه زور مي گويند؟

- حقيقتش نه خيلي! گفتم من پيش پدربزرگ و مادر بزرگم ، بزرگ شدم و آنها هم يك روابط خاصي بين خودشان داشتند.

- يعني پدر و مادرت نقش خيلي تعيين كننده اي در تربيتت نداشتند؟

- بعد از اينكه شخصيتم شكل گرفته بود يكسري تضادها تو روابطمان ايجاد شد. اما آنقدر تعيين كننده نبودند كه پدربزرگ و مادر بزرگم بودند.

- خواهرت هم تو همين شرايط بزرگ شد ؟

- بله! اما كوچكتر بود. سه سال اختلاف سن داريم.

- فكر نمي كني اينكه مي گويي اعمال قدرت خانواده را خيلي كم تجربه كردي، به خاطر جنسيتت بوده؟ يعني جسيتت باعث شده كه آزادتر بزرگ شوي و همان تضادها كه گفتي با خانواده ات داشتي كمتر خودشان را نشان بدهند؟ و همه ي اينها كه تو كمتر تجربه شان كردي روي زندگي خواهرت تاثير بيشتري داشته باشد ؟

- اين هم تجربه اي بود كه من داشتم. بله! خواهرم بيشتر تحت سلطه بود و يكي از درگيري هاي من با پدرم هميشه سر اين وضوع بوده. حتما بوده كه من درگير مي شدم .

- كلا تربيت جنسيت محوري داشتيد؟

- نه! جنسيت محور نبوده. مثلا در باره ي امكانات و انتخاب ها پدر و مادر هميشه آن تاكيدهايي كه به من داشتند يا ارزشی كه براي انتخاب به من مي دادند براي خواهرم هم قائل بودند. اينكه روي پاي خودش بايستد. اما در يك چيزهاي ديگري مثل روابط با جنس مخالف براي خواهرم سخت گيري بيشتر بود تا براي من.

- حالا فكر مي كني خواهرت هم توانسته خودش را از اين قيدها رها كند؟

- نتيجه اش كه با من متفاوت است و من نمي دانم دليلش چيست. شايد چون كلا آدم كم دغدغه تري است. و كلا مشكلي ندارد. زندگي اش هم خيلي روتين تر از من است. ازدواج كرده . شايد اگر پسر هم بود همين تفاوت وجود داشت. همچنين تفاوت هایی که به هر حال بين آدمها وجود دارد.

- يعني تو مي گي اگر خواهرت پسر هم بود هميطور مي شد؟ يا اينكه فرق مي كرد؟

- هر دو امكان هست ، نمي تونم الان قضاوتي كنم. تفاوتها شخصيتي و خواسته ها بين آدمها وجود دارد. همينطور كه اين تفاوتها بين هم جنسها هم هست. و الان نمي توانم دقيق بگويم كه جنسيت ما عامل اين تفاوتهاست.

- روابطت با خانواده ات چطور است؟

- بد نيست. خوب من الان هم با مادربزرگم زندگي مي كنم. و پدر و مادرم ساري هستند. اما حقيقتش اين است كه وقتي مي روم خانه خودمان، خيلي نمي كشم. تحملش بعد از مدتي برايم سخت ميشود. چون پدر و مادر زياد به كار من كار دارند.

- با خواهرت چي؟ با همه تفاوتهايتان روابطتان خوب است؟ حرفت رو راحت بهش مي زني؟

- روابطمان خوب است و من مشكلي با او ندارم. حرفم هم راحت به او مي گويم ، اما گاهي نمي توانيم هم را بفهميم.

- تو گفتي مادر و پدر هر دو كارمند بودند. و مادر از نظر اقتصادي مستقل بود. با اين اوصاف بار اقتصادي خانواده بيشتر رو دوش كدامشان است؟

- هر دو شان! به طور كلي سياست گذاري هاي اقتصادي خانواده را مادرم بيشتر مدیريت مي كند. شايد دليل منطقي ای نباشد اما مادرم ترك است و تركها معمولا فكر اقتصادي شان بهتر است. كارهايي مثل پول جمع كردن براي خريد خانه ، وام گرفتن و خريد كردن و كارهاي اين چنيني بيشتر با مادرم است.

غير از اين، فقط مادرم نبود.هر دو مادر بزرگهاي من هم هر دو از نظر اقتصادي و شخصيتي آدمهاي مستقلي بودند. مثلا تو خانه مادر بزرگ و پدر بزرگم ، پدر بزرگم مسئول آشپزي و تميز كردن خانه بود و خريد خانه هم با مادر بزرگم بود. و تقسيم كارشان اصلا عرفي نبود. فكر مي كنم شاغل بودن مادر بزرگم هم خيلي موثر بود. شخصيتشان هم خيلي متفاوت بود. پدر بزرگم خيلي خيلي احساساتي بود و مادربزرگ زن خشكي بود. حتی پدر بزرگ من آشپزي را دوست داشت، و از آن لذت مي برد.

- دانشگاهت چي؟ چقدر روي شخصيتت و زندگي ات تاثير گذاشت؟

- هيچي!

- اولين حضور جدي اجتماعي ات ورود به دانشگاه بود؟

- وارد شدن به دانشگاه هم معادل حضور اجتماعي ام نبود. اوايلش مثل دبيرستان بود. توي دانشگاه هم فعاليت دانشجويي خاصي نكردم.

- يعني حضور اجتماعي ات خيلي بعد از ورودت به دانشگاه بود؟

- آن موقع كه من دانشگاه رفتم...!

- چه سالي ؟

- سال 78. آن موقع فضا خيلي سياست زده بود .

- اين فضا تو را نگرفت؟

- زده ام كرد.

- چرا؟

- فضاي فعالين دانشجويي برايم جذاب نبود.

- اولين فعاليت اجتماعي ات با كمپين بود نه؟

- بله

- چطور با كمپين آشنا شدي؟

- از طريق يكي از دوستانم. در كارگاه شركت كردم.

- براي ورود به كمپين به مشكلي بر نخوردي؟ راحت وارد شدي؟

- چرا ! يكي دو ماهي توي صف كارگاه بودم. البته من همان موقعي در كارگاه شركت كردم كه كميته ي پسران در حال شكل گيري بود.

- ورودت به كمپين و فعاليت در ان چه تاثيري در زندگي خودت گذاشت؟ چه تاثيري در زندگي اطرافيانت گذاشت؟

- از جنبه هاي مختلفي تو زندگي من تاثير گذاشت. مطالعاتم در يك بازه اي جهت پيدا كرد و تو عرصه هاي ديگر هم محك خوردم. اما تاثير تو زندگي اطرافيانم؟ نمي دانم. بايد از خودشان بپرسي!

- توانستي اين فعاليت هايت را بين خانواده و دوستانت هم بياوري و روي فكر انها تاثير بگذاري؟

- من نمي دانم اين تغييراتي كه دوستان من كرده اند تاثير من بوده يا به خاطر جامعه بوده. چون كلا جامعه دارد تغيير مي كند و مسائل زنان دغدغه مي شود واين تغييرات در جامعه هست. نمي توانم قضاوتي كنم. مساله ديگر هم اين است كه دوستان من در طول سالها به خاطر عقايد من فيلتر شده اند و يه عده ي معدودي ماندند كه شبيه من اند. و خيلي اين قضاوت راحت نيست.

از اول يك چيزهايي براي من خيلي تابو بود وطبيعتا نمي تونستم با همه ي آدمها كنار بيايم.

- خانواده ات چي؟

- يك زماني من سر خواهرم با پدرم دعوا كردم، حرف من هم به كرسي نشست. الان خيلي اختلاف نظري با هم نداريم. كمپين را هم خيلي راحت امضا كردند.

- اگر دچار مشكلي بشوي از تو حمايت مي كنند؟

- فكر مي كنم حمایتم می کنند.

- از تغيير جامعه گفتي، به نظرت پيشگامان اين تغيير زنانند يا مردان؟ يا هر دو؟

- من فكر مي كنم بيشتر زنان باشند.

- زنان معمولي يا زنان اكتيويست؟

- خوب دو دسته هستند. يكي زناني كه فعالند و توليد فكر و انديشه مي كنند و دسته بعدي هم مخاطبان آنها هستند. كه انها هم خيلي زياد نيستند و در اقليتند. به نظر من هر دو طيف مهم اند. هم اكتيويستها هم زناني مثل مادر من كه توي خانه هاشان نمي گذارند اين ذهنيت نابرابر شكل بگيرد.

- حركت زناني مثل مادر تو هم يك نوع اعتراض است. شايد عيان نباشد و تو تعريفهاي عرفي از اعتراض نگنجد اما همين كه نمي خواهد بچه هايش نابرابر رشد كنند و بزرگ شوند مي شود نوعي اعتراض به وضع موجد تعبير شود.

- اعتراض هست. اما شايد خيلي اگاهانه نباشد. مادر من هم تحت تاثير زناني كه از مدتها و سالها قبل اين گفتمان برابري خواه رو ايجاد كردند ، فكرش شكل گرفته است. و الان در اين زمان نمي تواند طور ديگري فكر كند. شايد فعاليت باشد اما لزوما آگاهانه نيست. مثلا آن طيف فضايي را ايجاد كردند كه مادر من بتواند راحت سر كار برود و بعد اين نتايج رو داشته باشد.

- من هنوز نفهميدم تو چرا مي گويي آگاهانه نبوده.

- مي گويم شايد. يعني الان ديگر اين نابرابري ها براش قابل فهم نيست.

- چرا جنبش زنان را به عنوان جايي كه مي خواهي فعاليت كني، انتخاب كردي؟

- دليلش شايد تو ناخودآگاه من باشد. ما تو اين جامعه از جنبه هاي مختلفي سركوب مي شويم. از لحاظ خانوادگي، مذهبي، نژادي، جنسيتي و غيره. سركوبي كه سعي دارد همه چه مرد چه زن را به انقياد ساختار قدرت در بياورد. يكي از اين جنبه ها هم مردسالاري است. اگر بر ضد ان مبارزه كني مي شوي فمينيست و اگر بر ضد كل اين چند وجهي سركوب مبارزه كني مي شوي آنارشيست.

اما فرقي كه مردسالاري كه با ساختار مذهبي و طبقاتي و غيره دارد اين است كه اين از بقيه ريشه ای تر است. بچه اولين سركوبي كه مي بيند در خانواده است كه پدرش، مادرش را سركوب مي كند. آنجاست كه ذهنش نسبت به سلسله مراتب پذيرش پيدا مي كند. بچه اي که در چنين خانواده اي بزرگ مي شود و چنين چيزي را مي بيند خيلي راحت تر مي پذيرد كه از نظر طبقاتي هم سركوب شود چون فكر مي كند سركوب شدن طبيعي است. چون از بچگي با اين روبرو بوده. بنابراين اولين موضعي كه بايد بگيري موضع در برابر مرد سالاري است و ناخودآگاه را از حالت پيش طراحي شده در بياوريم.

تئوري ديگر هم اين است كه همه ي جنبشها به سمت جنبش زنان سوق داده مي شوند. به نظر من اين اتفاق طبيعي است. چرا مي توانند به تو فشار زياد بياورند؟ چون سيستم پدرسالار است. یا چون ذهنیت ها پدرسالار اند یا مثلا انشعابات به عنوان یکی از عوامل اصلی تضعیف جنبش ها، همه ریشه در قدرت خواهی برآمده از تربیت پدرسالارانه دارد. در نتيجه تو براي مبارزه به سمت پايه اي ترين آجر اين مساله حركت مي كني. و به نظر من اين اتفاق طبيعي و از نظر من مطلوب است.

- برگرديم به كمپين. تو گفتي هم ساري زندگي مي كني هم تهران. در كميين ساري هم هستي؟

- هنوز كمپين ساري شكل نگرفته. اما در حال پا گرفتن است.

- از وقتي به كمپين پيوستي پيوسته فعاليت كردي؟

- بله!

- بعد مستقيم به كميته ي پسران رفتي؟

- بله!

-  چطور شد كه ايده ي تشكيل كميته ي پسران شكل گرفت؟ چرا پسرهايي كه مي امدند تو ي كمپين نمي رفتند در كميته هاي ديگر فعاليت كنند.

- گفتم من از اول نبودم. در جريان بحثهاي اوليه نبودم . وقتي وارد شدم كه كميته ي پسران داشت شكل مي گرفت. اما اونطور كه شنيده ام به خاطر مسائل امنيتي بود.

- خودت هم لزومش رو احساس كردي؟

- من تو اين مدت خودم به شخصه با مسائل امنيتي درگير نبودم. يعني وقتي آمدم جدا شده بود و حساسيت از بين رفته بود. اما بله آنها هم بود و بعد ما خواستيم دلايل اين جداسازي رو طرح كنيم ، توي آن بحثها من بودم. يكسري مسائل چند تا عامل ديگر را ما پيش كشيديم كه فكر می كنم هنوز هم هستند و فكر مي كنم تشكيل اين كميته خوب بود.

- از بافت كميته ي پسران بگو. به هم نزديك هستيد؟

- تقريا بله! همه تقريبا در يك رنج سني هستيم و اشتراكات زياد است.

- امضا جمع مي كني؟

- بله. هر ادم جديد رو كه مي بينم و باهاش آشنا مي شوم درباره ي كمپين صحبت مي كنم و امضا مي گيرم.

- در مكانهاي عمومي هم امضا جمع مي كني؟

- حاهاي عمومي معمولا گروهي قرار مي گذاريم و امضا جمع مي كنيم.

- مثل آن روز كه امير را گرفتند؟

- بله! تو جاهاي عمومي مثل پارك مي رفتيم كه توي يكي از اين روزها امير بازداشت شد.

- خوب بعد بازداشت امير و دادگاهش ، حكم گرفت. در طول اين يك سال و اندي فعالين كمپين خيلي بازداشت شدند و محكومت گرفتند. افرادي مثل امير، هانا، و روناك و ديگراني كه هنوز در زندان هستند. تو وقتي اين اخبار را مي شنوي احساست چيست؟

- فكر مي كنم چرا حكومت حتي اينقدر ظرفيت ندارد كه تحمل يك حركت مدني آرام را داشته باشد؟ اين ناشي از احساس ضعف است. و به نظر من اين حركات و بازداشتها و احكام بدتر امنیت ملي را به مخاطره مي اندازد. يعني اينقدر ناامني است كه اگر يك نفر در پارك امضا جمع كند بايد يكسال برود زندان تا امنيت برگردد؟

- وبلاگ يا سايت داري؟

- وبلاگ دارم.

- درباره ي كمپين هم در آن مي نويسي؟

- نه زياد! هر مطلبي بخواهم بگويم مي گذارم توي وبلاگ کميته ي پسران.

- جلساتتان كجا برگزار مي شود؟

- هر جا كه بتوانيم. پارك، كوه، خانه. هر جا كه بشود.

- اولين بار كجا امضا جمع كردي؟

- خانواده.

- اولين تجربه ي تو فضاي عمومي ات كي بود؟

- همان قرارهاي گروهي مان بود. قرار مي گذاشتيم كه با هم برويم. سه چهار بار رفته بوديم كه امير را گرفتند. البته وقتي امير را گرفتند ما به شدت بيشتري برنامه مان را ادامه داديم. تو آن يك ماهي كه امير بازداشت بود ما چهار بار رفتيم امضاي جمع كرديم.

- تو خودت را يك فمينيست مي داني؟

- ( خنده) بله ! معلوم است!

- كمپين رو هم يك حركت فمينيستي مي داني؟

- بله!

- چرا؟ تعريفت از فمينيسم چيست؟ خيلي ها اين حركت رو فمينيستي نمي دانند.

- قبول ندارم. مردسالاري جنبه هاي مختلفي دارد.ا ز سطح زبان تا سطح حقوقي. هر جا موضعي درباره ي آن بگيري يك فمينيست هستي. مي خواهي قبول كني يا نه! كلمه اش كه خيلي مهم نيست،مهم اين است كه هستي!

-  قبل از كمپين هم ان.جي.او هاي زنان در سطوح مختلفي فعاليت مي كردند و هنوز هم فعال هستند. به نظر تو وجود چنين ان.جي.او هايي يا حركتهاي مثل كمپين روي نگرش جامعه تاثير مي گذارد؟

- من اين تاثيرات را متقابل مي دانم. يعني كمپين از دل جامعه اي بيرون آمده كه آماده ي اين تغييرات بوده و بعد دوباره روي همان جامعه اثر مي گذارد و سرعت تغيير را بيشتر مي كند. يعني جامعه اي كه به حدي برسد چنين حركتهايي از دلش در مي آيد. يعني از يك طرف شايد نشانه باشد و از طرف ديگر هم تاثير گذار.

- فكر مي كني كمپين باعث مي شود كه افرادي كه در آن فعاليت مي كنند در طول فعاليشان حساسيت جنسيتي شان بالاتر برود؟ يعني افراد با فعاليت در آن به مرور زمان خودشان اين نياز را حس مي كنند ؟

- فكر مي كنم كه مي شود. چون با فعاليت در آن با يكسري مسائل جديد روبرو مي شوي . چيزهايي در برابر قرار مي گيرد كه تا حالا بهش فكر نكردي. و اينها هم به خاطر ارتباط بين آدمهاست. و از طرف ديگر تو خودت احساس مسئوليت مي كني. فكر مي كني من كه چنين ادعايي دارم چقدر توانسته ام به برابري تن بدهم و تحقق ببخشمش.

- فكر مي كني خودت چقدر دراين راستا موفق بودي؟

- نمي دانم. ضعفهاي اين چنين در ناخوداگاه تو هست. ضعف در زبان و نگاه و غيره. و معمولا يك ناظر بيروني بهتر مي تواند قضاوت كند. اما خودم فكر مي كنم تا آنجا كه سعي كردم موفق بودم.در سطح خودآگاه كه طبعا مردسالار نيستم. اما ناخوداگاهم را نمي توانم قضاوت كنم.

-  الان يك سال و خورده است كه تو عضو كمپين هستي. قبل از آن هم شش ما ه از بيرون كمپين را نگاه كردي. تصويرت به عنوان يك ناظر بيروني با كسي كه خودش الان يكي از كنشگران كمپين است چقدر فرق كرده؟ چقدر كمييني كه تو الان تويش هستي شبيه ان چيزي است كه از بيرون مي ديدي؟

- من قبل از ورود به كمپين تصوير خاصي نداشتم.

- مثلا من از خيلي از آدمها كه مي خواهند به كمپين بپيوندد مي شنوم كه مي ترسند از اينكه نتوانند با فعالين ارتباط برقرار كنند، نتوانند در فضا خودشان را پيدا كنند، پذيرفته نشوند. تو چقدر از اين ترسها داشتي؟ به نظرت احساس اين افراد درست است؟

- حقيقتش من وقتي مي خواستم بيايم در كارگاه شركت كنم، خيلي تصوري از اينكه چقدر قرار است فعاليت كنم و چه كارهايي بايد بكنم نداشتم.بيشتر مي خواستم مجوز گرفتن برگه ي امضا و امضا جمع كردن را بگيرم. و پيش زمينه اي نداشتم.

- يعني فكر مي كردي براي اينكه بتواني امضا جمع كني حتما بايد در كارگاه شركت كني؟ اينطور بود؟

- آن زمان اينجوري بود. حساسيت روي اين موضوع بيشتر بود. الان خيلي كمتر شده.

- به نظر تو سخت گيري بيشتر بهتر است يا نه؟

- بايد عملي باشد! اگر جايي باشيم كه راحت بتوانيم كارگاه بگذاريم و جا داشته باشيم و ترس و لرز نداشته باشيم ومسائل امنيتي مطرح نباشد، آنطور بهتر است. اما با شرايط فعلي يك همچين حساسيتهايي عملي نيست و با چنين حساسيتهايي خيلي از افراد را نمي توانيم جذب كنيم.

- نگاه حساس جنسيتي در پسرها بخصوص پسرهاي كمپيني بيشتر مي بيني يا در دخترها؟ البته جواب اين سوال فقط يك استنباط شخصي است. اما مي خواهم بدانم تجربه ي توي اين يك سال و نيم چطور بوده؟

- طبعا دخترها!

-چرا؟

- موضع شخصي من اين است كه مردها چون هميشه برنده فرض شده اند، -البته مي گويم فرض شده اند و واقعا برنده نيستند- در نتيجه يك جورهايي نسبت به مسائل جنسيتي كور اند و احساس نياز نمي كنند كه مشكلات اين چنيني را در خود كشف كند. اين مشكلات بيشتر در ناخوداگاه است، اما مردها در خود آگاه خيلي احساس نياز به درك و كشف را ندارند. البته اينها همه نظرات شخصي من است و ممكن است خيلي مستدل نباشد.

- فكر مي كنيد اين تبعيضات در زندگي زنان موثر تر است يا مردان؟

- هر دو! و يك خوبي كه حداقل زنان دارد اين است سركوبشان واضح است. مي بينند، مي فهمند. اما سركوب مردها واضح نيست. علاوه بر سركوب مسخ هم مي شوند. هميشه برنده فرض مي شوند. نمي بينند چه بلاهاي رواني دارد سرشان مي آيد و ريشه ي بسياري از مشكلات شخصيتي شان در همين سركوب هاست. اما زنان مي بينند.

- من از بعضي از كنشگران كمپين شنيده ام كه مي گويندكمپين جزوي از زندگي شان شده و اگر مثلا ان را ترك كنند يا تمام شود يك حفره اي توي زندگي شان يك خلايي احساس مي كنند. براي تو هم اينطور است؟

- كمپين نه. من خيلي درگير اسمش نيستم....

- خوب كمپين مجموعه اي از فعاليتها و ادمهاست ديگر!

- آره! من فكر مي كنم اگر يك روز ارتباط من با اين ادمها قطع شود(كه نمي شود) و راهم را گم كنم(كه نمي كنم)، آره خيلي ناراحت مي شوم.

- يا فعاليتهايي كه مي كني. مثلا حساب كن در يك هفته چقدر از وقت و انرژي ات را روي كمپين مي گذاري؟

- من فكر مي كنم بيشتر انرژي ام را صرف كنشگري اجتماعي در حيطه اي مي كنم كه به نظرم مناست ترين حيطه است.

- با توجه به اينكه گفتي من فعلا در كمپين كار مي كنم و جاي ديگري فعال نيستم، من اسم مي گذارم رويش.

- اين جور نگاه كنيم آره! اما اين كه بگويي كمپين را ترك كنيم من نمي دانم يعني چه؟ ممكنه است از كميته ها يرون بيايم، اما برگه امضا كه هميشه همراهم است.

- كمپين يك روز تمام مي شود. آن روز تو چه مي خواهي بكني؟

- كنشگري اجتماعي!

- كجا؟ جذب ان.جي.او ها مي شوي؟ يا شخصي فعاليت مي كني؟

- شخصي كه نه! كلي ادم هست. كلي ايده هست. وقتي توي شبكه ارتباط آدمها و در جريان ايده ها باشي بالاخره يك كاري مي كني. اينطور نمي شود كه ديگر يكي از بيرون بيايد و برايمان چيزي را تعريف كند.

- تو يك پسري كه براي زنان فعال هستي. وقتي امضا جمع مي كني يا با مردم حرف مي زني برايشان تعجب برانگيز يا هيجان آور نيست؟

- تعجب برانگيز است. بيشتر براي دخترها.

- از تو چي مي پرسند؟

- مي گويند حقوق زنان به شما چه که دنبالش هستيد.

- متلك نمي اندازند؟ بدبين نمي شوند ؟ يا هر برخورد بد ديگري؟

- نه! من با مردها كمتر مشكل داشتم تا با زنها. گاهي متلكي مي اندازند. آن هم نه متلك منفي.

- شده كه حس كني در كمپين و در ساختار آن يك جايي تصميمت لحاظ نشده و شاكي بشوي؟

- شده يك جايي تصميمم لحاظ نشود اما شاكي نشدم.

- گاهي ممكن بوده كه راي ات در اقليت باشد. اين فرق دارد با وقتي كه در تصميم گيري اصلا از تو نظر خواهي نشده باشد. و تو توقع داشتي در آن مورد نظر تو را هم مي پرسيدند. يا جايي ، برنامه اي، تو دعوت نشده باشي يا در فعاليتي نيروي تو به كار گرفته نشده باشد و تو انتظار ديگري داشتي.

- اين اتفاقات افتاده اما من شكايتي نكردم. ديدم بچه هاي ديگر بعضي وقتها گله دارند اما من خيلي گله نداشتم. اتفاق افتاده كه مثلا ببينم فلان كتاب در امده و به من نگفته اند. اما استقبال كردم. اگر لازم بود به من هم مي گفتند! كلا خيلي برايم فرق نمي كند.

- حس مي كني كمپين ليدر دارد؟

- نه!

- يا مثلا كسي كه هميشه نظرش در بقيه تاثير بگذارد، مثلا يك رهبر معنوي؟

- تاثير بگذارد؟ خوب بعضي ها هميشه نظراتشان منطقي تر است. اما من نديدم كه كسي فقط به خاطر يكسري چيزها ليدر باش. من هيچ وقت احساس بدي نداشتم.

- اينجا دوستان ثابتي پيدا كرده اي؟ كساني كه در كمپين باهاشان آشنا شده باشي و بعد به هم نزديك شده باشيد؟

- بله!

- فكر مي كني اين روابط دوستي چقدر در كمپين موثر است. در عملكرد افراد ، بودنشان، مقاومتشان؟

- مزايا و معايب خودش را دارد. دوستي ها مي تواند گاهي نقطه ضعف باشد، ما را احساسي كند و قضاوتهاي احساسي ما بر قضاوتهاي عقلاني مان بچربد. اما مزاياي خود را هم دارد.

- چقدر اين دوستي ها تو را در كمپين نگه داشته؟ اصلا برايت مهم بود كه با كسي دوست شوي ؟

- پيشاپيش نه! اول به كمپين به چشم يك كار نگاه مي كردم و چنين انتظاري نداشتم. اما اتفاقي است كه مي افتد. كساني كه با هم بيشتر كار مي كنند و اشتراكات بيشتري دارند با هم دوست مي شوند. اما در ماندن من در كمپين؟ خوب بالا هم گفتم ترك كمپين يعني چي؟ هميشه برگه امضا همراه من است ، پس هميشه در كمپين هستم.

- فكر مي كني حمايت بچه هاي كمپين در اين دوسال از همديگر خوب بوده؟

- تلاشمان را كرديم.

- من از خيلي ها شنيدم كه مي گويند كمپين مي توانست بهتر كار كند. به نظر تو مي توانست و نكرد؟

- هميشه يك ايده آلي وجود دارد كه ما بهش نمي رسيم. ما هم خيلي ادعايي نداريم. يك سري كنشگريم كه دور هم جمع شده ايم و كار مي كنيم. من اگر يك روز بازداشت شوم و مثلا خوب از من حمايت نشود درك مي كنم. چون ما همه آدميم و توانيي هامان محدود است و ايراد داريم. اين سوال كه گفتي با اين پيش زمينه است كه يك مديريتي اون بالا هست كه ضعف دارد يا نه؟ اما مساله اين است كه ما هيچ كدام ادعاي مديريتي نداريم و يك جمع متكثر هستيم كه سعي مي كنيم كارها را خوب انجام دهيم. تا جايي كه من مي دانم همه تلاششان را كرده اند.

- متشكرم كه وقتت را در اختيار ما گذاشتي.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English