خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > گزارش كمپين > برگزاری پرشور" کمپین یک‌میلیون امضا" در کرج

برگزاری پرشور" کمپین یک‌میلیون امضا" در کرج

29 آبان 1385 - زهره امین - نسخه قابل چاپ

تعداد زیادی از زنان ساکن کرج بعد از اطلاع از تشکیل کمپین یک‌میلیون امضا، بی‌صبرانه منتظر برگزاری کارگاه آموزشی در این شهر بودند.
بعد از مشورت تصمیم بر این شد که این کارگاه بعد از ماه رمضان برگزار شود.
مشکل محل برگزاری جلسه به راحتی حل شد و هماهنگی‌های لازم در مورد زمان برگزاری با تهران انجام شد.
بالاخره در روز سه‌شنبه 23 آبان 85 انتظارها به سر آمد. شروع جلسه ساعت دو بعد از ظهر اعلام شده بود که با کمی تأخیر ساعت 2:30 شروع شد.

از تهران خدیجه‌ مقدم و زهره‌ ارزنی برای آموزش آمده بودند.

وتعداد 60 نفر از اقشار مختلف زنان کرجی در جلسه حاضر بودند.اعم از زنان: خانه‌دار، دانشجو، معلم، دبیر، استاد دانشگاه، پزشک، پرستار و مترون بیمارستان، مدیر مهدکودک، مربی سوارکاری، عکاس، گرافیست، نقاش، کارگردان سینما، تعدادی از اعضای چند ان‌جی‌او مثل اعضای جمعیت‌های محیط زیستی و همیاری سلامت روان و...
متاسفانه به علت محدودیت فضا بسیاری از کسانی که مایل به شرکت در این جلسه بودند دعوت نشدند. و قرار شد در صورت امکان جلسه‌ی دیگری برگزار شود.

جلسه با توصیه‌ زهره ارزنی برای خاموش کردن موبایل‌ها شروع شد.

خديجه مقدم در ابتدا از مبارزات زنان در ایران گفتند:
"از قدیم زنان ما همواره دوش‌ به دوش مردان در همه‌ صحنه های اجتماعی و سیاسی حضور داشته و دارند.
150 سال قبل در زمان مشروطه، زینب پاشا در تبریز گروهی متشکل از 40 زن مسلح به همراه داشت.
اما اکنون زمان زمانه‌ی اسلحه و تفنگ نیست، زمان کتاب و قلم است. زمان مبارزه‌ی فرهنگی و اجتماعی‌ست.
هرزمان که حقی اندک برای زنان قائل بودند این حق از بالا به پایین به زنان داده می‌شد.
. یک روز به زنان دستور می‌دهند روسری و چادر از سر بردارند و روز دیگر دستور به گذاشتن آن می‌دهند.
هیچوقت از ما نپرسیدند که خودتان چه نظری دارید.
تاریخ ثابت کرده که اگر چیزی از پایین به بالا شکل بگیرد مردم به آن علاقه‌مندترند.
ما زنان نیمی از اجتماع را تشکیل می‌دهیم. در حالیکه 64٪ ورودی‌های دانشگاه زن هستند اما فقط 3٪ پست‌های مدیریتی را اشغال کرده‌ایم."

خديجه مقدم در مورد طرح یک میلیون امضا توضیح دادند:
"این حرکت با پیشنهاد تعدادی زن فعال اجتماعی شروع شد. به‌سرعت گسترش یافت و توجه تعداد زیادی از هموطنان مارا در اقصی نقاط ایران را جلب کرد. چون این‌ قوانین تبعیض‌آمیز درد مشترک همه‌ی ماهستند.
باید قبول کنیم که تابه‌حال زنان جنس دوم به حساب می‌آمده‌اند. در استان خوزستان هر روزه شاهد کشته‌شدن دختران به‌دست پدر، برادر، عمو، دایی هستیم که چرا مثلا با فلان پسر هم‌کلام شده‌اند. و جرمی هم برای آنها محسوب نمیشود.
هر روزه شاهد ازدواج مجدد مردانی هستیم که از این قوانین سوءاستفاده می‌کنند و...
ما می‌خواهیم که این قوانین تبعیض‌آمیز عوض شوند تا ما زنان به راحتی زندگی کنیم.
این حرکت به‌هیچ‌وجه حرکتی سیاسی نیست بلکه حرکتی فرهنگی و اجتماعی است.
ضد مذهب هم نیست. چون در اسلام آمده که احکام ثانویه اگر مغایر با مقتضیات زمان و مکان باشند قابل تغییرند. کما اینکه بارها در طول تاریخ شاهد حکم تغییر این قوانین بوده‌ایم.
بسیاری از زنان به این قوانین آگاه نیستند. گاهی حتی فرق حضانت و سرپرستی را نمی دانند. ما زنان وظیفه داریم این قوانین را به همدیگر بشناسانیم و به کمک هم اصلاحش کنیم.
خوشبختانه تعدادی از علما مانند آیت‌الله صانعی و آیت‌الله موسوی بجنوردی معتقدند که این قوانین می‌توانند تغییر پیدا کنند و این‌کار مغایرتی با دین اسلام ندارد.

پابه‌های کمپین در سه‌ماه پیش ریخته شد و در این مدت همه‌ی اقشار مردم از آن استقبال کردند. به سرعت بیشتر شهرها برای برگزاری کارگاه کمپین اعلام آمادگی کردند که تابه‌حال در شهرهای زنجان، گرگان، همدان و... و حالا در کرج برگزار شده. و در اصفهان و تبریز و یزد هم به زودی برگزار می‌شود.
در این مدت حتی یک برخورد بد گزارش نشده و همه با این برنامه به نوعی احساس همبستگی و مشارکت داشته‌اند.

مقدم سپس گزارش کوتاهی از کمیته‌های مختلف این کمپین ارائه دادند. مثل کمیته‌ آموزش، روابط‌عمومی، مالی، رسانه، مستندسازی و...
و اسامی تعدادی از افراد سرشناس را خواندند که با امضایشان زیر این اوراق بر لزوم تغییر قوانین تبعیض‌آمیز صحه گذاشته‌اند.

سپس زهره‌ ارزنی سخنان خود را آغاز کردند.

وي در ابتدا در مورد چگونگی حل اختلافات خانوادگی در قدیم صحبت کردند که عموما" با کدخدا‌منشی ریش‌سفید یا بزرگ خانواده یا روستا حل می‌شده ولی اکنون این اختلافات بر اساس قوانین موجود بررسی و سپس بر طبق همین قوانین رأی صادر می‌شود.
حال اگر قوانین ناقص و تبعیض‌آمیز باشد - که در موارد جنسیتی‌ هست - مسلما از نتایج راضی نخواهید بود.

یکی از نتیجه‌های منفی این قوانین، مهریه‌های گزاف دختران است که فکر می‌کنند تنها حربه‌ برای جلوگیری از تضییق حقشان است. و اگر نتوانند مهریه بالا تعیین کنند مجبورند به این قوانین تا آخر عمر گردن نهند.

بعد ازاین مقدمه، ارزنی توضیحات کاملی از مباحث نوشته شده در دفترچه راهنما ارائه دادند و به سوالات پاسخ گفتند که به‌علت طولانی بودن، خلاصه‌ای از آن را در زیر می‌نویسم.

شروط ضمن عقد: او قید شروط ضمن عقد را کافی ندانستند و گفتند بعضی از شروط ضمن عقد ضمانت اجرایی کاملی ندارند. مثلا زنی که حق مسافرت دارد هر لحظه می‌تواند از سوی شوهرش ممنوع‌الخروج شود. و تا ثایت کند که این حق را موقع عقد از شوهرش گرفته ممکن است زمان سمیناری که او قصد شرکت در آن را داشت بگذرد.

و یا یا اینکه الان اکثر قریب به اتفاق شغل‌های زنان ایرانی طبق شئونات اسلامی‌است، شوهر این حق را دارد که به دادگاه مراجع کند و از نظر قانونی مانع کار همسرش شود.

عمل جراحی: اگر زنی به عمل جراحی نیاز فوری پیدا کند- مثل سزارین - حتما باید شوهرش زیر ورقه‌ی بیمارستان را امضا کند و گرنه هیچ پزشکی حق عمل جراحی بر روی او را ندارد. حال اگر شوهرش مسافرت باشد یا همه از او بی‌خبر باشند تکلیف زن معلوم نیست.
اما در قوانین ما هیچ منعی برای عمل جراحی مردان نیست.

انتخاب اسم: در مورد انتخاب اسم برای فرزندان. اگر زن و شوهر هر کدام یک اسم برای نوزاد انتخاب کنند و بین خودشان به توافق نرسند. اگر کارشان به دادگاه کشیده شود حتما اسمی که شوهر انتخاب کرده، مورد قبول دادگاه قرار می‌گیرد.

تابعیت: هر زن خارجی که با مرد ایرانی ازدواج کند تابعیت ایرانی می‌گیرد. اما این تابعیت هرگز به فرزند و همسر زن ایرانی منتقل نمی‌شود.
یکی از حاضرین از خانم ارزنی سوال کرد که دوستی دارم که در آلمان زندگی می‌کند و همسرش آلمانی‌ست. فرزندش کاملا فارسی حرف می‌زند. مادرش به سفارت ایران مراجع کرده و خواسته که فرزندش شناسنامه ایرانی داشته باشد. شوهرش هم کاملا راضی‌ست ورضایت نامه داده . اما سفارت به هیچ‌عنوان زیر بار نمی‌رود.
خانم ارزنی گفتند که حتی اگر این خانم در ایران هم زندگی می‌کرد امکان نداشت بتواند به همسر و فرزندش تابعیت ایرانی بدهد.
چنان‌که این همه زنان ایرانی که با مردان افغانی ازدواج کرده‌اند و همه ساکن ایران هستند، هیچکدام نتوانستند برای فرزندان خود شناسنامه بگیرند.
زهره ارزنی در مورد مهریه توضیح دادند:
با اینکه زنان در زمان عقد به مهریه به عنوان عامل فشار در زمان احتیاج نگاه می‌کنند ولی آمار نشان داده که به غیر از یک‌درصد، بقیه‌ی زنان هرگز مهریه نمی‌گیرند.
زمان طلاق شوهر می‌تواند با اذیت زن کاری کند که او مهریه‌اش را ببخشد. حتی مواردی دیده شده به جز مهریه، زن جهیزیه و خانه و اتوموبیلش را هم برای خلاصی بخشیده است.

طلاق حق مسلم مردان است. مرد هرگاه اراده کند می‌تواند زنش را طلاق بدهد.
در ایران مردان می‌گویند " طلاق دادم" و زنان می‌گویند" طلاق گرفتم".
اگر زنی بخواهد طلاق بگیرد باید ثابت کند یا شوهرش معتاد است یا دیوانه است و یا ثابت کند که به سختی کتکش می‌زند. اثبات کتک زدن مرد در ایران بسیار مشکل است. خیلی از زن‌ها شرم دارند از این که بروند کبودی‌ها و زخم‌های کتک را نشان بدهند و یا در چهاردیواری خانه شاهدی ندارند. زنان ما به اصطلاح آبروداری می‌کنند. همسایه‌ها هم معمولا برای شهادت نمی‌آیند. دخالت در طلاق را بد می‌دانند.
اگر شوهر زنی ناپدید شود سال‌ها طول می‌کشد بتواند طلاق بگیرد. اما مرد در شرایط مشابه هیچ مشکلی در گرفتن صیغه ندارد.( گرچه مرد موقع حضور همسرش هم مشکلی در گرفتن صیغه‌های متعدد ندارد!)

ولایت و حضانت فرزند: خیلی از زنان هستند که بعد از فوت شوهر حضانت فرزندان را بر عهده می‌گیرند و فکر می‌کند که سرپرستی‌ آنها را هم به دست آورده. در صورتیکه حضانت فقط یعنی نگهداری و پرستاری. شیردادن و غذا دادن و لباس عوض کردن و به قولی کلفتی از بچه.
اما ولایت یا سرپرستی متعلق به پدر بزرگ بچه‌ها است.
اوست که اگر مادر بخواهد خانه یا ماشینی به اسم فرزندش کند باید اوراق را امضا کند یا از بانک پول برداشت کند.

اجازه‌ی ازدواج: دختری که از زمان کودکی پدرش را ندیده و حتی اگر اورا در خیابان ببیند نمی‌شناسد. حتی اگر مدرک دکترا داشته باشد و سنش 40 ساله، حتما باید در زمان ازدواج دنبال پدرش که مثلا معتاد است بگردد تا به او اجازه ازدواج دهند( موردی دیده شده که پدر 2 میلیون تومان خواسته تا بیاید زیر ورقه‌ی دخترش را امضا کند).
راه دیگر این است که دختر باید دست شوهرش را بگیرد ببرد به دادگاه و حق ازدواج بگیرد که این روش برای او خیلی تحقیرآمیز است.

تعدد زوجات: طبق قانون مرد می‌تواند 4 زن عقدی و بی‌نهایت صیغه داشته باشد. در زمان شاه، گرفتن زن دوم جرم محسوب می‌شد و زندان و جریمه داشت. اما بعد از انقلاب این جرایم لغو شد و زن فقط حق طلاق دارد. و چون زن‌ها از خود درآمدی ندارند مجبورند بمانند و بسوزند و بسازند.
هوو کشی، شوهر کشی، آزار بچه‌‌ی هوو، خودسوزی، خودکشی و... از پیامدهای این قانون غلط است.

سن مسئولیت کیفری: هر دختری به محض رسیدن به سن 9 سال قمری( 9/8 سال شمسی) و هر پسر به محض رسیدن به 15 سالگی قمری( 6/14 سال شمسی) به سن تکلیف می‌رسند و اگر جرمی مرتکب شوند درست مثل انسان بزرگسال با آنها رفتار می‌شود. بنابراین اگر قتلی مرتکب شوند در زندان می‌مانند تا 18 سالشان تمام شوند و آنگاه اعدامشان می‌کنند.
در صورتیکه برای مثال در اروپا به کودکان به جای زندان مجازات‌های جایگزین می‌دهند مثل کار در خانه‌ی سالمندان، کارهای عام‌المنفعه مثل نگهداری از فضای سبز، پاکسازی پیاده‌روها و یا حداکثر حبس خانگی.

دیه : طبق گفته پزشکان چشم زن از نظر بینایی با مرد برابری می‌کند اما در قانون ما دیه‌ی چشم زن نصف دیه‌ی چشم مرد است.
آیت‌الله صانعی در این مورد نظر به تساوی دیه داده‌اند.

ارث: برادر من ثروتمند است چون دوبرابر من ارث می‌برد. مادرم فقیر است چون کمتر از من ارث می‌برد.
زن از زمین ارث نمی‌برد. یعنی اگر همسرش بیست هکتار زمین داشته باشد و روی زمین خانه و درختی نباشد حتی یک ریال هم ارث نمی‌برد. ولی به شوهر یک‌چهارم همه‌ی اموال زن اعم از منقول و غیرمنقول می‌رسد.
از اموال منقول و ساختمان هم فقط یک هشتم به زن می‌رسد.

سنگسار: خیلی از زنان برای انتقام از شوهر چند زنه‌شان می‌روند با مردی ارتباط برقرار می‌کنند که شاید هیچ لذتی هم نبرند. حکم این زنان سنگسار است. ولی مردی که با زنان متعددی ارتباط برقرار می‌کند، بعد از دستگیری به راحتی می‌تواند مدعی ‌شود که همه‌ی آنها صیغه‌اش هستند و هیچ مجازاتی برای او در نظر نمی‌گیرند.

خانم ارزنی در مورد قتل‌های ناموسی هم صحبت کردند و بعد در مورد حجاب اجباری حتی برای زنان اقلیت مذهبی که در دینشان اجباری به پوشش موی زن نیست.
(تمام موارد به‌طور مفصل‌تر در دفترچه هست.)

بعد از پرسش و پاسخ ، از طرف خانم صاحب‌خانه پذیرایی مبسوطی شدیم.
خانم کارگردانی از بین جمعیت پیشنهاد تشکیل کمیته‌ی هنری، تأتر و سینما برای کمپین داد که مورد توجه حاضرین قرار گرفت.

سپس خديجه مقدم در مورد نحوه‌ی آموزش چهره به چهره صحبت کردند.
از مزایا و محدودیت‌های این طرح گفتند.
چگونگی ایجاد انگیزه در فرد. اینکه چطور به جای کلی‌گویی از مثال‌های واقعی استفاده کنیم و مسائل دیگری که در سایت هست و لزومی به تکرار آن نمی‌بینم.

جلسه در ساعت 7 بعداز ظهر به پایان رسید. هرکس موقع رفتن مشتاقانه تعدادی دفترچه و اوراق امضا می‌گرفت تا به عنوان عضوی از این کمپین فعالیت خود را آغاز کند. اعضای قدیم هم امضاهای جمع شده از قبل را تحویل دادند.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English