خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > گفتگو با اعضا > کمپین یک اتفاق مناسب در زمان مناسب برای من بود

کمپین یک اتفاق مناسب در زمان مناسب برای من بود

9 آبان 1386 - گفت و گو با حدیث جاودانی، از اعضای کمیته داوطلبان کمپین یک میلیون امضاء/ مریم مالک، جلوه جواهری - نسخه قابل چاپ

*باور آدم ها خیلی چیزها را تغییر می دهد

* کمپین یک حرکت خیلی مهربان است، نظر تک تک آدمها رو می پرسد و فرقی نمی گذارد که چه کسی در چه جایگاهی است.

روزی که برای گفتگو با حدیث جاودانی به خانه اش رفتیم، بچه های دیگری از کمیته داوطلبان را مشغول صحبت درباره برنامه های کمیته دیدیم. همه سعی داشتند بهترین روشها و راه حل ها را برای بهتر شدن فعالیت هایشان بیان کنند." تلاش خستگی ناپذیرشان لذت بخش بود. داوطلباني كه با 54 فكر و خلاقيت كار را شروع كردند به بيش از 540 نيرو و ذهن رسيدند و حالا آنقدر خلق مي‌كنند و گسترش مي‌دهند، شيوه ابداع مي‌كنند و همراه مي‌كنند تا بيش از 54 ميليون را يك صدا كنند."

حدیث هم تمام وجودش حرف بود، با خنده ها و حرفهای با مزه اش ما را به وجد می آورد. حدیث 27 سال دارد، مهندس صنایع و عضو کمیته داوطلبان کمپین یک میلیون امضاء است، پیش از آنکه کمپین حدیث را بشناسد او کمپین را می شناخت، دختری که یک روز با 80 امضا وارد کارگاه های آموزشی کمپین شد و اولین کارگاه را نیز که شرکت کرد در منزل خود بر پا نمود اکنون یکی از اعضای موثر کمیته داوطلبین می باشد، گفتگوی ما با حدیث را می خوانید:

- چگونه شد که با کمپین یک میلیون امضا آشنا شدی؟

- در مهر ماه 1385 از طریق وبلاگ های دوستانم به صورت اینترنتی آشنا شدم و از طریق سایت کمپین بیانیه را خواندم وامضا کردم. بعد فهمیدم که باید بیانیه را به صورت دستی امضا کنیم. خب، بعد شروع کردم به امضا جمع کردن و اولین امضاهایم را در محل کارم از همکارانم گرفتم. مسئله زنان برای من یک دغدغه بود، شخصاً از بی عدالتی و ظلم به زنان رنج می کشیدم، وقتی که بچه بودم و روابط افراد را می دیدم درک نمی کردم که چرا یک دختر برای هرکاری باید از پدرش اجازه بگیرد ولی پسرها اینطور نیستند، چرا یک کار پسرانه است و یک کار دخترانه، چرا پسرها حق دارند در کوچه بدوند ولی دخترها نه. خب با کمپین به خیلی از سوال هایم جواب داده شد و حتی زندگی ام هم عوض شد. قبلاً آدم اجتماعی نبودم ولی الان هستم و این رو مدیون کمپین یک میلیون امضا هستم. من قبل از ورودم به کمپین فقط امضا جمع می کردم و بعداً فهمیدم که باید در کارگاه آموزشی شرکت کنم، و چون دیدم اعضای فعال کمپین با کمبود شدید جا روبرو هستند و برای مجوز گرفتن نیز بارها سعی و تلاش کرده بودند ولی مجوز نمی دادند منزلم را در اختیار کمپین قرار دادم تا کارگاه آموزشی را برگزار نمایند و بعد از شرکت در کارگاه آموزشی با اطلاعات و آگاهی بیشتری به امضا جمع کردن پرداختم، من در این کارگاه ها یاد گرفتم که چطور با افراد مختلف برخورد کنم و چطور اطلاعاتم را در زمینه حقوقی افزایش دهم تا بتوانم این اطلاعات گرانبها را در اختیار دیگران قرار دهم.

- واکنش خانواده چه بود؟

- من در خانواده ای بزرگ شدم که نسبتاً آزاد و راحت بودم، 18 سالگی به تهران آمدم و درس خواندم و همین جا سر کار رفتم و همین جا هم خانه گرفتم. خانواده ام با وجود اینکه دوست دارند من برگردم اما هیچ وقت مخالفت با من نداشتند و نگفتند چون تو دختر هستی با برگردی یا حق انتخاب نداری. من یک خانواده فرهنگی دارم هم مادرم و هم پدرم هر دو معلم بودند. خانواده ام از همان ابتدا بافعالیت های من آشنا بودند و مخالفتی هم نکردند. ولی نگران هستند، اینکه مشکلی بخاطر فعالیتم برایم پیش نیاید چون آنها خیلی آینده نگر هستند.

- دل نگرانی خانواده ها را چطور می توان از بین برد؟

- نسل قبل از ما، پدر و مادرهایمان را می گویم، چون نسل قبل از انقلاب و انقلاب دیده هستند دید بدی از دستگیر شدن دارند. وقتی بچه ها را دستگیر می کنند می دانند آنها هیچ کاری نکرده اند از این بابت خیال شان راحت است اما همین خودش برای آنها نگران کننده است. نگرانی خانواده من به خاطر کار من و ادامه تحصیل من هست. آنها می دانند که کار ما کاملا قانونی و مشروع است اما برخوردهای غیرقانونی با این حرکت آنها را نگران می کند.

- اولین و بیشترین امضاها را از چه کسانی و در کجا گرفتید؟

- ابتدا همکارانم بودند. همه تحصیلکرده هستند، با تک تک آنها وارد بحث شدم. اصلاً فکر نمی کردم کسی جواب منفی بدهد ، چون هنوز کارگاه های اموزشی را را نگذرانده بودم نمی تونستم خوب توضیح بدهم و برایم ناراحت کننده بود که یک آدم تحصیلکرده و روشنفکر مخالفت کند. خیلی ناراحت می شدم، می گفتم چطور می شود که این آدم با برابری زن و مرد مخالفت کند، البته بعضی از آنها به خاطر موقعیت شغلی شان می ترسیدند و امضاء نمی کردند و خوب نمی توانستم توضیح بدهم چون مطالعه ای در زمینه مسائل زنان نداشتم و خیلی احساسی و عاطفی با آنها برخورد می کردم و نمی توانستم پاسخ منطقی بدهم. حتی همکارم وقتی به من می گفت که تو "تفکر سیاه داری" چیزی نمی توانستم بگویم. من در برهه ای از زمان ارتباطات اجتماعی ام کم شده بود و مهارت ارتباط گیری ام را از دست داده بودم. کم کم یاد گرفتم که از فاز احساسی وارد بحث نشوم و منطقی صحبت کنم، این چیزی بود که از کمپین یاد گرفتم، از حرکت کمپین یاد گرفتم. و حالا بعد از اینکه کارگاه را گذراندم و با اعضای کمپین آشنا شدم خودم را جزئی از کمپین می دانم.

- گفتی که خیلی خسته بودی ؟ چرا ؟ به نظر نمی آید دختری که خودش 80 امضا جمع می کند و بعد وارد کمپین می شود احساس خستگی کند؟

- من در برهه ای از زمان به دلایل مشغله زیاد ارتباطاتم خیلی کم شده بود، من باید ساعت 7:30 صبح به سرکار می رفتم و 7 شب به خانه برمی گشتم و وقت نداشتم با آدم هایی که اشتراکات فکری دارم ارتباط برقرار کنم. آشنایی با کمپین و جمع اوری امضا بیرون آمدن از خستگی و شروع حرکتم بود. وقتی با کمپین آشنا شدم مطالعه نداشتم ولی الان احساس می کنم که باید یاد بگیرم و مطالعه ام را زیاد کنم، از رکود ناشی از یک جور از خود بیگانگی مداوم در آمدم. با خودم می گفتم چرا با این قیافه معمولی که سرکار می رفتم مردان برایم مزاحمت ایجاد می کردند؟ چرا آزادی مردان باید بیشتر از زنان باشد؟ چرا ما زنان باید در ارتباط برقرار کردن با مردان همیشه محتاط باشیم؟ این چراها برای من خیلی مهم است. در رابطه با حضانت و استقلال یک زن، چرا یک زن بعد از ازدواج باید استقلالش را از دست بدهد و وقتی بچه دار شد از شغلش کنار بکشد؟ مادر من هم شاغل بود، هم سر کار می رفت و هم ما 3 فرزندش را بزرگ کرد و من همیشه از این لذت می بردم، و حالا اگر پدرم مرد برابر طلبی نبود می توانست از حق قانونی مرد بودن استفاده کند.واقعا چرا؟

کمپین برایم روز به روز جالب تر شد. می توانستم زنان نویسنده را ببینم، کسانی که در رابطه با زنان کتاب نوشته بودند و اینکه حتی می توانم با چنین آدمهایی صحبت کنم. اوایل می ترسیدم بیایم در کمپین چون به من می گفتند آدم خوش اخلاقی نیستم و می ترسیدم بیایم در جمع کمپین اما آمدم و دیدم اینطور که فکر می کنم نیست و حالا دیگر خسته نیستم. وقتی تجربه های کوچه به کوچه را می خواندم و می دیدم مثل من هم هستند و برابری زن و مرد باید وجود داشته باشد ، حالا دوستان جدید و همفکری پیدا کردم و با آنها به بحث و گفتگو در زمینه ای مختلف می نشینم، به تجربیاتم خیلی اضافه شده و وقتی امضا جمع می کنم نیز تجربیات جدیدی بدست می آورم، وقتی می بینم که مردم نیز مانند من از تبعیضات رنج می برند و مشتاقانه برگه های کمپین را امضا می کنند امید تازه ای در دلم روشن می شود.
کمپین یک اتفاق مناسب در زمان مناسب برای من بود.

- در کدام کمیته فعالیت می کنی، چه فعالیتهایی انجام می دهید؟

- من با توجه به توانایی های خودم کمیته داوطلبان را انتخاب کردم، ما با داوطلبان ارتباط برقرار می کنیم و بعد از صحبت کردن با آنها طی جلسه ای که برگزار می کنیم آنها را به کمیته های دیگر کمپین برای همکاری معرفی می کنیم. در کارگاه های آموزشی شرکت می کنیم و راجع به کمپین و فعالیت های بخش های مختلف صحبت می کنیم. اگر کسی بخواهد در کمیته ای فعالیت کند معرفی می شود به مسئول آن کمیته و اگر کسی هم خواست فقط امضاء جمع کند با او ارتباط برقرار می کنیم. جزئیاتش هم به این شکل است که ما با کمک اعضای کمیته داوطلبین در منزل خود اعضا جلسات را برگزار می کنیم و هر کدام با تمام توانمان اطلاعات خود را در اختیار بقیه داوطلبین جدید قرار می دهیم، به سئوالات بی پایان آنها تا آنجا که می توانیم جواب می دهیم و در مورد علائق و خواسته هایشان که دوست دارند در کدام قسمت فعالیت کنند از آنها سئوال می کنیم و آنها نیز خود انتخاب می کنند، بعضی ها دوست دارند وارد کمیته های مختلف شوند و ما آنها را به مسئولین کمیته ها معرفی می کنیم تا ابتدا آموزش ببینند و بعد مثل ما فعالیت خود را آغاز کنند، بعضی ها به دلایل شخصی و یا مشغله زیاد کاری ترجیح می دهند فقط امضا جمع کنند که در آن صورت نیز ما ارتباطمان را با آنان قطع نمی کنیم و امضاها را از آنها می گیریم و باز هم اگر سئوال یا مشکلی داشته باشند کمکشان می کنیم.

- کمپین چه تاثیری بر نگاهت به قانون داشت؟

- من قوانین را تا حدودی می شناختم ولی الان آگاهی ام زیاد شده چون در کمپین یاد گرفتم که باید مطالعه ام را زیاد کنم. اطلاعاتم دقیق تر شد. هر چقدر اطلاعاتم زیاد باشد بهتر می توانم به دیگران توضیح بدهم. من در یک خانواده مذهبی بدنیا آمدم و خانواده ام به من یاد دادند که اسلام دین برابری است وقتی تحقیق کردم دیدم که در خود قرآن،خداوند گفته که تمام انسانها با هم برابرند و معیار من تقوای آنهاست و قوانین و دستورات الهی را می توان تفسیر کرد با توجه به شرایط زمان، حال چرا در یک جامعه اسلامی نباید حقوق یک زن با یک مرد مساوی باشد؟ من می بینم که اسلام خواهان برابری است و کمپین یک میلیون امضا نیز خواهان برابری است، و در همین راستا گام برداشته تا این برابری را بدست آورد.

- چقدر الان برای کمپین وقت می گذاری ؟

- روزی 1 ساعت به غیر از شرکت در جلسات، اگر وقتم خالی بود تمام وقتم را می گذاشتم.

- چقدر توانستی روی اطرافیانت تأثیر بگذاری؟

- الان من راحت تر آدمها را قانع می کنم، اگر بحثی در رابطه با زنان می شود منطقی تر صحبت می کنم. بقیه هم این تغییر را در من متوجه شدند.

- فکر می کنی شیوه های دیگری به جز کمپین را می توان برای رسیدن به برابری حقوقی به کار گرفت ؟

- من کشورم را دوست دارم و دلم می خواهد وضعیت کشورم بهتر بشود و به عنوان یک زن در موقعیت بهتری زندگی کنم. همیشه فکر کردم که برابری حقوقی زن و مرد یا تغییر فرهنگ مرد سالارانه برای زندگی بهتر در اجتماع مفید تر است چون به نظر من تغییر در کشور باید به خواست مردم باشد، من با حرکت هایی که یکدفعه یک گروه کوچک با سرو صدا راه می اندازند مخالفم و موافق این هستم که یک حرکت باید با خواست تمام مردم شکل بگیرد، الان خیلی اعتقاد دارم که حرکت ما باید تدریجی باشد و کمپین هم یک تغییر تدریجی ایجاد می کند. ً 50 سال پیش دختران ما نمی توانستند به دانشگاه بروند ولی الان می بینیم که بیشترین آمار قبولی دانشگاه را دختران دارند. اینکه زنان حق دارند با مردان برابر باشند، زنها هم حق دارند که برای خودشان تصمیم بگیرند باید ذره ذره در وجود آدم ها ریشه بدواند تا بفهمند و باور کنند که می توانند تغییری ایجاد کنند. کمپین حرکت قشنگی است چون همیشه ما می گوییم که همه چیز باید بومی باشد، لباس باید بومی باشد، دانش باید بومی باشد تا در اجتماع جواب بده و کمپین به نظر من یک حرکت بومی است و خاص کشور خودمان است. کمپین روی خواسته و آگاهی رسانی به مردم کشورما کار می کند، شاید این کار خیلی طول بکشد ولی اینکه ما می توانیم به حق مان برسیم، حرکت ملایمی است حرکتی که از پایین شروع شده و عدالت خواهی را به بالا منتشر می کند.

کمپین یک حرکت خیلی مهربان است، نظر تک تک آدمها رو می پرسد و فرقی نمی گذارد که چه کسی در چه جایگاهی است.

- به نظر تو در این حرکت امضاء مهم تر است یا آموزش؟

- وقتی کسی که امضاء می کند یعنی موافق تغییر قوانین است، امضاء فقط مهم نیست کسی که امضاء کرده موافق این است که قوانین برابر بشوند. ما حتی در ذهن کسی هم که امضاء نمی کند یک نقطه روشن ایجاد می کنیم، این که یک عده دارند برای این بهبود حقوق زنان تلاش می کنند می تواند این امید را در دل مردم ایجاد کند که وقتی یک میلیون امضاء جمع شد یعنی یک میلیون نفر موافق تغییر قانون هستند و این احساس خوبی به آدم می دهد حتی اگر امضا نکند.

- به نظر تو دستاورد کمپین چه بوده؟

- همین که همین قوانین الان در سطح جامعه مطرح شده است مثل بحث دیه خیلی خوبه . نمی گویم کار کمپینه ولی کمپین خیلی تأثیر گذاشته است.

- ضعف کمپین؟

- از این زاویه که اقشار مختلف مردم چیزهای جدیدی را یاد گرفتند خوبه اما اینکه برای کمپین یک مقطع زمانی تعیین شده بود به نظرم از ضعف های کار است چون ممکن است در دوسال امضاها به یک میلیون نرسد. من به نظرم باید ارتباط بیشتری با روحانیون برقرار کنیم به هر حال ما در یک جامعه اسلامی زندگی می کنیم با افراد مذهبی.

- روش گفتگوی چهره به چهره در کمپین را برای تغییر قوانین موثر می دانی؟

- این روش از پایین به بالاست که خیلی روش موثری هست به خاطر اینکه با آگاهی رسانی همراه است اما به نظرم می شود از بالا هم برای تغییر قوانین تلاش کرد. مثلا خوب است که مثلاً وکلا جمع شوند و بروند با افرادی مثل آیت الله شاهرودی و نمایندگان مجلس لابی هایی انجام دهند وبا مدارکی مثل آمار طلاق زنان و یا اینکه آمار اداره بیمه در مورد مسائلی که زنان در مورد ارث داشتند را ارائه دهند و خواستار تغییر قوانین بشوند.

- سخن پایانی . . .

- مطمئن باشیم که این قوانین تبعیض آمیز را می توان تغییر داد، باور آدمها خیلی چیزها را میتواند تغییر بدهد فقط کافی است که ما دست از گول زدن و شکایت کردن برداریم و به جای آن تا جایی که می توانیم برای بهتر کردن زندگی در جامعه تلاش کنیم.

با تشکر از حدیث جاودانی

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English