خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > گفتگو با اعضا > کمپین برای من یک دنیا آرزو است

گفتگو با محبوبه كرمي

کمپین برای من یک دنیا آرزو است

6 تیر 1387 - مریم مالک، راحله حسینی - نسخه قابل چاپ

به خانه محبوبه کرمی، آمده ايم تا يكي از كارگاه هاي آموزشي كمپين را برگزار كنيم. دوستان مان در پي گيري داوطلبان اهداف کمپین برای داوطلبان جدید بيان مي كنند و به سوالات آنان پاسخ می دهند، اعضاي گروه آموزش هم کم کم از راه مي رسند و کارگاه آموزشی برگزارمي شود.در این بین محبوبه کرمی با توجه به تمام مشغله ها و خستگی های ناشی از یک روز پرکار، دعوت ما را برای مصاحبه مي پذیرد:

محبوبه کرمی دانشجوی رشته مدیریت برنامه ریزی آموزشی است.او تنها دختر خانواده است و سه برادر بزرگتر از خودش دارد. با شروع دوران اصلاحات و روی کارآمدن اصلاح طلبان در سال 1376 بصورت جدی به فعالیت پرداخته وپس از ناکام ماندن بسیاری از آرمانهای اصلاح طلبان ودر جستجوی راهی نو برای تحقق اهدافش به کمپین یک میلیون امضاء پیوسته و از اولین امضا کنندگان کمپین بوده است.


محبوبه كرمي روز 24 خرداد هنگام بازگشت به منزل در اتوبوس مورد ضرب وشتم شديد ماموران قرار گرفت و به زندان انتقال يافت . درآن روز حدود 90 زن را بازداشت كردند كه بسياري از آنان چون محبوبه بي اطلاع از تجمعی که آن روز در پارک ملت برگزار شده بود، مورد ضرب و شتم شديد و بازداشت قرار گرفتند.محبوبه از 24 خرداد در بند 209 اوین بازداشت بود و از چهارشنبه 5 تیر به بند عمومی نسوان زندان اوین انتقال یافته است.

ــ چطورشد با کمپین یک میلیون امضا آشنا شدی؟

توسط فریبا داوودی مهاجر با کمپین آشنا شدم ودرگردهمائی پنجم شهریور1385 که قراربود در موسسه رعد برگزار شود شرکت کردم ولی اجازه ورود به داخل موسسه به کسی ندادند وما همان جلوی موسسه کارمان را آغاز کردیم.

اولین کسی راکه دیدم سوسن طهماسبی بود و به کارگاه معرفی شدم، البته قبل از این امضاء جمع می کردم. تقریباً در امضاء گرفتن مهارت دارم و وقتی بیاینه را برای مردم توضیح می دهم از هر 10 نفر 8 نفر امضاء می کنند. تا اسفند ماه فقط امضاء می گرفتم، بعدا درکمیته کارگاه ها و داوطلبان هم فعال شدم. يعني با داوطلبان ارتباط برقرار می کنیم و برایشان کارگاه آموزشی می گذاریم.

ــ اولین امضا را از چه کسی گرفتید؟ عکس العمل خانواده چطور بود؟

اولین امضاء را از مادرم گرفتم. مادرم شدیداً مخالف قوانین تبعیض آمیز هستند و معتقدند که یك دختر باید اینقدر قوی باشد تا بتواند به تنهایی خودش را اداره کند، پشت سر هر فرزند موفق همیشه یک مادر موفق است. بطور کلی خانواده ام مخالف قوانین تبعیض آمیز هستند و در خانواده ما همیشه برابری کامل وجود داشته و مخصوصاً برادرانم همیشه برای ادامه تحصیل تشویقم می کنند. مادرم هم همیشه مرا تشویق به شرکت در فعالیت های اجتماعی می کند اما به علت بیماری پدرم و مراقبت از ایشان خودش نمی تواند در کمپین فعالیت کنند ولی همیشه حمایت می کند.

در این هنگام مادر محبوبه هم به جمع ما وارد مي شود و با روی گشاده سخن مي گويد:

ــ هیچ کس بی هدف قدم بر نمی دارد، برایم همیشه نارسایی های اجتماعی ناراحت کننده بود و معتقدم که همه باید دست به دست هم دهیم تا حرکتی صورت پذیرد. محبوبه همیشه برای رسیدن به هدفش تلاش می کنه و از هیچ کوششی دریغ ندارد . در پاسخ به نگرانی های من می گويد فعالان حقوق زن همه پشت سر ما هستند و از ما دفاع می کنند. هیچ کاری بدون هزینه و تلاش امکان پذیر نیست. باید اهداف و نیت درست باشد و کمپین آرمانی بزرگ و هدفی بزرگ است.

از محبوبه می پرسیم:
ــ چه طور می شود از نگرانی خانواده ها کم کرد؟

* هر کسی که در کمپین فعالیت می کند اول باید خانواده خودش را توجیه کند، حتی شده یکسال وقت بگذارد و آنها را توجیه کند. بوده اند پدرانی که ابتدا موافق این قضیه نبوده اند اما بعداً وقتی فرزندانشان بازداشت شدند چقدر سعی و تلاش داشتند تا آنها را آزاد کنند چون به کار فرزندانشان ایمان داشتند و از فرزندان خود حمایت می کنند..

ــ بیشتر از چه طیف هایی امضاء می گیری؟

همه تیپ آدم هستند از تحصیلکرده، بی سواد، پیر و جوان. اکثراً همه از این قضیه استقبال می کنند. افراد بیسواد که امضا کردن بلد نيستند گاهي یک خط مي کشند و یا یک ضربدر مي گذارند. البته کسانی که دچار فقر فرهنگی هستند خیلی بد برخورد می کنند و ما را متهم می کنند که شما می خواهید چند شوهری را رواج بدید و به ما انگ می زنند. یك دفعه یك خانم که در يكي از مراكز دولتي کار می کرد به من گفت که شما گروهک هستید واقدام علیه امنیت نظام می کنید. اما مردمی که این صحبت ها را شنیدند از من حمایت کردند و گفتند امضا جمع کردن جرم نیست اینکه کسانی دارند برای حقوق برابر زنان تلاش می کنند چیز عجیبی نیست. البته بعضی مواقع هم سعی می کنم که دلايل مختلف هم بياورم ولی اگر ببینم نمی شود دیگر صحبت نمی کنم، درهمان روز نزدیک 70 امضا جمع کردم. هفته ای دو روز کامل 10 صبح تا 4بعد از ظهر وقت می گذارم. بيشتردر مترو و اتوبوس و غالبا ً تنها امضا جمع می کنم ، هیچ وقت به در خانه ها نرفتم و تا حالا مشکلی برايم پیش نیامده است.


ــ بهترین و بدترین خاطره ازامضا گرفتن را به یاد داری؟

* خاطره شیرین زیاد دارم. خوب به خاطر دارم یکی از بچه های فعلی کمپین مي گفت: بعد از فوت پدرم وقتی متوجه شدم که نصف برادرم ارث می برم خیلی ناراحت شدم نه به خاطر بعد مادی مسئله، بلکه احساس حقارت می کردم از اینکه نصف یك مرد به حساب می یايم. به برادرهايم گفتم یا به من ومادرمان هم باید ارث برابر بدهید یا اصلاً من سهم خودم راهم نمی خواهم اما آنها قبول نکردند و حالا برای برابری خواهی مثل ما تلاش می کند.

ــ قبل از فعالیت در کمپین چقدر قوانین را می شناختی؟

* همیشه مخالف نابرابری های موجود در قانون بودم. چون از کودکی در خانواده آموخته بودم که بین پسر و دختر هیچ فرقی وجود ندارد. البته قبل از ورود به کمپین از خیلی از قوانین اطلاع نداشتم اما بعدها در جمع دوستان و در صحبت با زناني که مشکلات حقوقی داشتند، خیلی از این موارد قانونی برایم روشن شد.

ــ اولین جایی که تبعیض رو احساس کردید؟

* در مدرسه از دوستانم می شنیدم که مثلاً پول تو جیبی پسرها بیشتر از دخترهاست یا اینکه خانواده یکی از دوستانم به او اجازه ادامه تحصیل ندادند و او را به زور به خانه شوهر فرستادند ولی همانطور که گفتم خوشبختانه من در خانواده هیچ تبعیضی ندیدم.


ــ چه چشم اندازی برای کمپین یک میلیون امضا می بینی؟

* به نظر من چشم انداز کمپین سیار درخشان است. من فکر می کنم مهمتر از تعداد امضاهایی که جمع می شود، آگاهی و بیداری زنان جامعه است، که کمپین به دنبال تحقق آن است. همین که یک تعداد از خانواده ها و انسانها با این قوانین آشنا می شوند کلی ارزش دارد. اینکه در کمپین زنانی با تجربه های گرانبها هستند و از تجربه های خود در اختیار جوانترها قرار می دهند.

ــ محبوبه بعد ازکمپین چکار می کند؟

* به فعالیت در جنبش زنان ادامه خواهم داد البته شاید مسیر حرکتم تغییر کند اما همچنان در عرصه های اجتماعی حضور خواهم داشت.از وقتی که با کمپین آشنا شدم احساس می کنم که گمشده ام را که سالها دنبالش می گشتم پیدا کردم. کمپین برای من یک دنیا آرزو است. همیشه فکر می کردم چطور می تونم همفکرهايم را پیدا کنم و با هم در راه رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English