خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > تاریخ شفاهی > آموزش یار سواد آموزی: خانه به خانه برای دعوت زنان کارگرمی رویم اما ریاست (...)

در ورامین

آموزش یار سواد آموزی: خانه به خانه برای دعوت زنان کارگرمی رویم اما ریاست همسر...

19 اردیبهشت 1387 - تغییر برای برابری - نسخه قابل چاپ

نگاهی به کلاس های نهضت سوادآموزی نشان می دهد که عمده شاگردان این کلاس ها را زنان و دختران بالای 20 سالی تشکیل می دهند که در کودکی و نوجوانی قادر به تحصیل نبوده اند. هفته گذشته با یکی از زنان آموزش یار نهضت سواد آموزی در منطقه ورامین به گفتگو نشستیم تا مشکلات محصلین این مدارس را - که عموما از زنان طبقه کارگر هستند و با داشتن همسر و فرزند مشغول به تحصیلند-از زبان او بشنویم. نکته حائز اهمیت، در این منطقه این است که آموزش یاران نهضت سواد آموزی برای دعوت زنان به تحصیل ازشیوه چهره به چهره یهره می گیرند. دعوت زنان به سواد آموزی همچون دعوت زنان به امضای تغییرقوانین دو نقطه مشترک دارند : هردو به آگاهی دعوت می کنند.

شما به عنوان یک آموزش یار نهضت سوادآموزی از چه شیوه ای برای دعوت زنان منطقه به تحصیل دعوت می کنید ؟

ما برای دعوت از زنان و دختران منطقه خانه به خانه می رویم و از آنان دعوت می کنیم تا در کلاس های درس ما شرکت کنند. گاهی موفق می شویم با خود آنان صحبت کنیم و گاهی نیز خانواده های آنان ما را جواب می کنند.البته معمولا ما شاهد بدترین برخوردها از جانب مردان خانواده هستیم.آنان گاهی حتی به ما اجازه نمی دهند که زنانشان را از نزدیک ببینیم. ما در منطقه خودمان مشکل دیگری هم داریم ، مشکل این است که بسیاری از زنان منطقه ما کارگر هستند و روزها در خانه نیستند و ما نمی توانیم با آنها دیدار کنیم تا آنها را به تحصیل دعوت کنیم .زنان کارگر معمولا در طول روز در خانه نیستند و پیدا کردن آنها برای ما کار بسیار سختی است.

چه قشری از زنان بیشتر از حضور در کلاس های شما استقبال می کنند؟

معمولا ما با زنان مشکلی نداریم .برخورد و استقبال آنان از سواد آموزی بسیار خوب است، مشکل اصلی ما همسران این زنان هستند، بسیاری از آنان اجازه نمی دهند زنانشان برای تحصیل به مدرسه بیایند. وقتی ما به خانه ها مراجعه می کنیم به ما می گویند می خواهیم همسرانمان در خانه بمانند. سر کار که می روند، اگر قرار باشد درس هم بخوانند پس کی به خانه وزندگیشان رسیدگی کنند؟ اما من فکر می کنم مشکل اصلی آنان این است که نمی خواهند زنانشان به واسطه تحصیل از موقعیت اجتماعی بهتری برخوردار شوند. در بسیاری موارد به ما می گویند" اگر زنم به نهضت بیاید پررو می شود و دیگر از پسش بر نمی آیم".

وقتی شما با چنین برخوردهایی مواجه می شوید چه می کنبد؟

ما سعی می کنیم این مردان را متقاعد کنیم که درس خواندن همسرانشان به نفع همه افراد خانواده است، اما در بسیاری از موارد هم موفق نمی شویم، آن ها ترجیح می دهند همسرانشان هم مثل خودشان کار بکنند که البته به دلیل آنکه معمولا بی سواد هستند یا سطح سوادشان پایین است تنها می توانند در کارهای یدی مشارکت کنند، مثل کار در تولیدی ها یا کارگاه های کوچک.

آیا تا به حال در کارتان با زنان کارگری مواجه بوده اید که همزمان کار کنند و درس بخوانند؟

بله، من شاگردانی داشتم که مثلا در خانه های مردم کار می کردند و یا کارگر یک تولیدی بودند وهمزمان درس هم می خواندند، اما مشکلات آنان برای تحصیل بسیار زیاد است. اولین مشکل آنان این است که نمی توانند ساعت کلاس های درسشان را با ساعات کارشان تنظیم کنند و معمولا چون نمی توانند از کار صرف نظر کنند جسته

گریخته در کلاس های درس شرکت می کنند. دومین مشکل آنان که شاید جدی ترین مشکلشان هم باشد این است که شوهرانشان از آنان انتظار دارند هم کار کنند، هم اگر می خواند درس بخوانند ذره ای از وظابفشان در خانه کوتاهی نکنند.بهتر بگویم شوهران آنها در هیچ یک از امور مربوط به خانه مثل آشپزی، تمیز کردن منزل ویا امور مربوط به فرزندان مشارکت نمی کنند ، به همین دلیل تعداد زیادی از این زنان بعد از مدت کوتاهی از تحصیل صرف نظر می کنند چون نمی توانند همزمان همه این فعالیت ها را انجام دهند.

می توانید مثالی از شاگردان خود که چنین مشکلی داشتند ذکر کنید؟

بله، من شاگردی داشتم که برای کار به خانه های شمال شهر تهران می رفت و همزمان درس هم می خواند اما چند هفته پس از شروع سال تحصیلی به مدت یک هفته به مدرسه نیامد، بعد از آن وقتی به کلاس آمد همه بدنش کبود بود چون شوهرش به دلیل آنکه دیر غذا را آماده کرده بود به شدت کتکش زده بود.

البته باید توضیح بدهم که در این میان زنان با انگیزه ای هم بودند که با وجود همه این مشکلات درس خواندن را رها نکردند.

شما که با کمپین یک میلیون امضا آشنا هستید فکر می کنید موفقیت چنین حرکتی چه نقشی در زندگی این زنان دارد؟

من اولین بار که دفترچه کمپین را دیدم ناخودآگاه به این فکر کردم که اگر چنین جرکتی به نتیجه برسد و مثلا زنان برای درس خواندن مجبور به کسب اجازه از شوهرانشان نباشند چقدر استقبال از سواد آموزی بیشتر خواهد بود و به همین واسطه مثلا در منطقه خود ما زنان آگاه تری زندگی خواهند کرد.

شما به عنوان یکی از زنانی که در همین منطقه زندگی می کند عمده ترین مشکل حقوقی زنان اینجا را چه می دانید؟

ما در اینجا بیشتر از هرچیز با مسئله چند همسری مواجهیم، اگر سری به خانه های این محل بزنید می بینید که در بسیاری از این خانه ها همسر اول و دوم و فرزندانشان همه با هم زندگی می کنند.همچنین همانطور که گفتم با بحث عدم اجازه برای تحصیل هم مواجهیم.اگر بخواهم خیلی کلی برایتان بگویم زنان این منطقه بسیار تحت نفوذ همسرانشان هستند.

دلیل این نفوذ چیست؟

فکر می کنم هم نا آگاهی زنان در این امر موثر است و هم قانونی که به شوهرانشان اجازه می دهد با آن ها اینگونه رفتار کنند.

شما چقدر مشارکت خود را در فعالیتی مثل کمپین که هم می خواهد آگاهی تولید کند و هم به تغییر قوانین می اندیشد موثر می دانید؟

من فکر می کنم قطعا وظیفه هر زنی است که در چنین حرکتی مشارکت کند. وقتی اولین بار دفترچه های کمپین را به همکاران، شاگردان و دوستان دادم خوشحالی را در چهره تک تکشان می دیدم، اکثر آنان از اینکه چنین حرکتی اغاز شده احساس خرسندی می کردند و مشتاقانه آن را امضا می کردند.

فکر می کنید فقط امضا کردن کفایت می کند؟

نه، فکر می کنم هر کس وظیفه دارد برای پیش برد این حرکت در کنار امضا کردن بیانیه امضا هم جمع کند،چون وقتی کسی فکر می کند کار درستی انجام می دهد باید آن را با سایرین نیز در میان بگذارد.

ممنون از وقتی که برای این گفتگو اختصاص دادید

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English