تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش سايت > كوچه به كوچه > سال نكو

مريم مالك به زندان اوين منتقل شد

سال نكو

7 اردیبهشت 1388 - محبوبه كرمي - نسخه قابل چاپ

چند روزی است که بعداز ظهر ها خیلی دلتنگ مادرم می‌شوم ونمی خواهم باور کنم که دیگر او در کنار من نیست .هر وقت خیلی دلگیر می‌شوم سری به ایمیل‌هایم میزنم ویکی یکی دوستانم با من چت می کنند ومرا به آرامش وصبوری دعوت می کنند .

دیروز هم به محض اینکه ایمیل‌هایم را باز کردم متوجه شدم که دو روز پیش مامورین به خانه پدری مریم رفته ومنزل آنان را تفتیش کرده اند در حالیکه مریم آنروز صبح تازه از بیمارستان مرخص شده بود مادرش به او کمک می‌کند که لباسش را بپوشد .مامورین خانه را مورد تفتیش قرار داده وجزوات وسی دی ها وکتاب‌ها وخیلی چیزهای دیگر را با خود می برند وهر چه مریم می‌گوید این وسایل متعلق به خواهرو برادرانم است قبول نمی کنند .آنها حتی داخل یخچال وکابینت‌ها راهم گشته بودند .

یکی از آن‌ها به مادر مریم می گوید اگر بدانی دخترت چه کارها ئی میکند سر او را میبری ومادر مریم محکم واستوار پاسخ می دهد مگر دخترم چه کار کرده است؟ او ودوستانش می‌خواهند این قوانین تبعیض آمیز تغییر کنند .

این آقایان خبر ندارند که ما اعضای کمپین قبل از اینکه فعالیت خود را شروع کنیم خانواده‌هایمان را از تبعیض آمیز بودن این قوانین مطلع کرده وآنها نیز با ما همراه وهم هدف هستند .

به خصوص مادران ما به خوبی میدانند که وجود این قواین تعیض آمیز چه تبعاتی در زندگیشان دارد. مادران ما می‌دانند که اگر زنی در زندگیش احساس امنیت مالی نداشته باشد چه مشکل بزرگی است یا اگر خدای ناکرده همسرش فوت کند نمی تواند ولی فرزندش باشد ویا با اندک مبلغی که از ارث به او میرسد چه مشكلاتي را بايد از سر بگذراند. مادران ما این مشکلات را با تمام وجودشان لمس کرده اند .

آن‌ها هرگز دوست ندارند که دخترانشان مانند آن‌ها قربانی این قوانین تبعیض آمیز شوند .

یکی یکی ایمیل‌ها را نگاه می کردم دیدم مریم باید روز شنبه به پلیس امنیت برود ودوستان سعی میکنند به او آرامش دهند ولی مریم از همه آرام‌تر بود و چه محکم وقوی از اهداف وبرنامه هایش برایمان میگوید ومدام تکرار می‌کند نگران نباشید فردا صبح برای بازجویی به پلیس امنیت می‌روم وچون هیچ کار خطایی نکرده ام مطمئن باشید که همه چیز به خوبی تمام میشود ودر آن میان دیدم پیام کوتاهی هم برایم فرستاد که محبوبه جان نگران من نباش .

آقایان! بدانید که مریم دختری صبور ومقاوم وقانون مدار است وهرگز کار غیر قانونی نمی کند تنها نگرانی او وجود معضلات جامعه است .اگر روزی دخترانتان ازدواج کردند وخدای ناکرده درزندگی با همسرشان دچار مشکل شدند ویا اگر همسران آنها قصد ازدواج مجدد داشتند ،در آن موقعيت دخترانتان به امثال مریم‌ها پناه میبرند ودنبال راه چاره هستند مریم شاید بگوید روزی ما با این قوانین مخالفت میکردیم وخواستار تغییرآنها بودیم اما پدران شما مارا به خاطر همین اهدافمان به زندان میانداختند .

مریم جان مطمئنم که مادرتازه درگذشته ام دعا میکند که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده‌ات بازگردي ومادری از نگرانی رهایی یابد .

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English