تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش سايت > كوچه به كوچه > در آرامش شب بیمارستان

وبلاگ مهمان

در آرامش شب بیمارستان

20 دی 1387 - کمپین اصفهان / هایده تابش - نسخه قابل چاپ

موقع پذیرش مادرم در بیمارستان برای جراحی دیسک کمر ‌‌‌ پرستار بخش تا منو دید گفت :شما همان خانمی هستی که پارسال هم اینجا بودید و در زمینه زنان فعالیت می کردید .با سرم حرفش را تایید کردم، گفتم چه خوب یادتونه! خندید و جواب داد... اره ، سرش خیلی شلوغ بود و تند تند سوال های مربوطه را کرد و اجازه برادر یا پدرم را برای عمل می خواست خیلی لجم گرفته بود اخه من همراه مریض بودم و باید پرستاری می کردم. چاره ای نیست قانونه، با قول اینکه فردا برادرم برای امضای اجازه عمل می اید پرونده را تشکیل داد.

دو روز توام با نگرانی از عمل را گذارنده بودم؛ روز سوم بود و دکتر اجازه داد تا مادرم از تخت پایین بیایند. ساعت 8شب در بیمارستان سکوتی و آرامشی همه جا را گرفته بود همان طور که همراهشون قدم می زدم توی اتاق ها را نگاه کردم، گفتند؛ من که خوابیدم بیا، از تو اتاق دفترچه ها و بیانه برداشتم و یکی یکی توی اتاق ها رفتم و در مورد بیایه توضیح می دادم و امضا می گرفتم .در یک گفتگو نا امید شده بودم ...برگشتم سری به اتاق بزنم، مامانم با ضعف گفتند: کسی هم هست که امضا نکنه؟!!تو یک ساعت این دومین باره که حرف دلم را می خوندند.

نزدیک ایستگاه پرستاری رفتم؛ از ارامش بیمارستان استفاده می کردند و مشغول استراحت (تو این دو روز در شیفت های متفاوت چند تا دفتر چه روی میزشون گذاشته بودم) در حال چای خوردن از قوانین و ناعادلانه بودنشون حرف می زدند موقعیت مناسبی بود وارد گفتگوی انها شدم و بعد از قدری درد و دل و توضیح در مورد بعضی از قوانین برگه را امضا کردند.

کتاب می خوندم که پرستاری در اتاق را زد و پرسید، تو این اتاقه که امضا جمع می کنند؟ ( جا خوردم! ظاهرا از بخش دیگری امده بود) شما کجایید؟ من همیشه دنبالتون میگشتم! برگه را مضا کرد و یک برگه سفید هم گرفت تا از خانواده اش امضا بگیره. چند دقیقه بعد صدایی را از بیرون شنیدم که سراغ اتاق 203 را می گرفت، یکی از پرسنل های بیمارستان بود ...و نفر بعدی...و... هر کدام درد دلی داشتند و زخمی این قوانین! دو نفرشون در حال پچ پچ برگه را از من گرفتند وگفتند چند تا از اقایون هم امضا می کنند ولی چیزی نگذشت که با لب و لوچه اویزان امدند اقایون با تایید مشکلات قانون از اینکه در مورد مهریه و نبودن ان چیزی مطرح نشده از امضا سر باز زدند شاید بهانه! اما من برای اون خانم ها شرح دادم صرف نظر از این که مهریه سنتی است که ریشه در فرهنگ ما دارد و هیچ ضامن اجرایی ندارد و وقتی این قوانین اصلاح شدند بحث مهریه خود به خود منتفی می شود . امروز مهریه بیشتر استفاده ابزاری دارد تا در دادگاه با بخشیدن ان شاید بتوانند طلاق خویش یا حضانت بچه هایشان را بخرند . خیلی کم و بندرت زنانی را می بینیم که از مهریه توانسته باشند به عنوان پشتوانه مالی استفاده کنند.در چشمانشان موافقتشون را با گفته های خود را دیدم ! خاطراتی که در این مورد داشتند را تعریف کردند و با نگاهی به مریض و رعایت حال او با اینکه گفتنی های زیادی داشتند اتاق را ترک کردند.

تا اخر شب بیست نفر امضا کردند و دو برگه سفید هم گرفته بودند شرمنده افراد بعدی شدم و متاسف از اینکه دیگه برگه ای ندارم...

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English